پارت دو
دیگه نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ جسمی آمادگی بارداری نداشتم و دو سال کامل بچه رو از زندگیم حذف کردم و رفتم سرکار، بعد دوسال با دکتر حسین آصف جاه تو تهران سرکلاژ شکمی شدم و بعد سه ماه اقدام به بارداری کردم و بعد ۶ ماه من باردار شدم.قبل بارداری ازمایش های ایمنی و انعقادی رو دوباره دادم، بازم مشکل انعقادی نداشتم، بعدش با دکتر مریم توکلی متخصص ایمنی ویزیت شدم و آزمایش های ایمنی رو دادم و ایشون گفتن که مشکل ایمنی نداری و اصلا دارو ایمنی مصرف نکن چون بدون مشکل ایمنی داروی ایمنی مصرف کنی میتونه نتیجه برعکس بده،مثبت که شدم دیگه سرکار نرفتم، هفته ۸ رفتم سونو و بعد دکتر، برای تشکیل قلب دیگه زودتر نرفتم، من ویار و حالت تهوع شدید داشتم تا هفته ۱۸ هیچ چیزی نمیتونستم بخورم و هر روز حداقل ۵ بار استفراغ شدید داشتم وسرم میزدم و داخلش امپول ویتامین ب ۶ و آمپول متوکلوپرامید میزدیم و فقط با اون کمی بهتر میشدم.دکترم از هفته هشت هر روز یکی شیاف پروژسترون داد بهم و آسپرین رو من از قبل بارداری زمان اقدام استفاده میکردم هر روز یکی وقتی هم که مثبت شدم ادامه دادم و روزی یکی کوالی فول داشتم، خداروشکر رفتم آنومالی همه چی خوب بود، درد واژن رو اکثر اوقات تو هفته های مختلف داشتم،
دکترم هفته ۱۸ بهم امپول پروژسترون ۲۵٠ داد، مکمل هم آهن، مولتی ویتامین، کلسیم، امگا سه بود.
هفته ۲۴ دوباره رفتم سونو همه چی خوب بود، طولمم کلا از اول تا اخر ثابت بود. من اصلا سونو واژینال رو انجام ندادم و همه سونوهام از اول شکمی بود.

۲ پاسخ

بچه ها سرکلاژ شکمی با سرکلاژ واژینال فرق داره، اگر اطلاعات بخوایین بپرسین بهتون میگم.

آدامس عزیز

سوال های مرتبط

مامان پسرچه مامان پسرچه ۳ ماهگی
تجربیات بارداری پارت دوم:
هموگلوبینم ۱۶ بود (کمی بالا) ، ایمنی هپاتیت بی نداشتم، توکوپلاسما هم برام igg مثبت شد و igm منفی
باز با همون دکتر انلاین مشاره شدم و گفت موردی نیست و فقط واکسن هپاتیت بی بزن ، سر ۶ هفته هم برو سونوی واژینال
۱ اسفند یک دز واکسن زدم

سر ۶ هفته رفتم سونو، دکتر شکمی انجام داد، سن بارداری رو زد ۵ هفته و ۵ روز، فقط ساک بارداری دیده شد. گفت لزومی‌نمی‌بینم واژینال انجام بدی، همین که داخل رحمیه از نظر من کافیه، برو دو هفته دیگه بیا

دو هفته بعد رفتم تا شکمی انجام داد قیافه ش رفت تو هم، گفت برو مثانه تو خالی کن بیا واژینال انجام بدم، من همونجا ته دلم خالی شد و فهمیدم یه مشکلی هست

و بله حدسم درست بود، جنین و کیسه زرده تشکیل شده بود ولی نی نی قلب نداشت، دکتر گفت ببین جنین یک سانته و با این قد باید قلب داشته باشه

به نظر من این قلب دار نمیشه دیگه سنش هم ۷ هفته و دو روز بود و ۵ روز از تازیخ پریودم عقب تر بود.

