۱۳ پاسخ

میبینم جمع جمعه ۳۹ هفته ای های نزاییده اس🤣🤧

وای منم دلم تنگ میشه اما خداکنه زودتر زایمان کنن🥺🥺
اما من خیلی سختی کشیدم
5ماه تمام عذاب دنیا و کشیدم دکتر استراحت داد بهم اما به سختی تمام کارهامو خودم انجام میدادم
روزا اول لکه بینی مگه تموم میشد برام
خداروشکر ک گذشت

بعد یهو نمیفهمی کی سزارین شدی کی خوب شدی که اینجوری نگات میکنه😂

تصویر

اره واقعا 🥺🥺🥺🥺

منم چند روز پیش داشتم به همینا فکر میکردم که چقد زود گذشت🥲🥹

ایشالا ک همینطوری باشه

ایشالا همه مون بسلامتی زایمان کنیم من فقط همینو می‌خوام امروز فهمیدم واقعا دیگ مادر شدم رفتم بهداشت ازمایشمو بردم گفت تروئید کم کار داری برو دکتر داخلی گفتم خیلی مهمه گفت نری بچه عقب مونده میشه انگار دنیا خراب شد روسرم توخیابون میخواستم بخورم زمین

من بارداری خوبی داشتم اذیت نشدم ولی دوس دارم زایمان کنم دلمم برا بارداری تنگ نمیشه فقط باورم نمیشه انقد زود گذشت ☹️😂

ای جان منم الان که دارم رو به پایان بارداری میرم یه جوریم احساس میکنم بعدا خیلی خیلی دلم واسه این دوران تنگ میشه مخصوصا واسه لگد زدناشون🥺

عزیزم🥲 ینی ناراحتی ک گذشته یا از خوشحالی گریت گرفته

خداروشکر که از سفر ۹ ماهت لذت بردی
بعد از زایمان دلت برای این روزها تنگ میشه

عزیزم انشالله به سلامتی زایمان کنی

اره واقعا منم در تعجبم
و سه ماه اولی ک اصلا تموم نمیشد چطوری شدم ۳۰ هفته🙁🥹

سوال های مرتبط

مامان نورا✨ مامان نورا✨ ۸ ماهگی
هی یادش بخیر انگار همین دیروز بود 🥹
چند روز تاخیر داشتم و داشتم اتاق مرتب می‌کردم یه چیزی دیدم که خیلی بوی خوبی داشت ولی من بو کردم و عق زدم 😂
چند روز قبلشم یه بیبی زده بودم ولی منفی شده بود چون اصلاً قصدشو نداشتم و به بارداری فکر هم نمی‌کردم چون بچه‌ها بزرگ بودن 🥺
خلاصه دخترم زد تو گوگل و دونه دونه علائم بارداری رو خوند ۹۹ درصدشون رو داشتم
گفتم که برین یه بیبی چک بخرین و بیاین رفتن و آوردن من زدم هنوز ۱۰ ثانیه نگذشته بود دیدم دیگه مثبت نشده و گفتم خدا را شکر اومدم اینور ولی دخترم گفت من انقدر وایمیستم تا مثبت شه انقدر وایساد تا حدوداً بعد یه دقیقه اون مثبت شد با جیغ و داد اومد به داداشش هم گفت پا شده بود داشت می‌رقصید پسرم
سریع زنگ زدم به شوهرمم گفتن اون باورش نمیشد
بعد فرداش رفتیم آزمایش بتای بارداری دادیم و گفتش که عددش پایینه احتمالاً خارج رحمه
رفتیم سونوگرافی و گفت یه توده می‌بینم که احتمالاً خارج رحیمیه
ما هم تو گوگل زدیم و دیدیم که خطر مرگ مادر رو داره و عین چی هممون نشسته بودیم گریه کردن
چند روز بعدش رفتیم پیش دکتر امانی گفت قلبش تشکیل نشده احتمالاً بارداری پوچه
خلاصه گذشت تا دقیقاً چهارشنبه سوری ۱۴۰۳ ما رفتیم سونوگرافی و قلبش میزد
گذشت و گذشت و گذشت
هماتوم و هزار تا مشکلای دیگه هم گذشت
هفته بعد شنبه تا سه‌شنبه احتمال زایمانم هست
پنجشنبه دارم میرم برای تعیین وقت🥹🥲