سوال های مرتبط

مامان فاطمه و حسنا مامان فاطمه و حسنا ۴ ماهگی
مامان delin❤️ مامان delin❤️ هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان پناه مامان پناه ۵ ماهگی
پارت 4️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه گفتم که اون هدفش این بود که من اول پریود شم
بهش گفتم اگر امکانش هست این امپولی که باعث میشه پریود شم رو نزنم فعلا یه هفته دیگه صبر کنم شاید خود به خود پریود شدم اونم قبول کرد و گفت موردی نداره
خب راجب اون قرص و امپول که گفتم همون موقع بهم پیشنهاد ای یو ای داد دکتر چون در واقع تخصص اصلیش نازایی و ای یو ای و ای وی اف بود و خب من مسلما چنین چیزی نمیخواستم حتی نمیدونستم چی به چیه گفتم باید با همسرم یه مشورت کنم برگردم گفت باشه رفتم به شوهرم گفتم دست و پا شکسته میدونستیم چیه اما دقیق نه زدیم گوگل خوندیم و هر دو هم مخالف بودیم رفتم و بهش گفتم که نه ای یو ای نمیخوام انجام بدم و اونم گفت باشه و برام این قرص و امپول رو داد قرص لتروفم و امپول سینال اف هر دو برای تحریک تخمدان بودن که قرص رو بهم گفت از روز پنج پریودیت ۳ تا روزانه بخور کلا ۱۵ تا بود البته اگر اشتباه نگفته باشم و امپول هم نمیدونم دو تا یا سه تا بود که بهم گفت دقیقا سر ساعت شش در فلان تاریخ بزن و دقیقا خودش هم ساعت هم تاریخ رو بهم داد و منم رعایت کردم و سر تاریخ امپول زدم و سر ساعت قرص خوردم نمیدونم شاید تنبلی تخمدان داشتم یا هر چیزی ولی تو ازمایشا بهم گفته بود چیزی نیست و از اون ور هم بعدش هم اسمی نیورد که مشکل چیه و منم نفهمیدم ولی حدسم همون تنبلی تخمدان بود
خلاصه بهم گفته بود بعد از تموم شدن اینا بیا دوباره مطب که یه دارو دیگه بهت بدم ولی خب قبل از اینکه اون دارو رو بده که یه امپول بود باید اول معاینه میکرد پس دوباره رفتم پیشش برای معاینه داخلی دوم...
مامان نویان مامان نویان ۳ ماهگی
پارت دو
دیگه نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ جسمی آمادگی بارداری نداشتم و دو سال کامل بچه رو از زندگیم حذف کردم و رفتم سرکار، بعد دوسال با دکتر حسین آصف جاه تو تهران سرکلاژ شکمی شدم و بعد سه ماه اقدام به بارداری کردم و بعد ۶ ماه من باردار شدم.قبل بارداری ازمایش های ایمنی و انعقادی رو دوباره دادم، بازم مشکل انعقادی نداشتم، بعدش با دکتر مریم توکلی متخصص ایمنی ویزیت شدم و آزمایش های ایمنی رو دادم و ایشون گفتن که مشکل ایمنی نداری و اصلا دارو ایمنی مصرف نکن چون بدون مشکل ایمنی داروی ایمنی مصرف کنی میتونه نتیجه برعکس بده،مثبت که شدم دیگه سرکار نرفتم، هفته ۸ رفتم سونو و بعد دکتر، برای تشکیل قلب دیگه زودتر نرفتم، من ویار و حالت تهوع شدید داشتم تا هفته ۱۸ هیچ چیزی نمیتونستم بخورم و هر روز حداقل ۵ بار استفراغ شدید داشتم وسرم میزدم و داخلش امپول ویتامین ب ۶ و آمپول متوکلوپرامید میزدیم و فقط با اون کمی بهتر میشدم.دکترم از هفته هشت هر روز یکی شیاف پروژسترون داد بهم و آسپرین رو من از قبل بارداری زمان اقدام استفاده میکردم هر روز یکی وقتی هم که مثبت شدم ادامه دادم و روزی یکی کوالی فول داشتم، خداروشکر رفتم آنومالی همه چی خوب بود، درد واژن رو اکثر اوقات تو هفته های مختلف داشتم،
دکترم هفته ۱۸ بهم امپول پروژسترون ۲۵٠ داد، مکمل هم آهن، مولتی ویتامین، کلسیم، امگا سه بود.
هفته ۲۴ دوباره رفتم سونو همه چی خوب بود، طولمم کلا از اول تا اخر ثابت بود. من اصلا سونو واژینال رو انجام ندادم و همه سونوهام از اول شکمی بود.
مامان پناه مامان پناه ۵ ماهگی
پارت 1️⃣ از تجربه های بارداریم
اول از همه بگم که ۱۵ سالگی ازدواج کردم و الان ۱۸ سالمه و چون این سه سال تحصیل میکردم نه برای خودم مهم بود نه برای همسرم که بچه دار بشیم از همون اول هم رابطه بدون جلوگیری داشتم و فرقی نمیکرد برام
کلا سال اول دیدم جلوگیری ندارم ولی باردار نمیشم
سال دوم هم همینطور درسته مهم نبود برام اما شک کردم
پریودی های نامنظمی هم داشتم از قبل از ازدواج هم نا منظم بود
تصمیم گرفتم برم دکتر جریانو براش تعریف کردم بهم گفت که عزیزم تو سنت خیلی پایینه و چه عجله ای داری برای بچه بهش گفتم درد من بچه نیست اصلا مهم نیست بیشتر هدفم اینه بفهمم چرا دو سال با رابطه بدون جلوگیری و پریودی های دردناک و نا منظم باردار نشدم
بهش گفتم دوست دارم اگر مشکلی هست پیشگیری کنم درمان کنم وگرنه بچه برام مهم نیست که بشه یا نه چون هنوز وقت دارم
خلاصه برام ازمایش نوشت هم برای من هم برای همسرم
هر دو مشکلی نداشتیم عجیب بود همچنان برام بهم دو تا قرص داد یه د۳ یه فولیک اسید گفت دو ماه بخور اگر خبری نشد باز بیا پیشم
دو ماه خوردم و خبری نشد میدونستم هم خبری نمیشه
اما بعد دو ماه چون قرار بود امتحان بدم نرفتم دیگه و درگیر امتحانام شدم گفتم فعلا بیخیال بعد دوباره میرم پیگیر میشم