پارسال ۲۵ اسفند بود چه روز تلخی ب…….
مامان نویان مامان نویان ۱ ماهگی
پارت چهار
خداروشکر الان وارد هفته ۳۶ شدم و دکترم واسه ۳۷ هفته و دو روز وقت زایمان داده که دیگه بیشتر از اون ریسک نکنیم. من زودتر واستون بیوگرافی رو نوشتم که اگه بعدا وقت نشد دیگه نوشته باشم. واسم دعا کنید پسرم رو به سلامتی بغل بگیرم.

استراحتم:من چون ویار شدید داشتم تا هفته ۱۸ از اول نتونستم آشپزی کنم یا حتی خونه بوی غذا نباید میومد واسه همین زحمت غذا با مامانم و شوهرم بود.
کار خونه کلا از اول انجام ندادم فقط گاهی تو خونه نامرتبی بود مرتب میکردم، لباس ها رو مثلا پهن میکردم رو بند و سر پا اگر کاری بود انجام میدادم و اصلا این مدت خم و راست نشدمم.مثلا واسم غذا میذاشتن خودم گرم میکردم میخوردم و ظرف هامو خودم میشستم، واسه خودم هر روز خودم صبحانه آماده میکردم،تو خونه قدم میزدم و کارهای شخصی ام رو انجام میدادم. رابطه کلا از اول که مثبت شدیم دیگه تا اخر نداشتیم.کلا از وقتی هم مثبت شدم تا هفته ۸ دو بار مهمونی رفتم و دو سه بار با ماشین بیرون رفتم ولی دیگه بعد اون تا اخر اصلا از خونه جز واسه دکتر بیرون نرفتم. حمومم هر ۵ روز یک بار رفتم.
مامان هانا🩷 مامان هانا🩷 ۱۱ ماهگی
مامان ماهلین مامان ماهلین ۶ ماهگی
تجربه بارداری ۱۰
نتیجه ی سونو رو برای دکترم فرستادم و دکتر گفت خوبه ازش درباره طول سرویکس پرسیدم گفت مشکلی نداره اما از ذهنم بیرون نمیرفت ازش خواستم سونو واژینال بده ولی اصرار کرد نیازی نیست دو هفته بعد رفتم سفر و تو سفر یه بار لکه دیدم نگران شدم و به دکترم پیام دادم گفت اگر یکبار بوده نگران نباش و برام شیاف و سونو نوشت که اگر ادامه دار شد سونو بدم و شیاف بذارم اما لکه همون یکبار بود و تموم شد منم سونو رو ندادم هفته ی ۲۲ بارداری بودم که دیدم بچه تکون نمیخوره خیلی نگران بودم اولین بار بود که انقدر طولانی بی حرکت بود طاقت نیاوردم و رفتم سونو و خداروشکر حالش خوب بود اما من همچنان نگران طول سرویکسم بودم و خودم درخواست دادم که طول سرویکسمو شکمی اندازه بزنن که دیدم شده ۲۷ و نگران تر شدم اما همچنان دکترم معتقد بود مشکلی نیست حتی شیاف هم برام تجویز نکرد دو هفته بعد رفتم پیش دکتر دیگه و اون برام سونو واژینال نوشت تو هفته ی ۲۴ بارداری طول سرویکسم شده بود ۲۴ و بالاخره بعد از ۳بار دکتر عوض کردن تو هفته ی ۲۶بارداری با طول سرویکس ۲۳ پساری گذاشتم و مصرف شیاف پروژسترون رو شروع کردم
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣3️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه دکتر غدد پیدا کردم و نوبت گرفتم و رفتم پیشش ازمایشا رو نشونش دادم پرسید عصبی هستی یا زیاد عرق میکنی و خلاصه چند تا سوال اینچنینی که همه رو گفتم نه
گفت پس این پرکاری بخاطر هورمونای بارداریه و ۲۰ هفته و اینا بهتر میشه و بعد مجدد یه ازمایش بده ۲۰ هفته به بعد
خیالم راحت شد و امد بیرون و ماجرای این تمام شد
و زمان انومالی رسید یکم استرس داشتم و بعد از چند هفته قرار بود ببینمش تازه چند وقتی بود راجب طول سرویکس و اینا خونده بودم برای همین استرسش رو داشتم و قبل انومالی استراحت داشتم و به خودم فشار خاصی نمیوردم دکتر هم برام سونو واژینال نوشته بود هم شکمی برای بررسی طول سرویکس خلاصه انجام دادم و گفت تو سرش دو تا غده است یکم استرس گرفتم اما بعد خوندم راجبش و همه میگفتن برطرف میشه و خداراشکر هم برطرف شد توی ۲۰ هفته
اما خب طول سرویکس که خیلی نگرانش بودم چون چیزای راجبش ندیده بودم و همش میترسیدم یه وقت کم باشه و خب میگفتن رابطه هم خوب نیست و من روزی یکی دوبار و اونم هر روز رابطه داشتم از اول بارداری و همین استرسم رو بیشتر میکرد
جواب سونو رو که گرفتم اولین چیزی که چک کردم همین بود
نوشته بود واژینال ۳۹ شکمی ۳۷ خیالم راحت شد چون طبق چیزایی که خونده بودم خداراشکر عالی بود و همین خیال راحتی کار دستم داد چون قبل سونو به خودم فشار نمیوردم و کارای خونه رو مرتب انجام نمیدادم در حد غذا که اونم گاهی همسرم درست میکرد اما بعد سونو که فهمیدم خوبه تازه همه چیز شروع شد...
مامان بچم‌🩵دخترم🩷 مامان بچم‌🩵دخترم🩷 ۱۵ ماهگی
سلام بچه ها صبحتون بخیر🌱
چون تا زایمانم خیلی کم مونده همش نگرانم نکنه بچم سالم نباشه😭😓

