چرا مادرشوهر ها هر چقدر خوب باشن بازم تو مخ هستن
مادر شوهرم چند وقت خونه ما هست (همسرم خونشونو ریخته بهم از نو براشون درست می‌کنه) (دختر هم داره طبقه پایین خونه ما هستش دخترش 🫡) بعد منو بچم تا ۱۱ اینا می‌خوابیم بچم ساعت ۷ با ۸ بیدار. میشه برای شیر ولی نباید باهاش حرف بزنی چون شیر میخوره می‌خوابه این آمده تو اتاق ما دیده بچه بیداره تا من بلند بشم باهاش حرف زده بیدارش کرده بعدش شیرش دادم بازی کرد یکم خوابید کممم بعد بازم خوابش می آمد دارم میخوابونم باز آمده اتاق میگه خوابش نمیاد چشاش بازه چرا میخوابونی 🫡🫡🫡🫡🫡🫡 الا داره باهاش بازی می‌کنه شب من دارم از خواب بیهوش میشم خانوم ۱۲ شب یادش میفتع بازی کنه با بچه ولمون کن بریم بخوابیم بابا🫡
خونه دخترش نمیره بخوابه چون اونا تا ۱۲ ظهر میخوابن و خانوم نمیتونه بیدارشون کنه یا کاری کنه🚶🏻🚶🏻🚶🏻🚶🏻 بابا من خستمه تو خونه خودم نمیتونم با خیال راحت با بچه بخوابم 🚶🏻🫡 آخه چرا تو باید بیای تو اتاق خواب من ول کنننن ول بده 🚶🏻🫴🏻
تازه مادر دختر رو بچم همش عیب می‌زارن زیاد می‌خوابه دستش چرا زیاد نمیاره وسیله برداره چرا خیلی غلط نمیزنه چرا اینکار نمیکنه🫡 پاهاش سرده دماغ داره مریض شده دارن روانی میکنن منو😤😤😤
غذا کمکی

تصویر
۲۰ پاسخ

وای ک حق داری من از حرفات از دور حرص خوردم

عزیزم سعی کن زیاد حساس نباشی چون هر چی شوهرت به پدر مادرشون خدمت کنن برکتش میاد تو زندگیتون و قطعا خدا همراهی شما را هم درنظر می‌گیره
و اگه رفتاری از مادرشوهرت دیدی پیش خودت بگو شاید بهترین کاری که می‌تونسته بکنه همین بوده شاید هزار و یک دلیل هست که من ازش بیخبرم و...

حالا یه مورد از خاندان شوهر بگم ، خواهرشوهر من بچرو میذاره رو زمین که غلت بزنه بچه گریه میکنه نمیذاره بر دارمش میگه بذار گریه کنه صداش دربیاد یادبگیره دستاش قوی بشه😂😂😭😭

مادر شوهر منم هی میخواد باهاش بازی کنه یه بار گذشته بود رو پاش دستاشو می کشید طرف خودش گردن بچم تلو تلو میخورد جلو و عقب میشد بهش میگم اینطوری نکن گردن بچه هنوز کامل سفت نشده میگه چرا بابا دیگه بزرگ شده از نوع بغل کردنش انقد حرص میخورم که نگو

ما برعکسیم
وقتی میان خونمون بچم دوستداره بازی کنه مادرشوهرم کلا میزاره رو پاش بخابونه
بابا بخدا دلش میخاد بیدار بشه 😄😄

منم میرم خونه مادر شوهر میگیرن از صبح تا شب بچه رو میخوابونن به منم نمیدن
شب میایم خونه نمیخوابه
همشون یه جور عذابن

خدا بهت صبر بده خواهر

وای چ جالب منم در همین وضعیتم😂
حیاط خونم یکیه شوهرم ک میره سرکار این درجا میاد وقتی من خوابم میگه بلند شو صبحونه بخور بچچه خواب بسشه بیدارش کن صورتشو بشور شیرش بده
بچه خرگوشی میخوابه میاد میگه اینکه بیداره باهاش بازی میکنه ورش میداره
خیلیییی حرص درآرن
دست خودشونم نیستا از بیکاری اینکارارو میکنن سرگرم شن

تنها نیستی دقیقا مشکل منم هست خدا لعنتشون کنه

دقیقا مادرشوهر منم همینه.بچع خوابش میاد من میگم میرم بخوابونمش میگه این کجا خوابش میاد میخای به زور بچه رو بخوابونی .نمی‌زارن بخوابه بچه هم گریه می‌کنه

تنها نیستی خواهر جان من دیشب باهاشون رفتم حرم خیر سرم بعد پنج ماه هم رفتم کلی لباس تنش کردم و یادم شد پتو بردارم چون لباس زیاد داشت و اصن سرد اونجوری نبود پسر منم خیلی گرمایی همه پریدن بهم 😐🤦🏼‍♀️از دیشب اعصابم خورده

همشون یه،گهی هستن دوره قدیم ونافهم به من میگه چراب بچت اب نمیدی بچه ای ک شیرمیخوره چراگوشش سوراخ نمیکنی چراسوراخ کونش ایجوریه منم زیادخونش نمیرم

وای خدابهت صبر بده چون من از دستش افسردم

عزیزم همه اینجورن، من بابام اینجوریه . دارم به بچه غذا میدم خودم میدونم چند قاشق بدم که حالش بد نشه معدش اذیت نشه میاد هی میگه بازم بده می‌خواد بچرو گشنه نگه میداری. یا میاد میگه لباس تن بچه نمیکنی مریض میشه میاد همه پکیج هارو روشن میکنه خونه میشه کوره آتیش . یا لباس می‌خرم میاد میگه چرا الکی لباس برا بچه میخری الکی تو این اقتصاد ضعیف. انقدر داستان داریم ما که خدا میدونه

من دارم خودمو سه ماهه میکشم که با بچه ی من حرف نزنید بین خوابش همه حرف میزنم زیاد حرص نخور خواهر کاری از آدم برنمی‌آید ماتم هرروز هرروز خونه مون یکی هست

در و قفل کن

دقیقا هرچی خوب باشن بازم رو‌مخن نمیدونم چرا شاید حس میکنیم که نسبت به ماها حس خوب ندارن.مادر شوهره منم اینجوزیه بهش میگی نکن بازم کار خودشو انجام میده منم کمتر میرم خونشون

موقعی که خوابی در اتاقو قفل کن رااااحت 😁

دقیقا بچه منم اینطوریه حرف نزنی باهاش می‌خوابه اینو بگو بهش

دقیقا تنها نیستی

سوال های مرتبط