۳ پاسخ

اگ سز اولی ک برات خوب بوده سز دوم ندیده باشی اونموقع میفهمی تجربه چیه من سز دوم بودم از مرگ برگشتم دوبار بعد عملم تشنج کردم

عزیزم کاش راجب هزینه هم میگفتید و چه وسیله هایی بردین و چه وسیله هایی نیاز شد و نشد

سلام شما تجربه زایمان طبیعی هم داشتین؟
بنظرتون کدومش بهتره؟
من طبیعی بودم

سوال های مرتبط

مامان 💙ماهور💙 مامان 💙ماهور💙 ۳ ماهگی
تجربه من از زایمان سزارین با دکتر نسرین آهنگری در بیمارستان جوادالائمه
#پارت۲
ساعت ۹ صبح منو بردن اتاق عمل و یک ماما از زایشگاه همراهم اومد. تو اتاق عمل دکتر بیهوشی خیلی خوش اخلاق بود و در کل همه پرسنل اتاق عمل خیلی خوب بودن. دکترم اومد و خیلی زود عمل رو شروع کرد و واقعا اگر بگم سه سوت عمل تموم شد دروغ نگفتم. لحظه ای که صورت پسرم رو به صورتم چسپوندن قشنگ ترین حس دنیا بود. توی اتاق ریکاوری خیلی شدید احساس خارش داشتم که بهم آمپول زدن تو سرمم. پسرم رو مامایی که همراهم بود آورد و بهش شیر دادم. تا ساعت ۱۱ تو ریکاوری بودم. ولی تو این مدت به خانواده ام نگفتن که عمل تموم شده گفتن ما به هیچ همراهی نمیگیم . ساعت ۱۱ منو بردن بخش که اتاق خصوصی گرفته بودیم. و واقعا اتاقش خوب بود. اتاقش ۲ تا تخت بیمار داشت و یک صندلی تخت شو برای همراهی. که مادرم راحت از تخت بیمار استفاده میکرد. تا عصر طول کشید که اثر بیحسی از پاهام بره تا ساعت ۶ اجازه نداشتم چیزی بخورم. بعد اون گفتن مایعات بخورم. گفتن تا وقتی شکمم کار نکرده نمیتونم غذا بخورم. شبش کلی شربت ملین خوردم. و صبحش هم همینطور...
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان کیاشا مامان کیاشا ۲ ماهگی
تجربه سزارین پارت ۳
توی این قسمت میخوام از بیمارستان بگم
من بیمارستان رضوی بودم و در کل نظرم اینکه بیمارستان کاملا شانسیه یعنی بستگی به ماما و پرستارای اون شیفت داره که اخلاقشون چجوریه
مثلا من بلوک زایمان که بستری بودم یک مامایی بود که خیلی خوش اخلاق نبود یعنی بداخلاق هم نبود اما تو بخش و اتاق عمل همه کادر عالی بودن
رسیدگی شون عالی بود بیمارستان از لحاظ تمیزی و بهداشت درجه یک
من اتاق خصوصی گرفتم که اتاق خصوصی های بیمارستان یکم کوچیکه
دقت داشته باشین اگر میخواین برین رضوی حتما النگوهاتون رو در بیارین چون به هیچ عنوان تو اتاق عمل روی النگو رو چسب نمیزنن و برش میزنن اما بقیه بیمارستانا اوکیه
برای نی نی هم سرهمی نمی برن تو اتاق عمل باید حتما کلاه و شلوار و لباس آستین دار ببرین
توی بیمارستان در همه بخش ها آبجوش و قند و بطری آب دارن اما چایی خودتون باید ببرین
بیمارستان بهتون پوشک و حوله و لباس و سرجی فیکس میده
در کل من خیلی از بیمارستان راضی بودم
مامان سِید مُبین🤍 مامان سِید مُبین🤍 ۱ سالگی
تجربه‌ی من از زایمان سزارین :