اخه بارداری خیلی سختی داشتم شرایطمو میگم ببینید به نظرتون با این شرایط بچم سالمه یا نه😭


۱_
از اول بارداری که سونو رفتم قلبش حدود ۷ هفته تشکیل شد از هفته پنج شش تا هفته نهم دهم لکه بینی داشتم حتی گاهی شیاف اثر نمیکرد بعدش ۱۱ هفته خونریزی کردم بی دلیل

ویارای وحشتناک داشتم تا هفته بیست ۷_۸ کیلو وزن کم کردم هیچی نمیتونستم بخورم
مکمل ها رو به زور تحمل میکردم😣

تو هفته ی ۱۶ اینا دکتر مولتی برام نوشته بود شوهرم گرفته بود داروخونه یه مولتی داده بود که اصلا برای بارداری مجاز نبود داخلش مقدار ویتامین آ زیاد بود😑منم چون حال و روز خوبی نداشتم اصلا بروشور و روشو نخونده بودم ۲۲ روز مدام همون مولتی رو خوردم بعد یه روز اتفاقی دیدم روش نوشته تو بارداری نباید مصرف بشه😢
دکترم اونو ننوشته بود داروخونه اشتباهی داده بود😭

غربالگری اولم ریسک سندروم داون نشون داد که سلفری دادم خدا رو شکر سالم بود
۲۳ هفته دهانه رحمم باز شد فانلینگ شدم با سرویکس کوتاه اورژانسی سرکلاژ شدم
فشار خون از هفته هشتم دارم قرصشو مصرف میکنم
قند خونم بالاست

دمیترونو قشنگ تا روز سرکلاژ میخوردم وسطا یکی دوباری هیوسین خوردم بعدم از همون ۲۳ هفته به اینور معده دردای شدید میگرفتم یه شربت معده ای دکتر برام نوشته بود اونو همش میخوردم برا یبوستم اگه مگنی میلک و لاکسی ژل نمیخوردم اصلا روده هام کار نمیکرد

