۳ پاسخ

اینقدر این ۹ ماه سخته که تمومی هم نداره انشاالله بهتر باشی و ب سلامتی فارغ بشی
منم خیلی گریه میکردم همش خونه نشین شده بودم با هیشکی حرف نمی‌زنم همش ترجیح میدادم بخوابم تا اینکه بیدار باشم خیلی سخت بود چون شاهان هم یک و سال ونیمش بود فقط اونم کلی اذیتم میکرد کلا بهم ریخته بودم بعد زایمانم که اصلا نابود شدم وای چقدر دو ماه اول سخت بود خیلی بد بود تازه من دو ماهه که تونستم خودم و جمع وجور کنم

منم همین طور بودم مخصوصا افسردگی خیلی‌ شدیدی هم گرفته بودم تا لحظه زایمان همینجوری بودم بیشترم بخاطر تیکه ها و کنایه های اطرافیانم بود بخاطر که بچه چهارم باردار شده بودم هرچند ناخواسته

قرآن بخون یا کتابی که که بهت آرامش میده رو

سوال های مرتبط