وقتی کودک شما شما را می‌زند، در واقع چه می‌خواهد بگوید؟
گاهی زدن، زبان بدنِ کودک است.
کودک هنوز واژه و مهارت تنظیم هیجان ندارد، پس با عملش احساسش را بیان می‌کند.
در هر موقعیت، پیام پنهان او متفاوت است.


۱. وقتی شما مشغول یا حواس‌پرت هستید:
او می‌گوید: «می‌خواهم توجهت را همین حالا داشته باشم، اما بلد نیستم چطور درخواست کنم!»
به او نگاه کنید و بگویید:
«حواسم بهت نبود، می‌خوای منو ببینی؟ من اینجام.»


۲. وقتی در حال فروپاشی هیجانی است (meltdown):
می‌گوید: «آن‌قدر درهم و آشفته‌ام که نمی‌توانم بدنم را کنترل کنم!»
با او بحث نکنید، فقط کنار او باشید.
آرام باشید و اجازه دهید بدنش و مغزش با حضور شما آرام شود.


۳. وقتی از شدت هیجان می‌زند:
یعنی انرژی زیادی دارد و نمی‌داند چطور تخلیه‌اش کند.
به جای تذکر، انرژی را به مسیر امن ببرید:
«بیا بالا پایین بپریم!» یا «بیا بالش بزنیم!»


۴. وقتی شما مرز می‌گذارید و او می‌زند:
در واقع می‌گوید: «نمی‌دانم با این خشم چه کنم!»
آرام و قاطع بگویید:
«می‌دانم ناراحتی، ولی من اجازه زدن نمی‌دهم.»
سپس کمکش کنید بگوید: «عصبانی‌ام.»
ادامه تایپیک

۳ پاسخ

۵. وقتی بی‌دلیل می‌زند:
کودک در حال آزمایش علت و معلول است.
با خونسردی بگویید:
«می‌خواستی ببینی چی میشه؟ ولی زدن درد داره.
بیا یه آزمایش جالب دیگه انجام بدیم.»


۶. وقتی خواهر یا برادرش را می‌زند:
معمولاً می‌خواهد بازی کند یا چیزی را می‌خواهد، اما بلد نیست درست بگوید.
بعد از آرام شدن بپرسید:
«می‌خواستی بازی کنی یا اسباب‌بازی رو می‌خواستی؟»
و جمله جایگزین تمرین کنید:
«می‌تونم نوبت بعدی باشم؟»


یادتان باشد:
کودکان در مسیر یادگیری تنظیم هیجان هستند.
وظیفه شما «تربیت فوری» نیست، بلکه هدایت تدریجی احساسات است.
وقتی شما آرام می‌مانید، مغز او یاد می‌گیرد چطور خودش را آرام کند

مهسا جان چیکار کنم من پسرمو نزنم؟

جدیدا خیلی بد رفتار شده یه چیزی میگیره دستش مثلا روغن زیتون و چای و شیر هرچیزی که باشه خب میره برمیداره یا از رو سفره برمیداره میگم دست نزن بزار جاش همین کلمه میمونه دهنم کامل همشو میریزه خونه
میریم بیرون محکم میدوعه دستشو میگیرم گریه میکنه میشینه کف خیابون میگه دستمو ول کن امروز بدو بدو رفت هرچی خواستم دستشو بگیرم نشد اخرش رفت تو پارکینک یه مجتمع تجاری تفریحی شهرمون پارکینگ هم سرازیر بود یعنی برای اینکه ماشین نیاد مردم و زنده شدم تا رسیدم بهش یدونه زدم گفتم اروم برو

یا من کم پیش میاد گوشی بدم گوشی دست هرکی میبینه از دستش میگیره و نمیده گریه میکنه هرکی مهمون میاد میگه منم با شما میرم هوووووف یکی دوتا نیست بگم اما این مورد ها خیلی اذیتم میکنه هرچی هم میگم نکن بدتر میکنه برمیگرده میگه به تو چه
چه من یا هرکسی باشه میگه به تو چه میگم نگو عیبه میگه میگم لج میکنه امروز رفتم یه کتاب والدین سمی گرفتم ببینم کدوم کارهام اشتباهه اصلاح کنم بلکه نتیجه بگیرم یا به این بچه چطوری بفهمونم

البته اینم بگم که مادرم و همسرم اصلا همکاری نمیکنه وقتایی که خونه تنهاییم اونقدررررر بچه با ادبیه خوبیه یا وقتی بیرون میریم اما وقتی باباشو میبینه یا مادرمو به کل تغییر میکنه

عالی ممنون از مطالب ارزشمندت

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
واقعیت‌ها را از بچه‌ها پنهان نکنید

ذهن بچه‌ها ذاتاً داستان‌ساز و معنا‌ساز است. اگر واقعیت‌ها را برای آن‌ها توضیح ندهیم، با ذهن کودکانه خود داستانی می‌سازند که ممکن است غیرواقعی باشد، اما به تجربه زیسته آن‌ها تبدیل می‌شود. آنچه گفته نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ بلکه در ذهن فرزندتان به شکلی دیگر معنا پیدا می‌کند.

