پارت چهار
خداروشکر الان وارد هفته ۳۶ شدم و دکترم واسه ۳۷ هفته و دو روز وقت زایمان داده که دیگه بیشتر از اون ریسک نکنیم. من زودتر واستون بیوگرافی رو نوشتم که اگه بعدا وقت نشد دیگه نوشته باشم. واسم دعا کنید پسرم رو به سلامتی بغل بگیرم.

استراحتم:من چون ویار شدید داشتم تا هفته ۱۸ از اول نتونستم آشپزی کنم یا حتی خونه بوی غذا نباید میومد واسه همین زحمت غذا با مامانم و شوهرم بود.
کار خونه کلا از اول انجام ندادم فقط گاهی تو خونه نامرتبی بود مرتب میکردم، لباس ها رو مثلا پهن میکردم رو بند و سر پا اگر کاری بود انجام میدادم و اصلا این مدت خم و راست نشدمم.مثلا واسم غذا میذاشتن خودم گرم میکردم میخوردم و ظرف هامو خودم میشستم، واسه خودم هر روز خودم صبحانه آماده میکردم،تو خونه قدم میزدم و کارهای شخصی ام رو انجام میدادم. رابطه کلا از اول که مثبت شدیم دیگه تا اخر نداشتیم.کلا از وقتی هم مثبت شدم تا هفته ۸ دو بار مهمونی رفتم و دو سه بار با ماشین بیرون رفتم ولی دیگه بعد اون تا اخر اصلا از خونه جز واسه دکتر بیرون نرفتم. حمومم هر ۵ روز یک بار رفتم.

۶ پاسخ

انشاالله بسلامتی پسر گلتو تو آغوش بگیری🙏واسه منم دعا کن منم شرایط سختی رو دارم پشت سر میذارم🥺

سختی های زیادی کشیدی انشالله به سلامتی بچتو بغل میگیری گلم🌻

روزای سختو گذروندی ،خداروشکر کن تا اینجا خدا باهات بوده انشالله از این ب بعدم هواتو داره و فسقلیتو صحیح و سالم بغل میکنی

ایشالا عزیزم ، منم مثل توام اما دکترخودم قبول نکرد سز کنه عوضش کردم خداکنه این یکی قبول کنه😭

چه دوران سختی رو گذروندی
انشاالله از این به بعد برات راحتی باشه و پسرتو به سلامتی بغل بگیری

