سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 2️⃣از تجربه های بارداریم
خلاصه رفت و امد برام سخت بود چون هر ازمایشی تایم خودشو داشت مثلا ازمایش تخمدان و پرولاکتین ازمایش اسپرم همسرم و از اون ور چون فقط روزای زوج بود و کار رو سخت تر کرده بود و منم محصل بودم نمیتونستم همش تو راه رفت و آمد و برو و بیا باشم خلاصه بیخیال شدم چون تو ازمایشام مشکلی نبود و همین برای من کفایت میکرد گذشت و وارد ۱۸ سالگی شدم اردیبهشت ماه
و امتحانای اخر سال هم شروع شده بود و منم سال اخرم بود و برام مهم بود و استرس گرفتم من همونجور خودم پریودی هام نا منظم بود و این استرس باعث شد پریود بشم اما برای اولین بار ۱۰ روز ادامه داشت و کل ده روز شدید بود و دقیقا وسط امتحانام بودم
امتحانام گذشت و و تموم شد منتظر بودم پریود شدم حالا یک ماه و خورده ای از پریودیم گذشته بود نه به ماه قبلش که ول کنم نبود نه به این ماه که نمیومد بعد از یک سال تصمیم گرفتم باز برم پیش دکترم ببینم چرا اینجوری‌ شدم الان دیگه ذهنم هم ازاد تر شده بود چون مدرسه تموم شده بود چون دیگه سه سال از ازدواجم گذشته بود و کم کم دیگه اطرافیان به شوخی میگفتن پس کی میخوای حامله شی برای ما که مهم نبود اما سوال بود چرا با وجود اینکه مشکلی نبود باز من هم پریودیم نامنظمه هم باردار نمیشم و کم کم داشتم نگران میشدم خلاصه رفتم پیش دکترم و ....
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت3️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه باز بعد یک سال رفتم پیش دکترم و منو یادش بود کلا دکتر خوش برخورد و مهربونی بود باز هم این بار هم بهم گفت دختر تو که سنت کمه و باز دلم میخواست بهش بفهمونم بخدا درد من چیز دیگس😂
خلاصه بهش گفتم که ماه قبل ده روز پریود شدم و الانم یک ماه نیمه پریود نشدم دقیقا تاریخارو یادم نیست اما فک کنم فروردین ده روز پریودیم زمان برد اردیبهشت کلا پریود نشدم خرداد هم یه چند روزی از اول ماه گذشته بود ولی باز دقیق دقیق یادم نیست اما میدونم خرداد بود رفتم پیشش تا بهش گفتم سریع گفت بذار معاینه ات کنم نمیدونستم چطوریه اما وقتی پرسیدم فهمیدم معاینه داخلی گفت برو مثانتو خالی کن استرس گرفتم خب بار اولم بود نمیدونستم چه خبره ولی اونجا که منتظرم مینشستم نوبتم بشه یه چیزایی از خانما شنیده بودم رفتم مثانمو خالی کردم پول معاینه رو کارت کشیدم و دوباره رفتم تو اتاقش و رو تخت دراز کشیدم معاینه کرد درد نداشت تا جایی که یادمه بهم گفت اندو نازکه و خلاصه به دستیارش که اونجا بود داشت میگفت که برام دارو بنویسه و معاینش که تموم شد رفت پشت میزش و من پیش دست یارش موندم که ماما بود و منتظر موندم ببینم چی میگه اتاق ماماش اینجوری بود که یه اتاقک کوچولو داخل اتاق خود دکتر بود با یه دستگاه معاینه و تخت و میز و کامپیوتر ماما
خلاصه واسم امپول نوشت که پریود شم امپول پروژسترون بود گفت اینو بزن پریودی شی بعد برام قرص و امپول دیگه هم نوشت که حالا میگم چی بودن بعد چون اونا رو باید بعد پریود شدن استفاده میکردم و اون اول هدفش این بود که من پریود شم...
مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۲ ماهگی
تجربه سزارین🤗
میشه گفت سزارین خوبی داشتم ولی چند تا نکته بود گفتم بگم شاید به درد یکی بخوره
من روز شنبه موعد عملم بود روز جمعه رفتم عکاسی بارداری که خیییلییی کار اشتباهییی بود به زور تونستم عکس بگیرم و استرسم رو کنترل کنم کاش زودتر اقدام میکرد برا عکاسی

من رور جمعه فقط صبحونه خوردم و از استرس و دلهره ناهار نخوردم شامم یه چیز سبک در حد یه تیکه مرغ و سالاد خوردم فردا روز عمل داشتم از ضعف میمردممممم میدیدم همه دور وبریام قشنگگگگگ شام خوردن و بعد 12 هیچی نخوردن در حالی که من نه هم کم خورده بودم هم از 10 به بعد هیچی نخوردم...
امپول بی حسی دردی حس نکردم و یه لحظه حس رعد و برق گرفتم و تمام بی حسسس شدم حسن عمل هیچییی متوجه نمیشدم یه حالت سر گیجه شدید داشتم و چشمام رو فقط بسته بودم که اروم بشم
بعد عمل که رفتم ریکاوری شدیدااااا حس لرز و سرما داشتم دو تا پتو روم بود ولی داشتم میمردم ازسرما تو همین حین یه ماما اومد و در حالی که بی حس بودم شکمم رو ماساژ داد که جیغم کل سالن رو برداشته بود خیلی بد بود با اینکه بی حس بودم ولی بازم حسش خیلی بد بود
من سوند نداشتم و از این بابت خیلییییی راحت بودم بعد عمل
تقریبا 8 ساعت بلدش تونستم بلند شم و به راحتی راه برم
من راه رفتن اول برام سخت نبود هی با خودم میگفتم چرا میگفتن سخته اول راه رفتن بعد فهمیدم علتش چی بود🤦🏻‍♀️
من پمپ درد داشتم و بهترین انتخابی بود که میتونستم داشته باشم و اون باعث شده بود هیچچچچ دردی رو متوجه نشم یعنی روز عمل حالم خیلی اوکی بود میتونستم بلند شم راه برم ولی همبن که فردا از سر صبح پمپ درد تموم شد دردام شروع کردن اونم رفته رفته وحشتناک شد...
مامان آراس کوچولو مامان آراس کوچولو ۳ ماهگی
سلام خواستم تجربمو از سزارین بگم برا اون دوستانی که سوال پرسیدن
اول اینو بگم که من فوبیای اتاق عمل داشتم کلا استرسم بالا بود ولی ب هر حال سزارینو انتخاب کردم  روزی که رفتم برای سز ۱۰ ساعت ناشتا بودم چون قرار بود زودتر برم اتاق عمل ولی خب چند ساعتی عقب افتاد منم هیچ نخوردم ولی اصلا حالت تهوع نگرفتم و از اون لحاظ راحت بودم .
اینم بگم قبل از اینکه برم اتاق عمل منو فرستادن زایشگاه چون قانون بیمارستان این بود ک از زایشگاه تایید کنن ک برم برای سزارین  خلاصه از زایشگاه بگم براتون خیلی دل و جرات میخواد  کسی که زایمان اولش هست بنظرم اگه خیلی آماده و بنیه قویی دارین طبیعی رو انتخاب کنه چون زایمان طبیعی بنظر من خیلی آمادگی میخواد چون درد زیادیو باید تحمل کنی خلاصه منو اونجا  تا یکساعتی اذیت کردن  چون من دهانه رحمم بسته بود دو بار معاینه کردن ب شدت درد داشت و نگم براتون....بعد دکترم اومد منو فرستاد اتاق عمل و از رفتار و اخلاق بد پرسنل زایشگاه راحت شدم اون لحظه از اینکه زایمان طبیعی رو انتخاب نکرده بودم خوشحال بودم