۱۱ پاسخ

فاطمه آخه کاری از دست ما مردم عادی برنمیاد. منم همینجور دست و دلم به هیچی نمیره. این چند روز هیییچ هییییچ کار مفیدی نکردم. فقط مسئولیتای بچه و خونه داری رو با سختی انجام دادم. همینجور منتظرم کی نوبت کرمون میرسه. کی گفت اونا میان برای کمک؟؟ از همون اول پر واضح بود برای منافع خودش میاد نه به حرف مردم معترض. اینا الان ۴۷ساله با هم سر ناسازگاری دارن. یه عده میندازن گردن مردم معترض و داغدار. اون سیاستمدار تاجر به حرف ما مردمه مگه؟؟؟ اینو دوس داشتم بگم چون خیلی دیدم اینجا میگن بفرما اینم کمکی منتظرش بودین. به والله یه کم فکر نمیکنن این جماعت

عزیزم سلام. چه میشه کرد این روزا هرکاری میکینم واسه اینه که نذاریم امید از دستمون بره❤️

عزیزم نشد که تو پی وی سوالمو بفرستم میشه همیجا برام بفرسی

عزیزم میشه عکس قرص کنسرتا رو برام بفرسی دارو خونه اسمشو میگم‌یه مدل دیگ میاره ب نتم دسترسی نداریم ک از گوگل بردارم

سلام مامان رز میشه پی وی تو چک کنی یه کار فورس دارم

آخ از دل مادرای سرزمینم ...
منم یه کتاب گرفتم بخونم اصلا دست و دلم راضی نمیشه
همش استرس
هی مغز پر از استرسمو کنکاش میکنم که جمله ی مناسب پیدا کنم به دخترم بگم واقعا سخته
تا میاییم سرپا شیم تو زندگی
نمیزارن ....

چیکار کنیم فاطمه
به روانمون تجاوز شده هیچی
جونمون که تو خطره هیچی
کار و زندگی هم تعطیل شده
خیلی خوب بود وضع مردم الان هفته هاست کارم نکردن
هیچی به هیچی
حقیقتن نمیدونم غصه چیو بخورم غصه کیو بخورم اصلن غصه بخورم یا بقول تو با کتاب و اینا حواسمو پرت کنم

نمیشه که غصه خورد فاطمه !آره شرایط سخت و پیچیده‌س اما باید هرکسی هرجوری که میتونه حالش رو خوب کنه
من هر روزی که میرم باشگاه یجوری سخته رفتنم که حس میکنم دیگه برنمیگردم اما با حال بهتر باز میام

هممون دنبال کوچیکترین دلخوشی برا آروم کردن خودمونیم
از دیروز که یکی از کلانتری هامونو زدن هربار صدا جنگنده می‌شنوم تپش قلب میگیرم و هرلخظه منتظرم اون یکی کلانتری هم بره😔
بدبخت سربازی وظیفه گناهشون چیه؟اوناهم جزو مردم عادین 😔
همین الان آهنگ دلا خون شو باز کردم لبالبام می‌خنده صورتم می‌خنده پسرکم داره برام رژ میزنه اما چشام شر شر اشک می‌ریزه 😭

خب چیکار کنیم پس؟

خیلی نگرانتونم.
خیلی...
کاش کاری از دستم برمیومد.
اگه میتونید و در توانتونه، شهرهاتون فعلا آرومه
لطفا به عزیزانمون که این روزها خونه براشون امن نیست کمک کنید...

تصویر

سوال های مرتبط

مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام مامان‌های قشنگ
ما امروز با یه کتاب جدید اومدیم. آبان چند ماهی میشه که شروع به شناخت احساساتش کرده. من سعی می‌کنم احساساتش رو حدس بزنم و نامگذاری کنم. مثلا تو موقعیت‌های مختلف ازش می‌پرسم الان عصبانی شدی؟ الان ترسیدی؟ الان غمگینی؟ درواقع دوست دارم کمکش کنم که بتونه احساساتش رو بشناسه، نامگذاری و حالا تا حدی مدیریت کنه. تو این مدت خیلی دنبال کتاب‌هایی با این موضوع گشتم ولی خیلی چیز دندون‌گیری پیدا نکردم. این کتاب هم... هی بدک نیست. اسمش هست "مونی مامانی ۳ / من می‌ترسم" درواقع جلد سوم از یه مجموعه برای شناخت احساساته که نشر افق (که بخش کودکش میشه کتاب‌های فندق) منتشر کرده. جلد سخته، قیمتش هم ۲۳۵ تومن.
اینطوریه که تو یه صفحه مونی مامانی از یه چیزی می‌ترسه و تو صفحهٔ بعد مامانش (یا حالا کس دیگه‌ای، مشخص نیست) میاد و براش توضیح میده که اون موقعیت ترسناک نیست. چیزهایی که مونی مامانی ازشون می‌ترسه عبارتند از😃: عنکبوت/ تاریکی/ بلندی/ صدای رعد و برق/ موش. من به شخصه مثلا ترجیح میدم بچه‌ام از عنکبوت و موش بترسه!
به هر حال ولی آبان این کتاب رو دوست داره و با حس ترس رو شناخته. مثلا قبلا تو اتاق تاریک نمی‌رفت و وقتی می‌گفتیم چرا؟ چیزی نمی‌گفت. الان قشنگ جواب میده: آبان از تاریکی می‌ترسه :)
صفحه‌های مربوط به ترس از تاریکی رو تو کامنت‌ها براتون میذارم.
مامان آسمان☁️🌿 مامان آسمان☁️🌿 ۲ سالگی
سلام سلام
امیدوارم حال دلتون رو به راه باشه🥹😍