به سلامتی و دل خوش انشالله🌹

سوال های مرتبط

مامان نویان مامان نویان ۳ ماهگی
پارت دو
دیگه نه از لحاظ روحی و نه از لحاظ جسمی آمادگی بارداری نداشتم و دو سال کامل بچه رو از زندگیم حذف کردم و رفتم سرکار، بعد دوسال با دکتر حسین آصف جاه تو تهران سرکلاژ شکمی شدم و بعد سه ماه اقدام به بارداری کردم و بعد ۶ ماه من باردار شدم.قبل بارداری ازمایش های ایمنی و انعقادی رو دوباره دادم، بازم مشکل انعقادی نداشتم، بعدش با دکتر مریم توکلی متخصص ایمنی ویزیت شدم و آزمایش های ایمنی رو دادم و ایشون گفتن که مشکل ایمنی نداری و اصلا دارو ایمنی مصرف نکن چون بدون مشکل ایمنی داروی ایمنی مصرف کنی میتونه نتیجه برعکس بده،مثبت که شدم دیگه سرکار نرفتم، هفته ۸ رفتم سونو و بعد دکتر، برای تشکیل قلب دیگه زودتر نرفتم، من ویار و حالت تهوع شدید داشتم تا هفته ۱۸ هیچ چیزی نمیتونستم بخورم و هر روز حداقل ۵ بار استفراغ شدید داشتم وسرم میزدم و داخلش امپول ویتامین ب ۶ و آمپول متوکلوپرامید میزدیم و فقط با اون کمی بهتر میشدم.دکترم از هفته هشت هر روز یکی شیاف پروژسترون داد بهم و آسپرین رو من از قبل بارداری زمان اقدام استفاده میکردم هر روز یکی وقتی هم که مثبت شدم ادامه دادم و روزی یکی کوالی فول داشتم، خداروشکر رفتم آنومالی همه چی خوب بود، درد واژن رو اکثر اوقات تو هفته های مختلف داشتم،
دکترم هفته ۱۸ بهم امپول پروژسترون ۲۵٠ داد، مکمل هم آهن، مولتی ویتامین، کلسیم، امگا سه بود.
هفته ۲۴ دوباره رفتم سونو همه چی خوب بود، طولمم کلا از اول تا اخر ثابت بود. من اصلا سونو واژینال رو انجام ندادم و همه سونوهام از اول شکمی بود.
مامان فسقل مامان فسقل روزهای ابتدایی تولد
پارت آخر
و بخام حرفمو تموم کنم من از اول بارداری تحرک زیاد داشتم ولی ورزش نمیکردم کلاسی نرفتم ماما همراه نداشتم حتی از اول تا آخر بارداری رابطه هم نداشتم سفت سفت 😂😂 ماه آخر کم کم کارای سنگین تو خونه انجام میدادم خونه تکونی مو خودم کردم از هفته ۳۷ ۳۸ پیاده روی میرفتم اما نه هر روز شاید دو روز یبار شاید سه روز ولی تو خونه خیلی کار میکردم
روزی دو بار کل خونه جارو دستی میکشیدم
ورزش رو ۱۰ روز آخر شروع کردم اونم فقط اسکات و حرکت گربه. خوردن ناشتا خاکشیر با گلاب و آبجوش خیلیییی تو نرم شدن دهانه رحمم کمک کرد
هفته های آخر هیچ چیز ترشی نخورید تا دهانه رحمتون سفت نشه
من واقعا به این نتیجه رسیدم که ادم صدرصد میتونه از پسش بربیاد وگرنه خدا اصلا همچین چیزی رو خلق نمیکرد بعد زایمان اصلا دیگه دردی وجود نداره حتی یه قرص استامینوفن هم مصرف نکردم
من از ۲ روز بعد زایمان خیلی راحت بلند میشم۸۰ درصد کارامو خودم میکنم
انشاللاه همتون زایمان خوبی داشته باشید
مامان ریحانه مامان ریحانه ۹ ماهگی
سلام .خانما میخوام تجربه زایمان طبیعی رو به صورت کوتاه و مختصر بگم.راستش من به دلیل دیابت بارداری تا 37 هفتگی ورزش زایمان راحت انجام ندادم.ولی چون یه دختر دوساله ی دیگه دارم همیشه از اول بارداریم فعالیت داشتم و روی تمیزی خونه و کارهای خونه حساس بود همیشه کارهای خونه رو انجام می‌دادم وهفته 37 و 38 خواستم شروع به ورزش کنم کمردرد شدید گرفتم و تنگ نفس میشدم و خیلی هم زود خسته میشدم بنابراین اون دوهفته هم کار معمولی خونه رو انجام دادم و ورزش زایمان راحت رو انجام ندادم .