به مناسبت آخرین شبی که شیاف گذاشتم دوست دارم تجربه ام از سرکلاژ رو بگم تا مامان هایی که مثل خودم هستن استرس کمتری بکشن✌️
من از هفته ۱۶ که یک سونو داده بودم متوجه شدم طول سرویکسم ۳۴ هست توی سونو شکمی البته
اخر هفته ۱۸ بودم که سونو واژینال دادم و طول سرویکس ۲۵ گزارش شد.
خلاصه توی هفته ۱۹ در بیمارستان اتیه تهران سرکلاژ شدم که بسیار عمل راحتی بود.دکتر من با استراحت مطلق مخالف بود و گفت اصلا توصیه نمیشه و فقط استراحت نسبی داشته باش.
من شاغل بودم و هر روزسرکار میرفتم که قرار شد استعلاجی بگیرم ولی توی خونه همه کارهای سبک رو انجام می‌دادم برای تمیزکاری خونه نیروی کمکی گرفتم اما آشپزی رو انجام می‌دادم و کارهای مربوط به خودم رو
به امیدخدا رسیدیم تا الان که وارد هفته ۳۷ شدیم و دو هفته دیگه انشالله گل پسرمون رو میبینیم♥️
شبی که دکتر به من سرکلاژ رو پیشنهاد داد اومدم توی گهواره و سرکلاژ رو سرچ کردم
کلی تجربه منفی خوندم و استرسم هزار برابر شد
اینو نوشتم برای مامان هایی که استرس دارن
به خدا توکل کنید و به خودتون مدام انرژی مثبت بدید
سرکلاژ نه ترسناکه نه استرس زا فقط به دکترتون اعتماد کنید❤️

۸ پاسخ

ما مامان هایی که بارداری های پر خطر رو تجربه کردیم خیلی سختی کشیدیم و قهرمان هستیم، یه شب هایی فکرشم نمیکردم نزدبک بشم به ۳۵ هفته اما الان رسیدم اما فقط خودم و خدا همسر و خانوادم میدونن چی کشیدم ، خوش حالم واست عزیزم انشاالله نی نی رو سالم و سلامت به خوشی بغل کنی ، در رابطه با سرویکس کوتاه و سرکلاژ هم همه مثل هم نیستند من کمی هم فانل شده بودم سرکلاژ کردم ، اما متاسفانه بعد سرکلاژ و استراحت هم روند کوتاه شدن سرویکسم ادامه داشت ، الان نزدیک ۴ ماهه استراحت مطلقم و هر بار سونو و چکاپ که رفتم یه درجه مجبور شد استراحتم شدید تر بشه و شیافم به روزی ۳ تا رسید تا حدی که غذام رو دراز کشیده میخورم از یه جایی به بعد، از ۲۰ هفته فقط برای دکتر بیرون رفتم و هفته هاست خونم ، با این حال فکر نمیکردیم به اینجا برسم اما رسیدم شکر خدا ، تنها آرزوم هم اینکه بتونم تا آخرش برم و با پا خودم برم بیمارستان بدون درد چون دیگه توان ندارم ، انشاالله خدا به همه مامان ها سلامتی و صبر بده

افرین ب شما مامان قوی، ب امید خدا بچتو سالم و ب شادی بغل کنی، شیاف رو یهویی امشب قطع میکنی؟؟

بسلامتی انشاالله مامان مهربون
توی مدت بارداری لکه بینی هم داشتین؟ من اخیرا یکم لکه بینی دارم نگران شدم

مرسی از پیامی که گذاشتی
و حرفا و انرژی مثبتت شد نور امید واسه ما مامانای سرکلاژی

چه خوب که حس خوب انتقال دادین به مامانا انشاالله بسلامتی زایمان کنی عزیزم

من 38هفته شدم
سینوگرافی نوشته طبیعی است
من عمل میخوام دیگه میرم بیمارستان

دکترم دیگه سونو واژینال درخواست نداد و گفت فقط فانلینگ دهانه داخلی رحم مهمه و اون رو چک میکرد
هربار که خداروشکر نداشتم.
تنها دارویی هم که دکترم تجویز کردن شبی یک عدد شیاف پروژسترون اکتوژست بود.

