اینجا هیچ. خبری نیست
ولی نگران هم وطنامم
امشب ارومه اصفهان
دیشب بد بود حتی صبح هم صدا میومد تا ظهر
ارومه
منم تهرانم فردا صبح میخوام برم شهرستان خونه مادر شوهرم اصلنا راضی نیستم یعنی به زور میرم فقط بخاطر دخترم .دوست ندارم شهرمو ترک کنم خانواده ام پدر.مادر .خواهر .برادر همین اینجان یعنی اشکم بند نمیاد میگم کاش یهویی بگن آتش بس تموم ماام بشنیم خونه نریم
خداکنه تموم شه واقعا استرس زیادی داره خدایا بچه من روز اول خیلی ترسید با صداها بهش گفتیم ترقه هست چون نزدیگ چهارشنبه سوریه؟ 😢با اینکه پارسال برده بودیمش چهارشنبه سوری و دوست داشت براش جالب بود بهم گفت من صداشو دوست ندارم امسال نریم چهارشنبهسوری از روز بعد گفتم تانکر آب از بالای خونه افتاده صدا داده باز ترسید روز بعد بهش گفتم فضانوردا نیخوان برم فضا دارن موشک درست میکنن برن فضا ولی هنوز موفق نشدن هی موشکه میره بالا بعد میخوره زمین چون سنگینه صدا میده دیگه الان کمتر میترسه چون عاشق فضا و شاتل و منظومه شمسیه. ولی برا بیرون نرفتنامون بهش گفتیم هوا آلودس گفتن جایی نرید مهد تعطیله بازار تعطیله پارک تعطیله بعد باباش برا خرید میره بیرون هی میگه زنگ بزن بیاد مریض نشه😢😢
ما که کرمانشاه هستیم اصلا زندگی نمکنیم دیگه روانی شودیم انقدر میزنن
اروم
ولی دلم برای تهرانیا خونه
در حال حاضر ارومه .بعد اذان صب
صبح زود بعد از اذان بد جور بغل خونمون رو زدن دخترم حسابی می لرزید چون خونمون هم می لرزید
جایی که ما اومدیم
اگر اخبار رو دنبال نکنی اصلا نمیفهمی ایران جنگه...
اگر دخترم نبود از تهران تکون نمیخوردم
اینجا روسر شب خیلی بد زدن، بچم ایلیا تو اتاق داشت بازی میکرد خیلی ترسید😢
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.