کتاب خوندن بزرگترین سرگرمی من تو زندگی بود و تقریبا قبل از رفتن به دانشگاه هنر بیشترین وقتم رو با کتاب خوندن میگذروندم

بعدش کتاب کمی کمرنگ شد
و بعد ازدواج کمرنگ تر…
وبعد بچه دار شدن کمرنگ تر تر…

منی که قبلا هر هفته ۲-۳تا کتاب تموم میکردم و بیشترین پس اندازم برای خرید کتاب میرفت و دلیل اینکه کارت اینترنت میخریدم دانلود کتاب از نود و هشتیا بود(داغون ترین و تباه ترین رمان هارو اونجا خوندم که یکی از پشیمونی های زندگیمه🤣مخصوصا رمان های مودب پور)الان هر کتاب چند ماه طول میکشه تا تموم بشه و تو کتابخونم کلی کتاب هست که نخوندم

پس با خودم ی قول و قراری گذاشتم و گفتم
خوشید قشنگم دختر مهربون از این به بعد حداقل یک ربع به خودت و کتاب هات فرصت بده و با خوندنشون به ارامش برس🥹🥹
و به ازای هر دوتا کتابی که خوندی ی کتاب جدید بخر و به خودت هدیه کن😍

از ته دلم امیدوارم به این قول و قرار پایبند بمونم
و این دوتا کتاب رو انتخاب کردم برای خوندن😁

ببخشیدن طولانی شد❤️

فرزند پروری. پوشک. شیرخشک. شیرمادر. شیشه شیر. واکسن.
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام سلام
ما امروز یه کتاب جدید آوردیم. اسمش هست "خوراک زرافه با سالاد لاک‌پشت". داستان یه دختر کوچولوئه که ماکارونی دوست نداره و مامانش ناهار ماکارونی پخته. اونم میگه من هیچوقت این غذا رو نمی‌خورم. مامانش میگه ولی این که ماکارونی نیست. خوراک زرافه‌ست. و با ماکارونی یه زرافه تو بشقاب دختر کوچولو درست میکنه (عکس اون صفحه رو تو کامنت‌ها میذارم براتون) دختر کوچولو هم غذاش رو تا آخر میخوره. همین داستان با سالاد و لاک‌پشت هم اتفاق می‌افته.
جملات کتاب کم و کوتاه‌اند و تصویرهاش ساده و دلنشین با رنگ‌های ملایم. کاغذش هم گلاسه‌اس. انتشارات طوطی که بخش کودک انتشارات فاطمی است، کتاب رو منتشر کرده.
آبان خیلی دوستش داره. هر غذایی رو که خوب نمی‌خوره سریع به این کتاب ارجاع میدیم و سعی میکنیم با غذای تو بشقابش یه شکلی درست کنیم. معمولا جواب میده و چن‌تا قاشق می‌خوره. گذشته از اون عاشق ماکارونی هم شده. هر روز میاد میگه مامان ماکارونی دُسُت کن :)
مامان آبان مامان آبان ۲ سالگی
سلام قشنگ‌ها
کتاب آوردم برای کوچولوها. این یه کتاب خیلی ساده است برای آموزش مفهوم کوچیک و بزرگ به اسم "کلاه کیه؟" برای گروه سنی بالای ۲ سال، با تصویرگری حرفه‌ای. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده، کاغذش گلاسه ست و قیمتش ۷۰ تومن.
اینطوریه که باد یه کلاهی رو میندازه رو درخت. چن‌تا حیوون (خرگوش، موش، زرافه و فیل) میان و کلاه رو امتحان می‌کنن. بعد مثلا خرگوش میگه این کلاه برای من کوچیکه. موش میگه این کلاه برای من خیلی کوچیکه و...
چیزی که به نظر من جالبه معرفی "قید" به بچه است: خیلی. یعنی کلاه می‌تونه کوچیک باشه یا می‌تونه "خیلی" کوچیک باشه. آخرش هم یه مرد میاد و کلاه میذاره سرش و میگه این کلاه اندازهٔ منه و کتاب با این جمله تموم میشه: حالا تو بگو این کلاه مال کیه؟ آبان همیشه در پاسخ به این سؤال میگه مال موشه😃 اصلا نتایجی که من می‌خوام رو از کتاب‌ها نمی‌گیره 😃.
یه عکس از صفحه‌های داخلی کتاب هم تو کامت‌ها میذارم براتون.
اون پازلی هم که تو عکس می‌بینید، یه پازل یه تکهٔ چوبیه که ما از اون هم برای تمرین مفهوم کوچیک و بزرگ استفاده می‌کنیم. همینطوری گذاشتم.