۷ پاسخ

خب داد نزن پعدعواش نکن این ک دیک دیت خودته بااین اوضاع جنگ ک معلوم نیست سرنوشتمون دلشو نشکن من پسرم هرکاری ک بکنه اصلا بهش هیچی نمیگم اصلا حتی دعواسم نمیکنم

منم همینم ولی یه وقتایی تا ده بشمار پاشو دور شو ازش

تا میتونی باهاش رفاقت کن تو کارها ازش کمک بگیر منت دومی رو سر اولی نزار شما اول باید رو خودت کار کنی بچه گناهی نداره

گناه داره پسرت بيشتر روي خودت كار كن ، خشم خودتو جاي ديگه خالي كن پسرت كوچيكه شما پناه اوني مامان جان

قرص بخور مثل ایزی پم یا مود پلاس

بایدمدیریت کنی کاراتوموقعه خواب پخت وپزتمیزکاریات کن ازپسربزرگت کمک بخواه باهش حرف بزن کوچیکه پیش مادرت یاشوهرت بذارهفته ای یبارببرشهربازی جای یه چیزکوچیک بخراینجوری رفتارپسرتم بهترمیشه

جایی ندارید برید کسی نیست ۱ هفته بیاد خونتون کمکتون کنه از این شرایط عبور کنید؟؟؟؟ والا من یدونه دارم صبح ک میشم با همسرم میفرستم میره محل کارش شب میاد خدا کمکتون کنه

سوال های مرتبط

مامان آژوان مامان آژوان ۴ سالگی
خانما شماهایی که دو یا سه تا بچه دارین اینجور مواقع چیکار میکنید چه رفتاری دارید من پسر بزرگم قبل از به دنیا اومدن برادرش لجباز بود بد قلقی میکرد اما الان که داداشم هست خییییلی خیلی بدتر شده یعنی کدوم کار بد و اعصاب خورد کنه اونو انجام میده تا حالا چندین بار کارایی کرده که پسر کوچیکم گریه های شذید کنه مثلا محکم ماچش میکنه خیلی حرصی اینکارو میکنه یا با کله میزنه به سرش نمیدونم هر چی دم دستشه پرت میکنه تا حالا چندبار اسباب بازیاش خورده به شکم و سر بچه هر چقدرم بهش میگم جواب نمیده میدونم حسادت داره قشنگ از چشاش میفهمم وقتی یکی به داداشش محبت میکنه یا قربون صدقش میره اون تموم تغییر میکنه چهره ش حتی خیییلی به شدت بد غذا هم شده تنها چیزی که میخوره فقط برنج خالی اونم حتما باید سفید باشه یا تخم مرغ یعنی این دوماه انقدر حرص خوردم که فشار خون گرفتم الان تو این سن باید با قرص و کوفت و زهرمار فشارمو پایین نگه دارم دلم خیلی به حالش میسوزه که فک میکنه برادرش جاشو تنگ کرده یا دیگه کسی دوسش نداره ولی بخدا اونجوری نیست هر چقدرم میگم این کوچیکتره احتیاج به مراقبت بیشتر داره مدام میبینم بخاطر جلب توجه بیشتر همش داره یا داد میزنه یا کارای خطرناک میکنه موندم واقعا چیکار کنم یعنی ممکنه درست شن