خب اول از همه بگم من در بیمارستان ارجمند زیر نظر خانم دکتر عزیزیان زایمانم رو انجام دادم ، از بیمارستان و خانم دکتر بشدت راضی بودم . اتاق خصوصی گرفتم و رسیدگی‌شون قبل و بعد از عمل خیلی عالی بود ، یعنی اگه حتی هیچ همراهی‌ام نداشته باشید خودشون تک تک کارا رو انجام میدن از شیردادن به بچه تا شیاف گذاشتن و کمک کردن برای راه رفتن و غذا خوردن ...
من ۷ فروردین ساعت ۹ صبح زایمان کردم ، از اتاق عمل راضی نبودم چون بی‌حسی کاملی نداشتم و تک تک کارایی که روم انجام دادن رو فهمیدم ، اینم تقصیر دکتر بی‌هوشی بود که درست بی‌هوشم نکرده بود ، بریدن دوختن من همه رو فهمیدم🥲😂 ، دیگه از بس داد زدم اومدن مقدار بی‌هوشی رو زیاد کردن به حدی که کلا گیج میزدم ، از من به شما نصیحت اگه دیدین بعد از تزریق بی‌هوشی هنوز حس توی پاهاتون دارین سریع بگین قبل اینکه پاره‌تون کنن :)))) .
فشارای شکمی و درد گذاشتن سوند رو هم من بدبخت فهمیدم یعنی هرچی درد بی‌صاحاب توی سزارین بودو من تجربه کردم برای همین اگه برگردم عقب هیچ وقت سزارین رو انتخاب نمیکنم ، ۴ بار فشار شکمی داشتم که از درد مردم ، پمپ درد رو حتما بگیرید چون من اگه نداشتم تحمل این دردا برام سخت بود ، شیاف دیکلوفناک هم خود بیمارستان براتون دو تا دوتا میاد میزاره که توی کاهش درد خیلی موثره ، اگه خواستین بیمارستان ارجمند زایمان کنین اینو بدونین برای نی‌نی یه دست لباس سرهمی بیمارستانی بهتون میدن . دمپایی ژیلت و نوار بهداشتی هم جزو وسایل خودتونه که اونارم بهتون میدن .
دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه بنویسم بازم اگه سوالی داشتین بپرسین جواب میدم🫠🤍
مامان 🍪 کلوچه مامان 🍪 کلوچه ۱۷ ماهگی
مامان سبحان مامان سبحان ۹ ماهگی
میخام تجربه خودمو از زایمانم بگم حتما بخونید برای اونایی که بین سزارین و طبیعی موندن...۳۸هفته بودم ساعت۲نصف شب بااحساس خیسی از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی دیدم خیس شدم و بعد که راه رفتم خونابه اومد ازم‌.‌‌..کیسه ابم پاره شده بود سری رفتیم بیمارستان....بعد معاینه گفتن ۴سانتی و دوسه ساعته بچت بدنیا میاد...دردم قابل تحمل بود تا اینکه اومدن ساعت ۵اینا آمپول فشار زدن ...نمیتونم دردی که اون لحظه اومد تو بدنم توصیف کنم خیلی شدید بود انگار تو تمام تنم درد پیچیده بود ...تند تند ان اس تی میگرفتن چون کیسه ابم پاره شده بود...و همش معاینه میکردن که نگم از ترسم و دردم موقع معاینه خیلی بد بود...تا ساعت ۷ونیم جون دادم از درد ...یهو گفتن ضربان نینی افت کرد و ببرین سزارین...بازم میگفتن یکم صبر کنیم شاید درست شدکه دکتر گف ن ببرین سری سزارین...ساعت۸اینا سزارین شدم...بنظرم درد سزارین قابل تحمل تره بخاطر دارو ها ...هرچند مراقبت بعدش و دیر تر سرپا میشی ...ولی بنظر من سلامت بچه تو سزارین بالاتره باز این نظرمنه
