۸ پاسخ

روانشناس برو،ویتامین د بخور و اینکه قرص آهن ایناهم کمک می‌کنه که بهتر شی،زعفران دم کن اصلش،هر روز در حد پنج دقیقه هم شده برو تو بالکن حیاطی چیزی هوا و نور بهت بخوره اینا خیلی کمک کننده هستن

من سر پسرم دو ماه آخر بارداری و سه ماه بعد زایمان اینطوری بودم انگار غم دنیا رو دلم بود بیخودی اشکم سرازیر میشد حال و حوصله پسرم رو نداشتم من دکتر نرفتم تا سه ماه پسرم رو میزاشتم پیش مامانم میرفتم بیرون قدم میزدم آهنگ میزاشتم آهنگهای شاد پیجهای جوک رو دانلود کرده بودم نگاه میکردم بعد سه ماه خوب شدم

عزیزممم لطفا لطفا لطفااا پیگیر شو
ازت خواهش میکنمم

واییی منم همین حس همین سوالامیومد توذهنم بروبیرون مسافرت فقط خوش بگذرون سردیجات اصلا نخور فقط گرمیجات فقط روحیه اتوتقویت کن ب خودت امید بده بایدبچه هامو بزرگ کنم سروسامون بدم اززندگی لذت ببرمو...

نداره وقت زایمان کردید من دچار شدم خفیف .تو بارداری که بسیار زود رنج شدم زود جوش می‌آوردم سریع هم گریه
بعد زایمان یادمه بار تمام مسئولیت به دوشم بود ناراحتم میکرد یادمه همسرم روز سوم رفت عروسی غم دنیا رو دلم بود دلم میخواست نره .همش احساس می‌کردم نیاز به حمایت عاطفی دارم .تو کارا کمکمون کنن تنها نباشم از همه مهم تر یه تایمی برا خودم باشم شده در حد یه آرایشگاه .حتما از اطرافیانت کمک بگیر وقتی خسته رو دربایستی نکن بخواه انقد احساس مسئولیت نکن یه تایمی برا خودت باش شده زیبایی شده چرخ زدن تو بازار و باشگاه هر چی خیلی موثر

من راه دیگه ای جزتراپی نمیشناسم چون هیچکدوم حالم روخوب نکردفقط تراپی بهتربود

چشمت روشن عزیزم بله شده
چاره اش فقط صحبت کردن هست خودت رو تخلیه کن
هر روز ۲۰ دقیقه میتونی تلفنی با مشاوره بهزیستی صحبت کنی
من شاید دو هفته هر روز زنگ زدم پارسال و عین بیست دیقه رو فقط گریه کردم
و واقعا حالم خوب شد
بماند ک اضطراب شدید داشتم از بعد زایمانم تا پارسال و پارسال دارو خوردم و شکرخدا خوب شدم
ولی درکل برای همه حالات بعد زایمان فقط حرف زدن کمکت هست
و اتفاقا گریه کن سبک بشی
در آخر اگر شرایط مالی اوکی هست از اسنپ با دکتر روانشناس صحبت کن

تراپی بگیر حتما

سوال های مرتبط

مامان سامین مامان سامین ۵ سالگی
پارت ۱۷۶
جهـــــــــان
بهش گفتم شاید اشتباه باشه راستش دیشب که بیشتر فکر کردم دیدم پیتر اگر فلورو واقعا دوست داشت حاضر نمی شد بخاطر کار ترکش کنه... میترسم اشتباه کنیم و تجربه تلخی برای فلور بشه..._جهان عزیزم ما مجبوریم تن به خواسته های بچه هامون بدیم، زمانی که به سن قانونی رسیدن اختیارشون دیگه دست ما نیست .. بزار خودش تجربه کنه حتی اگر بد... اینجوری هیچوقت ته دلش چیزی نمی مونه ... در غیر این صورت تا ابد فکر می کنه میتونسته خوشبخت بشه و نشده...
⊰🌸⊱
در ضمن پیتر پسر خوبیه خانواده خوبی هم داره شاید هم با هم خوشبخت ترین بشن...
انشاالهی گفتم و ساکت شدم...
یکهفته ای که گذشت دل تو دلم نبود بفهمم ماجرای برادرم چی بوده .. شب قبلش تا صبح خواب باباجانمو دیدم یه گوشه باغ شمرون نشسته بود و چای می خورد ... بهم حس خوبی منتقل می کرد انگار ارامش داشت...
افسر پرونده تمام مشاهداتی که داخل پرونده بود و توضیح داد، دقیقا مثل همون توضیحاتی که لوزا داده بود، اما نکته ع.جیب که کسی بهش توجه نکرده بود این بود که سم داخل لیوان نوشیدنی بود ... یعنی با نوشیدنی مخلوط شده بود .. اگر جهانگیر میخواست خ.ودکشی کنه چرا بریزه داخل نوشیدنی...؟
البته افسر پرونده گفت خیلی از موارد برای اینکه طعم سم‌ رو راحت تر بشه تحمل کرد داخل نوشیدنی میریزن... ولی من قبول نداشتم