نمیخواستم تاپیک بزنم برنامه رو بستم دیدم کم مونده بزنم زیر گفتم بیام بگم بلکه سبک شدم

منو که میشناسید تا غر نزنم حالم خوب نمیشه

صبح بیدار شدم دیدم یخ زده ام

رفتم دیدم پنجره رو تا صبح باز گذاشته
سر این موضوع هر روز بحث داریم هر روز !!!!
بهش میگم بچه بدون لحاف میخوابه
بچه شربت نمیخوره که سرما بخوره

خودمم روزه ام الان گلوم درد میکنه
اولین مکالمه این بود چرا باز پنجره رو باز گذاشتی
جواب: تو اینو نگفتی ببند گفتی اون یکی رو ببند

اون یکی زیر پرده است دزدکی باز میکنه من متوجه نمیشم دیشب گفتم اینو باز نکن اصلا !!!

کفری نگاش میکردم نشست رو میز میل رووو میزززز!!!
وای اون لحظه بروسلی شدم به سختی خودمو کنترل کردم
وای زندگی این مدلی چقدر نفرت انگیزه

رفتن با بچه بیرون من نرفتم مثل همیشه
از اینکه تو این خشم باهاش باشم بدم میاد

اونم که به یه ورش نیست

همش هم بوی سیگار میده عوضی
امروز ازش متنفرم روزه شو هم میخوره
بازم بدم میاد ازش
میگم سرما خوردم خوشحال میشه میگه روزه نمیگیری ؟؟؟

میگه نمیشه جمعه روزتو بخوری بریم گردش

ازش بدم میاد دروغگو خب من اول خواستگاری پرسیدم روزه میگیری

خدا لعنتش کنه خدا لعنتش کنه

۸ پاسخ

کل زندگیو داری به خاطر یه روزه نگرفتن زهرمار خودت و شوهرت میکنی الان؟!
بعدا پشیمون میشی نکن

خدا صبرت بده فقط همینو میتونم بگم

فاطمه جون خدا بهت صبر بده واقعا سخته باادم دروغگو سرتق کنلر بیای

وای شوهر منم‌پنجره باز میکنه بچه ها یخ میزنن دلم میخاد سرشو بکنم این دیابت داره نمیگیره من بدبخت هی باید تو آشپزخونه باشم با زبون روزه

منم همینم تا نیام اینجا غر نزنم آروم نمیشم

جون بچه باید برا اون هم مهم باشه وقتی نیس خودتو کم حرص یده

با سیگارو روزه خوریشم کاری ندارم ولی تو چون از اول شرطت بودن و بهت دورغ گفته بهت حق میدم
این مردا هرچقد سنشون میره بالا جا اینکه عاقل تر شن نفهم تر میشن بخدا

چرا تو حرص میخوری بزن ب در بیخیالی تو از خودتو بگیر اونو ولش کن گناهش برا خودشه

مردا همشووووون همینجورن بیخیال فقط خودشونو میبینن

بیخیال چقد خودتو حرص میدی

بغضمو خوردم سر درد شدم اه😑

سوال های مرتبط

مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
سلام خانوپا توروخدا منو ببخشید اگه دائم غر می زنم آدم غر غرویی نیستم شرایط های خیلی سخت تری رو تا الان تحمل کردم و سفت بودم به این قضیه ولی مساله ی دخترم دیگه از تحملم خارجه امروز ۳ و ۴ بار تو خودش پی می کرد قبل اینکه بیارمش پیش دکتر روانشناسش تو خونه پی پی کرد دمه اومدنمون بلد ویگه خیالم راحت شد از بابتش بعد تا اومدیم تو مطب نشستیم دیدم چقدر بو میاد شصتم خبر دار شد باز پی پی کرده قبلا تا ازش می پرسیدم می گفت ولی الان جوری شده دیگه از ترسش نمیگه گاهی وقتا ازم قایم می کنه یا اینکه من می فهمم میگه مامان منو نزن 😥😥دلمم براش میسوزه به قرآن هر راهی هم که دکتر و روانشناس و مشاوره گفتن ربتم ولی فایده نداشته امروز که به دکترش گفتم گفت ماله آی کیو پایینه گفتم آخه پس چرا جیش رو میگه ولی پی پی نه گفت اون براش راحت تره ولی به احتمال خیلی زیاد این بچه بی اختیاری مدفوع داره خودمم همین حسو دارم چون بالاخره بعد این هپه تکرار و تنبیه تا الان باید یاد گرفته باشه یه بارم بهم گفت بعد اینکه پی پی کرد گفت مامان منو نزنی کسی بوده مشکل بچه ی منو داشته باشه مشکلش رفع شده با دارو ؟؟خانوم دکترش میگه با این وضع نمی تونه پیش دبستاتی بره ها اخراجش می کنند😥
مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون