۱۰ پاسخ

منم که خونه مامانم زندگی میکنیم وغذام برام میپزن و فقط 1 بچه دارم اونم تقریبا آرووم . بازم افسردم و به امید شب شدن و استراحتش روزا را میگذرونم. دخترم همش بازی و توجه میخاد بعضی وقتا از بس حرف میزنم صبح با گلو درد بیدار میشم.
کلا دوران نوزادی علاوه بر شیرینی یه استرس و غمی هم داره دیدن نوزاد که هیچ توانایی نداره، ضعیف همه چشمش به ادم که یه چیزی یاد بدی بهش و... همش ادم حس میکنه کم گذاشته و خستگی فیزیکی و روحی سنگینی داره.
ولی میگذره فقط میگم شکر خدا سالم و رشد میکنه .

حق میدم بهت منم یدونه دارما ولی درساس دانشگام از یه سمت ادمینم پیجا از یه سمت معلم زبانم چون حضوری بعد میرم فلا شاگرد انلاین دارم کارای خونه هسمرمم مسئولیت پذیر نی ینی کار خونه کمک نمیده شبام خیلی دیر میاد خیلی خستم خیلی تنهام

من سه تا دارم دومی ۳سالش یعنی اینقد آروم بود قبل زایمانم ولی خیلی بهم وابسته بود.الان اینقد عصبی زود جوش.جیغ میزنه.ولی با داداش بزرگش دعوا میکنه دائم

💔🚶🏻

دیقا منم فک میکردم اسون باشه اما دختر بزرگم۶سالشه و خیلی این کوچیکه رو اذیت میکنه کلا اعصابمو بهم میریزه همش یاید بگم نکن این کوچیکم شبا تامیخابونمش نابود میشم دیگ 🥲

دقیقا عین من دختر بزرگ من ۶ سالشه خیلی رو عصابم میره همسرمم از صب سرکار تا ۱۲شب تنها تو خونه با بچه ها دارم روانی میشم دیگه

والا ما تو یکیش موندیم حق داری .اما در رابطه با دخترت چون میگی بعد بچه دومت اینجوری شد با یه مشاور صحبت کن ببین روش درست رفتار با بچه اول چیه تو این شرایط شاید حساس شده شاید فک میکنه توجهت کمه بهش

من چی بگم 🥲

منم همینم ،کارمو ول کردم ، مسافرت هام حتی غذا خوردنم ، هیچی به هیچی دلم بد گرفته

حق داری من با یه بچه افسرده شدم از خستگی کار تنهایی تو ک دوتام هست🥲

سوال های مرتبط