با این حال، منظور این نیست که هر واقعیتی را بی‌فیلتر و بدون در نظر گرفتن سن و ظرفیت هیجانی فرزندتان بیان کنیم. زمانی که فرزندتان متوجه تغییری در خلق‌وخو، شرایط زندگی، نگرانی‌ها یا اتفاقات اطراف می‌شود، گفتن جملاتی مانند «هیچی نیست»، «تو کاری نداشته باش»، «نگران نباش، همه‌چیز خوبه»، یا «برو بازی‌تو بکن» به او کمکی نمی‌کند. سکوت یا انکار، ذهن فرزندتان را آرام نمی‌کند؛ بلکه آن را به سمت فرضیه‌سازی‌های نگران‌کننده سوق می‌دهد.

قدم اول: توضیح آنچه فرزندتان دیده است

برای فرزندتان روشن کنید که متوجه چه چیزی شده است. می‌توانید بگویید: «چند روزی هست که ذهنم مشغوله»، «دلم غمگینه»، «متوجه شدم بیشتر با موبایل سر و کار دارم»، «حوصله بازی کردن نداشتم»، یا «زودتر عصبانی شدم». سپس از او بپرسید: «فکر می‌کنم تو هم متوجه شدی، نه؟» این نوع بیان، به فرزندتان کمک می‌کند تجربه‌اش را اعتبارسنجی کند.

قدم دوم: بازتاب آنچه از فرزندتان دیده‌اید

به او بگویید شما هم تغییراتی را در او دیده‌اید. برای مثال: «فکر می‌کنم تو هم بیشتر پای تلویزیون بودی»، «زودتر ناراحت می‌شدی»، «بیشتر به من نیاز داشتی»، یا «سعی می‌کردی کنارم بمانی». این بازتاب، به ذهن فرزندتان کمک می‌کند میان اتفاق بیرونی و احساس درونی ارتباط برقرار کند.
ادامه کامنت
مامان جوجه طلا🐣🐥🐔 مامان جوجه طلا🐣🐥🐔 ۴ سالگی
📍📍چجوری بچه ای تربیت کنیم که بتونه از خودش دفاع کنه؟؟؟
نه پرخاشگر باشه ...نه مظلوم📍📍

1. اجازه بده از خودش دفاع کنه(حتی وقتی اشتباه کرده)
وقتی کاری کرده که شما را ناراحت یا عصبانی کرده، قبل از دعوا کردن، ازش بخواین توضیح بده چرا آن کار را انجام داده.
2. اشتباه کردن را ممنوع نکنید!
بچه‌ای که از اشتباه کردن میترسه ، هیچ‌وقت ریسک نمیکنه، حرف نمیزنه ابراز وجود نمیکنه.
3. از مقایسه و برچسب زدن پرهیز کنید
عبارت‌هایی مثل «ببین فلانی چقدر زرنگه، تو چرا این‌طوری‌ای؟» یا «تو خیلی خجالتی هستی» به مرور باور کودک را نسبت به خودش ضعیف و منفی میکنه.
4. مسئولیت بده؛ کنترل را نگیر
کودکی که اجازه داره خودش لباسش رو انتخاب کنه و یا تصمیم‌های ساده بگیره، کم‌کم حس کنترل و توانمندی را در خودش رشد میده. این‌ها همان بچه‌هایین که بعدها در جمع، نظر میدن و سکوت نمیکنن.
5. مدل رفتاری خودتان رو اصلاح کنید
آیا وقتی کسی حقتون رو میخوره، سکوت میکنین یا اعتراض مؤدبانه ؟ بچه‌ها جسارت را یاد نمی‌گیرند، تقلید می‌کنند.
6. قدرت «نه گفتن» را یادش بده
تمرین «نه گفتن» به بزرگ‌ترها، به دوست‌ها، به خواسته‌های بیجا، بهش یاد میده که مرز داشته باشه و خودش را فدای تأیید دیگران نکنه
مامان 💗فاطمه جون💗 مامان 💗فاطمه جون💗 ۴ سالگی
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
بازی درمانی برای غلبه بر ترس از مدفوع

ترس از مدفوع و مقاومت در برابر رها کردن پوشک، یکی از چالش‌های رایج در دوران آموزش توالت رفتن است. این مسئله ممکن است به دلایل مختلفی از جمله اضطراب، تجربه منفی قبلی، حساسیت‌های حسی یا نیاز به کنترل بروز کند. استفاده از بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا در فضای ایمن و غیرمستقیم با این موضوع آشنا شوند، اضطراب خود را کاهش دهند، و به تدریج احساس تسلط و آرامش پیدا کنند.