سلام

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۵ ماهگی
پارت 1️⃣3️⃣ از تجربه های بارداریم
خلاصه دکتر غدد پیدا کردم و نوبت گرفتم و رفتم پیشش ازمایشا رو نشونش دادم پرسید عصبی هستی یا زیاد عرق میکنی و خلاصه چند تا سوال اینچنینی که همه رو گفتم نه
گفت پس این پرکاری بخاطر هورمونای بارداریه و ۲۰ هفته و اینا بهتر میشه و بعد مجدد یه ازمایش بده ۲۰ هفته به بعد
خیالم راحت شد و امد بیرون و ماجرای این تمام شد
و زمان انومالی رسید یکم استرس داشتم و بعد از چند هفته قرار بود ببینمش تازه چند وقتی بود راجب طول سرویکس و اینا خونده بودم برای همین استرسش رو داشتم و قبل انومالی استراحت داشتم و به خودم فشار خاصی نمیوردم دکتر هم برام سونو واژینال نوشته بود هم شکمی برای بررسی طول سرویکس خلاصه انجام دادم و گفت تو سرش دو تا غده است یکم استرس گرفتم اما بعد خوندم راجبش و همه میگفتن برطرف میشه و خداراشکر هم برطرف شد توی ۲۰ هفته
اما خب طول سرویکس که خیلی نگرانش بودم چون چیزای راجبش ندیده بودم و همش میترسیدم یه وقت کم باشه و خب میگفتن رابطه هم خوب نیست و من روزی یکی دوبار و اونم هر روز رابطه داشتم از اول بارداری و همین استرسم رو بیشتر میکرد
جواب سونو رو که گرفتم اولین چیزی که چک کردم همین بود
نوشته بود واژینال ۳۹ شکمی ۳۷ خیالم راحت شد چون طبق چیزایی که خونده بودم خداراشکر عالی بود و همین خیال راحتی کار دستم داد چون قبل سونو به خودم فشار نمیوردم و کارای خونه رو مرتب انجام نمیدادم در حد غذا که اونم گاهی همسرم درست میکرد اما بعد سونو که فهمیدم خوبه تازه همه چیز شروع شد...
مامان دلانا مامان دلانا ۱۵ ماهگی
و بالاخره رسیدیم به ۳۶ هفتگی...خدافظ استراحت مطلق، شیاف،خونه نشینی،استرس،افسردگی....خدایاشکرت شکرت شکرت😍😍😍
میخوام از تجربه کم بودن طول سرویکسم بگم واستون:
تا پنج ماهگی همه چی خوب بود من خیلی عادی زندگی خودمو داشتم همه فعالیتی میکردم خونه تکونی خرید سیسمونی پله رابطه همه چی...دیگه تو ۲۵ هفته بودم که کم کم کمردرد و دردای واژن اومد سراغم رفتم سونو گفت طول سرویکس شده ۲۷...خلاصه از ۲۵ هفتگی زندگی من تغییر کرد شد همش و همش استراحت مطلق خیییلی بهم سخت گذشت هر روزش اندازه هزار روز واسم میگذشت هر روز کم میاوردم گریه میکردم افسرده شده بودم از خونه نشینی تموم بدنم درد میکرد از بس خوابیده بودم همش پشیمون بودم از بارداری ولی خب چاره ای جز تحمل نداشتم خدا کمکم کرد و با استراحت و شیاف رسیدم به هفته امن ولی از من به شما نصیحت توروخدا از اولش رعایت کنید که مثل من نشید استراحت مطلق و خونه نشینی خیلی طاقت فرساست من که خیلی سختی کشیدم تا رسیدم به اینجا🥲🥲🥲
مامان نیکی 💕 مامان نیکی 💕 ۱۱ ماهگی
مامان ماهلین مامان ماهلین ۷ ماهگی
تجربه بارداری ۱۰
نتیجه ی سونو رو برای دکترم فرستادم و دکتر گفت خوبه ازش درباره طول سرویکس پرسیدم گفت مشکلی نداره اما از ذهنم بیرون نمیرفت ازش خواستم سونو واژینال بده ولی اصرار کرد نیازی نیست دو هفته بعد رفتم سفر و تو سفر یه بار لکه دیدم نگران شدم و به دکترم پیام دادم گفت اگر یکبار بوده نگران نباش و برام شیاف و سونو نوشت که اگر ادامه دار شد سونو بدم و شیاف بذارم اما لکه همون یکبار بود و تموم شد منم سونو رو ندادم هفته ی ۲۲ بارداری بودم که دیدم بچه تکون نمیخوره خیلی نگران بودم اولین بار بود که انقدر طولانی بی حرکت بود طاقت نیاوردم و رفتم سونو و خداروشکر حالش خوب بود اما من همچنان نگران طول سرویکسم بودم و خودم درخواست دادم که طول سرویکسمو شکمی اندازه بزنن که دیدم شده ۲۷ و نگران تر شدم اما همچنان دکترم معتقد بود مشکلی نیست حتی شیاف هم برام تجویز نکرد دو هفته بعد رفتم پیش دکتر دیگه و اون برام سونو واژینال نوشت تو هفته ی ۲۴ بارداری طول سرویکسم شده بود ۲۴ و بالاخره بعد از ۳بار دکتر عوض کردن تو هفته ی ۲۶بارداری با طول سرویکس ۲۳ پساری گذاشتم و مصرف شیاف پروژسترون رو شروع کردم