برو و بیای ازمایشا خیلی خسته کننده بود برام چون دکتری که میرفتم شهرستان بود و یک ساعت با من فاصله داشت از اون ور فقط روز های زوج بود و از طرفی هم گفته بود ازمایشایی که برات مینویسم رو باید جاهایی که میگم بری انجام بدی....
بقیه اش رو پارت بعد میذارم طولانی شد این😬
مامان پناه مامان پناه ۵ ماهگی
پارت 2️⃣از تجربه های بارداریم
خلاصه رفت و امد برام سخت بود چون هر ازمایشی تایم خودشو داشت مثلا ازمایش تخمدان و پرولاکتین ازمایش اسپرم همسرم و از اون ور چون فقط روزای زوج بود و کار رو سخت تر کرده بود و منم محصل بودم نمیتونستم همش تو راه رفت و آمد و برو و بیا باشم خلاصه بیخیال شدم چون تو ازمایشام مشکلی نبود و همین برای من کفایت میکرد گذشت و وارد ۱۸ سالگی شدم اردیبهشت ماه
و امتحانای اخر سال هم شروع شده بود و منم سال اخرم بود و برام مهم بود و استرس گرفتم من همونجور خودم پریودی هام نا منظم بود و این استرس باعث شد پریود بشم اما برای اولین بار ۱۰ روز ادامه داشت و کل ده روز شدید بود و دقیقا وسط امتحانام بودم
امتحانام گذشت و و تموم شد منتظر بودم پریود شدم حالا یک ماه و خورده ای از پریودیم گذشته بود نه به ماه قبلش که ول کنم نبود نه به این ماه که نمیومد بعد از یک سال تصمیم گرفتم باز برم پیش دکترم ببینم چرا اینجوری‌ شدم الان دیگه ذهنم هم ازاد تر شده بود چون مدرسه تموم شده بود چون دیگه سه سال از ازدواجم گذشته بود و کم کم دیگه اطرافیان به شوخی میگفتن پس کی میخوای حامله شی برای ما که مهم نبود اما سوال بود چرا با وجود اینکه مشکلی نبود باز من هم پریودیم نامنظمه هم باردار نمیشم و کم کم داشتم نگران میشدم خلاصه رفتم پیش دکترم و ....
مامان نی نی مامان نی نی ۱ ماهگی
من با نامه بستری شدم تو ۳۹هفته
چون صدک رشد نی نی پایین و دکتر خاتمه بارداری داد
و گفت با شیاف و قرص برات القای درد انجام میشه اگه جواب نداد آمپول فشار
منم صبح پنجشنبه رفتم برای بستری شدن بدون هیچ دردی
البته شب قبلش ۲ ساعت راه رفتم چند بار دوش آب گرم گرفت کلی ورزش کردم
و به این نتیجه رسید خودش تا زمانش نشه هیچ کاری تاثیر نمیزار
من ۹ رفتم بیمارستان و تا کارای بستری انجام شد و رفتم تو بخش زایشگاه و اولین دوز قرص زیر زبونیم رو شروع کردم شد ساعت ۱۰نیم
دوز دوم رو هم ساعت ۶ عصر گرفتم اما هیچی به هیچی رو من تاثیری نداشت 😏من روز اول رو بستری بودم بدون درد تا اینکه صبح جمعه ساعت ۱۱ اولین دوز آمپول فشار رو گرفتم و درد هام کم کم شروع شد اما با فاصله خیلی زیاد و انقباض های کوتاه این روند تا ساعت ۲ ادامه پیدا کرد و دیدن دردام منظم نیست دوز رو اضافه کردن درد های اولیه دقیق مثل درد های پریود با درد کم تا متوسط بود
راستی من با دهانه رحم کاملا بسته بستری شدم
و بعد گذشت ۳ ساعت از آمپول فشارم یک روز با دو دوز قرص زیر زبونی تا شده بودم ۱ سانت😅
خلاصه که درد ها از ساعت ۱۲ شروع شد درد ۱۲ به شد درد پریود کمی شدید که همراهم رو صدا زدم که بیاد کنار باشه و ماساژ هارو شروع کنه
که من همراهم مامانم بود
مامان علیسان مامان علیسان ۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت اول
خب من از اول بارداری فشار خون داشتم دکترم برام قرص متیل دوپا تجویز کرده بود این دو ماه اخر بارداری فشارم نرمال شده بود ۱۱ اینا بود با قرص همچنان قرصو ادامه میدادم
اما من دوروز سر درد داشتم در حدی که چشمام حس‌میکردم داره میترکه ولی چون فشارم کنترل بود زیاد جدی نگرفتم گفتم من قرصامو به موقع میخورم که از شانس دستگاه فشار جاریمو گرفته بودم گفتم ببرم پس بدم دیگه چیزی به زایمانم نمونده
قرار بود سوم شهریور برم مطب دکترم که بهم بگه دهانه‌رحمم چجوریه و ..... و اگر دردم نگرفت نامه بده برم بستری شم بچه رو طبیعی به دنیا بیارم با آمپول فشار تاریخ زایمانم بر اساس ان تی ۱۴ شهریور بود
۱ شهریور من سر درد بدی گرفتم در حدی که واقعا غیر قابل تحمل بود ولی چون قبل بارداری ام سابقه همچین سر دردایی داشتم‌ گفتم ولش کن خوب میشم
دیگه شوهرم اومد خونه وضعیت منو دید گفت سریع لباس بپوش ببرمت بیمارستان جایی تو حالت خیلی‌بده من یکم مقاومت کردم گفتم نه ولش سوم میخوام برم دکتر
دیگه سریع رفتم بیمارستان تامین‌اجتماعی که واقعا خدا ازشون نگذره
فشارم اونجا ۱۴ بود منو فرستادن بلوک زایشگاه گفتن برو سریع بالا نوار قلب اینا بگیرن از بچه هیچی من رفتم بالا شاید باورتون نشه منو با اون فشار و سرگیجه یک ساعت تو یه اتاقی که نه صندلی داشت نه تخت برای جای نشستن سرپا نگه داشتن هیچکسم بهم توجه نمیکرد 😑
مامان 🍒آراد🍒 مامان 🍒آراد🍒 ۵ ماهگی
کیا مثل من شیر به شیر باردار شدن ؟ اواضع در چه حاله راضی هستید !؟
من یه دختر ۱۲ ساله دارم
پسرم ۹ ماهش بود که باردار شدم وقتی ۱۸ ماهش بشه این یکی‌ پسرم به دنیا میاد 🥹🚀