ساعت دو شب بود لکه بینی قهوه‌ای داشتم یکم انقباض ولی اهمیت ندادم تا صبح که دوباره لکه بینی داشتم و درد رفتم دوش آب گرم گرفتم و بعدش شروع کردم به تمیزی خونه تا ساعت دو بعدازظهر .یعنی باوجود درد و انقباض خونه ام رو مرتب و تمیز کردم و برای دختر دوسال ام شوهرم هم غذا درست کردم .میخواستم تو خونه یه مقدار از دردام رو بکشم از معاینه خوشم نمی یومد و میترسیدم .برای همین دیگه دردم شدید شد رفتم زایشگاه .حقیقت چون ورزش زایمان راحت انجام نداده بودم فکر میکردم اصلا دهانه ی رحمم باز نشد به طور عجیب غریبی ماما گفت 7ونیم سانت دهانه ی رحمت باز شده سریع برو بستری شو من چی تا 7ونیم سانت فقط یه درد معمولی وضعیف داشتم اصلا شدید نبود بعد امپول فشار زدن ساعت 3بعدازظهر درد ای اصلی شروع شد و ساعت 6 بعدازظهر زایمان کردم کلن سه ساعت بیشتر نبود البته من باید یک ساعته زایمان میکردم اینکه سه ساعت طول کشید بخاطر این بود بچه سرش کامل پایین و تولگن نبود و بخاطر همین این آخر ها خیلی دردم شدید و غیر قابل تحمل شده بود .
مامان ویهان❤️ مامان ویهان❤️ روزهای ابتدایی تولد
مامان بلوبری💙 مامان بلوبری💙 هفته سی‌وهفتم بارداری
به مناسبت آخرین شبی که شیاف گذاشتم دوست دارم تجربه ام از سرکلاژ رو بگم تا مامان هایی که مثل خودم هستن استرس کمتری بکشن✌️
من از هفته ۱۶ که یک سونو داده بودم متوجه شدم طول سرویکسم ۳۴ هست توی سونو شکمی البته
اخر هفته ۱۸ بودم که سونو واژینال دادم و طول سرویکس ۲۵ گزارش شد.
خلاصه توی هفته ۱۹ در بیمارستان اتیه تهران سرکلاژ شدم که بسیار عمل راحتی بود.دکتر من با استراحت مطلق مخالف بود و گفت اصلا توصیه نمیشه و فقط استراحت نسبی داشته باش.
من شاغل بودم و هر روزسرکار میرفتم که قرار شد استعلاجی بگیرم ولی توی خونه همه کارهای سبک رو انجام می‌دادم برای تمیزکاری خونه نیروی کمکی گرفتم اما آشپزی رو انجام می‌دادم و کارهای مربوط به خودم رو
به امیدخدا رسیدیم تا الان که وارد هفته ۳۷ شدیم و دو هفته دیگه انشالله گل پسرمون رو میبینیم♥️
شبی که دکتر به من سرکلاژ رو پیشنهاد داد اومدم توی گهواره و سرکلاژ رو سرچ کردم
کلی تجربه منفی خوندم و استرسم هزار برابر شد
اینو نوشتم برای مامان هایی که استرس دارن
به خدا توکل کنید و به خودتون مدام انرژی مثبت بدید
سرکلاژ نه ترسناکه نه استرس زا فقط به دکترتون اعتماد کنید❤️
مامان 🩷مهداومحراب🩵 مامان 🩷مهداومحراب🩵 ۵ ماهگی
🩷😁 شرح زایمان طبیعی بارداری دوم (پارت اول)😁🩷🩵
من ۳۶ هفته ۳ روز رفتم دکتر برای چکاب معاینه کرد گفت یک سانت باز شدی و یکم هم نرمه از همونجا ورزش شروع کردم توی خونه تااا ۳۷ هفته
از اولین روز ۳۷ هفته گل مغربی و رابطه بدون جلوگیری و خاکشیر خوردن رو شروع کردم
۳۷ هفته سه روز ورزش با ماما شروع کردم
۳۷ هفته و ۴ روز مامام معاینه کرد گفت ۲ رو به سه و خیلیییی نرمممممم
دیگه منو انگاری برق گرفت شروع کردم پیاده روی های طولانی و زیاد و سنگین و ورزش زیاد خونه رو جارو دستی میکشیدم موقع ظرف شستن اسکات میزدم روزی دو بار دوش آب گرم میگرفتم زیر دوش اسکات و لانژ میزدم اون مغربی و رابطه و خاکشیر هم ادامه میدادم
رسید ۳۷ هفته و ۶ روز دردام و انقباضام بیشتر شده بود ولی منظم نبود
منم حسابی خسته شده بودم
گفتم دیگه من باید ۳۸ هفته زایمان کنم همهه کارایی که گفتم انجام دادم کنارش آهنگ محلی گذاشتم حساااابی رقصیدم بپر بپر کردم کلیییی قر دادم
غروب پیاده روی کردم