معرفی بازیها:


۱. بازی‌های لمسی برای کاهش حساسیت و افزایش آشنایی با بدن

این دسته از بازی‌ها به کودک کمک می‌کند تا با لمس بافت‌های مختلف آشنا شود، از حس «کثیف شدن» نترسد و راحت‌تر تغییرات جسمی را بپذیرد.
• بازی با خمیر بازی یا خاک رس طبیعی: ساخت اشکال آزاد یا مسیر گوارش بدن.
• رنگ‌آمیزی با انگشت: استفاده از رنگ انگشتی روی کاغذ بزرگ برای تخلیه هیجانی.
• بازی با اسلایم یا ژل نرم: تجربه لمس بافت لغزنده برای کاهش حساسیت‌های حسی.
• شن مرطوب یا ماسه بازی در خانه: همراه با جست‌وجو و کشف اشیای کوچک در شن.
• بازی آب و کف در تشت کودکانه: بازی آرامش‌بخش برای ایجاد حس کنترل و لذت از لمس.



۲. بازی‌های نمایشی برای کاهش اضطراب و پردازش روانی تجربه دفع

این بازی‌ها به کودک کمک می‌کنند از طریق بازی نمایشی، هیجانات پنهان خود را بیان کرده و مفهوم دفع را در قالب سناریوهای کودک‌محور بپذیرند.
• بازی عروسکی با شخصیت‌های خیالی: عروسک‌هایی که از پوشک جدا می‌شوند و به دستشویی می‌روند.
ادامه کامنت.
مامان جوجه مامان جوجه ۳ سالگی
استرس‌ها و فشارهای کوچک زندگی
مهم‌ترین عامل پنهان تربیتی

بیشتر والدین تصور می‌کنند کودکان فقط از اتفاقات بزرگ آسیب می‌بینند؛ اما تحقیقات ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ نشان می‌دهد رفتار، خلق و سلامت روان کودک بیش از هر چیز تحت تأثیر ریزفشارهای کوچک اما مداوم روزمره قرار دارد.

«ریزش‌ها همان فشارهای کوچک اما مکرری هستند که سیستم عصبی کودک را در حالت آماده‌باش نگه می‌دارند.»


نمونه‌های رایج ریزفشار برای کودک

• صدای ناگهانی
• عجله صبحگاهی
• تذکرهای پشت‌سرهم
• بی‌توجهی کوتاه والد
• تغییر کوچک در برنامه
• رقابت لحظه‌ای با خواهر/برادر
• یک جمله ساده مثل «زود باش»


نمونه‌های رایج ریزفشار برای والدین

• عجله‌های صبحگاهی
• وقفه‌های پی‌درپی هنگام کار
• تذکرهای مداوم به کودک
• بی‌نظمی‌های کوچک اما تکرارشونده
• سروصدا و دعوای خواهر و برادر
• چندکار همزمان و نرسیدن به کارها
• نبود زمان کوتاه برای استراحت
• انتظارهای زیاد دیگران از والد
• تصمیم‌گیری‌های ریز اما پیوسته در طول روز


ریزش‌ها فرسودگی والد را بالا می‌برند

مطالعات نشان می‌دهند وقتی والد احساس می‌کند
«همه‌چیز روی شانه‌های من است» و
مرتب زیر فشار استرس‌های کوچک و هرروزه زندگی است،
احتمال فرسودگی و واکنش‌های تند بیشتر می‌شود.

در نتیجه والد ممکن است مرتب تذکر بدهد،
صبح‌ها عجله کند، قبل از خواب عصبی شود،
یا داد بزند.

تأثیر رفتارهای استرسی والدین بر فرزندان

• کودک زودتر ناراحت یا پرخاشگر می‌شود.
• مغز کودک زیر فشارهای کوچک پی‌درپی، سریع‌تر به نقطه انفجار می‌رسد.
• کودک احساس پیش‌بینی‌ناپذیری می‌کند.
• افزایش چسبندگی یا اضطراب جدایی
• تشدید رقابت با خواهر/برادر
• حتی جمله‌های ساده‌ای مثل «زود باش»
می‌توانند بار هیجانی بیشتری ایجاد کنند..