مامان احمد🐣 مامان احمد🐣 ۴ ماهگی
تجربه زایمانم اومدم بگم دخترا 🙂( پارت ۱)
سه شنبه ۸ اردیبهشت نوبت سزارین داشتم از بجنورد باید میرفتم گنبد برا سزارین حدودا ۴ ساعت فاصله داشتیم صبح ساعت ۷ حرکت کردیم ساعت ۱۰ رسیدیم گنبد رفتم مطب دکترم برا چکاپ سونوگرافی و آزمایشامو چک کرد نامه سزارینمو داد رفتم بیمارستان بسکی بستری شدم ساعت ۱۲ سرم زدن تا ساعت ۳ ک دکترم اومد و گفتن بریم اتاق عمل از وقتی رو ویلچر نشستم تا وقتی ک رفتم تو اتاق عمل بغض گلومو گرفته بود و ته دلم یه خوشحالی عجیب داشتم پرستار اتاق عمل وقتی دید اشک از چشمام میاد دلداریم داد پرسنل اتاق عمل همه خیلی مهربون بودن دلگرمی دادن بهم هواسمو پرت کردن .
استرس بیحسی و شوند رو داشتم ک واقعا خیلی راحت بود بیحسی مثل نیش یه زنبور بود سوند هم بعد بیحسی گذاشتن ک دردش خیلی کم بود ده دقیقه ای گذشت که احساس یه فشار داشتم تو شکمم پرستار گفت آروم باش دارن بچه رو در میارن چند ثانیه بعد صدای گریه بگم اومد آوردن بهم نشون دادن و بردنش خیلی حس خوبی بود هنوزم یادم میاد از خوشحالی گریم می‌گیره بعدش خوابم گرفته بود پرستار میزد تو صورتم میگفت بیدار باش فشارم یکم رفته بود بالا ک با دارو اومد پایین حدود یه ساعتی تو ریکاوری بودم پرستار بگم و آورد شیر داد بهش تماس پوست ب پوست توی ریکاوری بود بهترین حس و داشتم بعد یه ساعت رفتم بخش
مامان سیدمتین مامان سیدمتین ۱ ماهگی
سلام مجدد
ساعت ۱۰:۲۰ بود که سیدمتین با سلام و صلوات دکتر آهنگری بدنیا اومد ( دکتر آهنگری خیلی خوشرو هست و من همیشه حس خیلی خوبی ازش میگرفتم و روز عمل هم قوت قلبم بود ) تا ۱۱:۳۰ اتاق عمل بودم بعدم رفتم ریکاوری تا ۱۲ ریکاوری بودم ، ۱۲ رفتم بخش . بچه رو بردن نوزادان برای اکسیژن گفتن بچه‌های سزارین رو ۲_۳ ساعت میبریم اکسیژن بعدش میاریم . ۲:۳۰ بچه رو آوردن گفتن شیر بده شیر دادن با بیحسی خیلی سخت و ستم بود نه خودت تسلط داری نه بچه در کل سر سینه‌هام چاک چاک شد
تا ۸ ساعت هم نباید چیزی بخوری بعد ۸ ساعت باید مایعات رو شروع کنی و کم کم پشتی تخت رو بلند کنی بشینی و آروم بیای لب تخت و بیای پایین راه بری (یه ربع قبل از این که پاشم شیاف گذاشتم )
خوردنی هم چیزای مقوی و ملین بخورید که زودتر شکمتون کار کنه تا زود مرخصتون کنن
من از ۸ شب تا فردا ظهر که مرخص بشم اینا رو خوردم
(عرق گوشت ، حلیم ، آب برگه و انجیر ، نسکافه ، هلو ، شلیل ، کمپوت گلابی ، کمپوت آناناس ، آب هویج ، آدامس نعنایی حتما بگیرید بعد این که پاشدید بجوید و راه برید نفخ رو میگیره زودتر شکمتون کار میکنه من یکم به مشکل خوردم ، کسایی که مثل من یبوست دارن بیشتر باید حواسشون باشه راستی تو خود بیمارستان شربت لاکسی ژل دادن اول گفتن ۱قاشق شکمم کار نکرد گفتن ۳قاشق بخور . آخر نزدیک ظهر شکمم کار کرد )