ادامه تاپیک استقلال خواب :
حالا روش من ک خداروشکر برای یک مرحله اول شب فعلا جواب داده ، بعد از تاریک کردن اتاق و پتو و دراز کشیدن و محبت کلامی ،شیر میدم به مهوا و در عین شیر خوردن هرچقدر هم خسته باشه باهاش حرف میزنم و قصه های بداهه براش تعریف میکنم که فقط خوابش نبره ولوم صدام متوسطه ،سروصدای بیرون اتاق اوایل صفر بود تقریبا ، بعد از اینکه قصه کوتاهی گفتم و مطمئن شدم از هردو سینه شیر خورده و سیر شده ،سینه رو در میارم و لالایی و هیش هیش میخونم و میگم بخوابیم مهوا ، چشمامو آروم میبندم خودم کنارش می مونم دستمو گاهی ک دوس داره دورش حلقه میکنم یا نه ،مهم اینه کنارش باشم و هیش هیش کنم و چشمامو میبندم ک بدونه کنارشم و میخوام بخوابم ،اوایل یکم سخت بود گاهی لج میکرد شیر میخوام میدادم می‌خورد باهاش حرف میزدم انقدر که خسته بشه مغزش بعد درمی‌آوردم بالاخره خودش برمی‌گشت اونور و خوابش می‌برد،
الان از امروز خواب ظهرشو دارم اینکارو میکنم، تا مرحله بعد برم سر شیری که بعد ۲، ۳ساعت خواب اول شب میخوره و راه حلی پیدا کنم ،اما خداروشکر خداروشکر چشم شیطون کور ، این روش باعث شده ناخودآگاه شب کمتر تقاضای شیر کنه نه مثل قبل هر نیم تا یکساعت ، مغزش داره یاد میگیره استقلالو،
مامانا خواستم بگم تا دوس داشتین امتحان کنین اگه جواب گرفتین برای من و دخترم دعا کنین همین کافیه ،مرحله بعدشم بهتون میگم فقط اصلا شکست رو قبول نکنید، دعوا نکنید با ملایمت و گول زدن گاهی پیش برین
موفق میشین انشالله

۱ پاسخ

موفق باشی عزیزم خوبه که تلاش کردی و شد
والا من انقد خستم خداخدامه بخوابه 🤣یکم برم پیشه پدرش بشینم 😭🫠
خدایی وقتی خودم میخوابونم زیر ۵دقیقه خوابش میبره اما خودش بخوابه ۴۰دقیقه…..طول میکشه
🫠نمیدونم الان بقدری خستم و کارای خونه اذیتم میکنه که حوصلم‌نمیکشه یادش بدم…..

سوال های مرتبط