نمیدونم همش نگرانم با این همه دارو و قرص ایا بچه من الان سالمه یا نه؟😭😭😭


سونو گفت دور سرش دو هفته کمتره هم دکتر هم سونو گفتن طبیعیه فرم سرش اونجوریه نمیدونم چرا از نگرانی درنمیام همش نگرانم😭😭
مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 9️⃣ از تجربه های بارداریم
قبل از شروع بگم که پارت ششم رو دوبار گذاشتم اگر باز نبود بهم بگید و اگر کسی دلیلش رو میدونه بگه ممنونم🥰
خلاصه از مطب امدم بیرون و عکس رو نشون همسرم دادم و براش توضیح دادم که دکتر چی گفت و چی شد و کلی هر دو ذوق داشتیم
یه سری مسائل پیش امد و من تا ۱۰ هفته نرسیدم برم سونو قلب خب خیالم هم تا حدودی راحت بود چون شش هفته خودش چک کرده بود و گفته بود همه چیز خوبه
ده هفته رفتم سونو و اونجا کلی اب خوردم تا نوبتم بشه و رفتم و صدای قلبش رو شنید حس خوب و قشنگی داشت یه ریتم منظم و دلنشین و از درون من بود جالب بود برام
از سلامتش مطمئن شدم و رفتم خونه اما دیگه از ۷،۸ هفته تهوعام شروع شده بود و خیلی بد بود اصلا نمیتونستم هیچی بخورم و خیلی اذیت بودم هر دقیقه گلاب به روتون استفراغ و همین باعث شد من نتونم برم دکتر خودم که از اول میرفتم پیشش چون تو ماشین حالم خیلی بد میشد و کوتاه ترین مسافت برام اذیت کننده بود برای همین یه دکتر تو شهر خودم انتخاب کردم و رفتم هیچ اطلاعی نداشتم که خوبه یا بد فک کردم همه دکترا مث هم هستن همه ی مطبا رسیدگیشون به یه شکله اما این مثل دکتر خودم نبود اول که رفتم اصلا مهم نبود حامله هستی یا نه و هیچ استثنایی برا زن حامله وجود نداشت
پبش خودم گفتم اینا مهم نیست دکتر مهمه بذار ببینم خودش چطوریه
نوبتم شد بعد از کلی انتظار و رفتم داخل سلام کردم به زور جواب داد و خیلی خیلی خشک برخورد کرد برعکس دکتر خودم که همیشه خوش برخورد و پر حرف بود اما این نه به زور حتی جواب سوالامو میداد
سونو رو نشونش دادم و سلامتش رو تایید کرد و برام سونو انتی نوشت و من با یه خسته نباشی که بی جواب موند مطبش رو ترک کردم ....
مامان جوجو🐣 مامان جوجو🐣 ۲ ماهگی
تجربه بارداری تا زایمانم پارت ششم🌱
عمل انجام شد و بعد از اون مدام سونو میکردن و وضعیت جنین رو چک میکردن
و دکتر طالبی مدام وضعیتم رو چک میکرد و بهم انگیزه میداد و با حرفاش امیدوارم میکرد...
عمل صفرام رو دکتر اصلان پور انجام دادن و نتیجه رضایت بخش بود و کار دکتر عالی بود...
خلاصه بعد از یک هفته مرخص شدم افتادم دنبال کارای غربالگری اول...
سونوی ان تی انجام شد با دکتر و به درخواست خودم به جای آزمایش ان تی سلفری انجام دادم.
آزمایشم رو توی آزمایشگاه آریا ژن انجام دادم اونم خوب بود...
یک هفته گذشت و من همچنان تهوع و ویار داشتم
همش با دمیترون سر میکردم، بی تاثیر نبود ولی خوبه خوب هم نبود...
یه روز دوباره حالم بدتر شد که حتی قطره ایی آب هم نمیتونستم بخورم.
دوباره بستری شدم همون بیمارستان عسگریه
در حدی بودم که پرسنل همگی دعا میکردن واسم که این بارداری رو به سلامت بگذرونم...
دیگه اونجا احساس غربت نداشتم با همه پرسنل دوست شدم و همگی بخاطر وضعیتم خیلی هوامو داشتن و بهم انگیزه و امیدواری میدادن و حرفاشون واقعا بهم دلگرمی میداد...
بعد از چند روز دوباره مرخص شدم و همگی آرزو میکردن که دیگه فقط زایمان برگردم بیمارستان ...
مرخص شدم و تهوعم با قرص و یه سری دارو تقریبا کمتر شده بود
گذشت و گذشت رفتم آنومالی اونم پیش دکتر نصوحیان که به شدت ازشون راضی بودم
شرایطم رو گفتم که چقدر دارو گرفتم و جراحی انجام دادم ایشونم با صبر و حوصله تک تک اجزای جنین رو بررسی کردن و برام توضیح دادن و خیالم رو راحت کردن بابت این که جنین مشکلی نداره خداروشکر....