والا سخت که برای من خیلی سخت بود‌همش پسرم میاد میشینه رو شکمم یا به پهلو میخوابم میاد میشینه رو پهلو هام یا میگه بغلم کن

با اینکه شوهرم و دخترم خیلی کمک میکنن ولی خب بازم سختیش با منه


( در مورد بارداری بخوام بگم سر دخترم اصلا نفهمیدم کی باردار شدم کی زایدم انقدر‌دوران حاملگیش راحت بود فقط طبیعی بودم خیلی سخت رایمان کردم )

( موقع بارداری پسر اولم مردم و زنده شدم تا روز اهر همش میرفتم بیمارستان سرم میزدم انقدر‌ معده درد و تهوع های بدی داشتم سخت ترین روزهای زندگیم‌ بود ولی سزارین شدم و زایمان فوق العاده راحتی داشتم از فرداش هم سر پا بودم خودم پسرم و مراقبت و بهداشت و همه جا بردم )

( این بارداریمم با اینکه بازم پسره ولی مثل موقع بارداری دخترم بود اصلا متوجه نشدم و تا امروز که اخرای ماه هشتم اصلا یک بار هم تهوع و اینا نداشتم شکر خدا انشالله زایمانش هم مثل موقع پسر اولیم راحت باشه )





شیرخشک مای بیبی زایمان پوشک