۱۲ پاسخ

وای انگار همه تو این سن همینن نه، نکن، نمیخوام، خودم بلدم، استقلال 🥴🥴🥴🥴

دختر من تازگی میخایم بریم بیرون اینقد میدوئه دور تا دور خونه ک بری بگیریش منم عصبی میشم یا هر چی برمیداره نمیده ک بدویی دنبالش موقع پوشک عوض کردتم خبلی اذیتم میکنه یا نمیاد یا خودشو سفت میگیره میخنده مثلا بازی میکنه نمیدونه مادرش پیره بی اعصابه

اقتضای سنشونه ،الان همسرم از سرکار اومده بود یک ساعت استراحت کنه باز بره اینقدر پسرم سر و صدا کرد همسرم از خواب بیدار شد سرش داد زد دیگه اونم ترسید گرفت خوابید

وای بچه ی منو گفتی ؛ امروز کاری به سرم برد 😭😭😭

منم روانی شدم از دستش نه دعواش کردم نه چیزی گفتم اومده کل دستمو چنگ میندازه گاز میگیره🤦‍♀️

اگه نمیخواد بخوابه نخوابون
اما درمورد کولی بلزی
مثلا مشابه همین قضیه شلوار
بهش بگو الان میخوایم ناهار لخوریم. شلواری که بهت دادم رو خودت میتونی انتخاب کنی بپوشی یا نه
بعد مشغول غذا خوردن بشین.
واقعا سخته میدونم. اما کنترلت رو از دست نده وگرنه بدتر میشه.

هممون تو همین شرایطیم عزیزم

دخترمنم همینجور اذیت میکنه،دیگه سردردم

پدرمنم درآورده پسرم

واییی پسر منم روانیم کرده الان فرستادم باباش برد خونه مامانم اینا یکم مغز من استراحت کنه

چرا بچه های سن ما اینجوری شدن؟ بقران عسل هم روانیم کرده نمی‌دونم از دستش چیکار کنم همیشه دهنش بازه😭

دختر منم اینجور شدعع بنظرم بخاطر شرایطه استرس بهشون منتقل میشهه

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۲ سالگی
قتی میخوابه میشینم بالا سرش یساعت تو دلم با خودم حرف میزنم میگم اگه الرژی نداشت اگه رفلاکس نداشت اگه بدغذا و بد ادا نبود ،من الان چقد سرحال و خوشحال بودن ، چ مسافرت هایی چ گردشایی ک بخاطر همین کاراش نرفتم چون همچین بچه هایی تو شلوغی خیلی بدتر میشن (امتحان کردم)من ادمیم ک تو خونه بند نمیشم و هربار بیرون رفتن برام شده زهره مار،دوستدارم مثل خیلیا بیام اینجا تاپیک بزارم بگم بچم فلان میوه رو دوستداره فلان غذارو میگه برام بپز فلان ابموه رو درست میکنم میخوره، ولی....
باورتون میشه بعضی وقته خوابه من یهو بیدار میشم انگار صدای گریش تو مغزمه، چند روزه انگار فقط دلش گریه و جیغ میخواد ، یعنی یا دارم ارومش میکنم و اون بیشتر گریه میکنه تا بالا بیاره ،یا دیگه برا اینکه رد ندم ول میکنم میرم و اون خودشو پرت میکنه زمین بیشتر عر میزنه، چند روزه ب شدت حس گندی دارم ،دیگه عرضه کنترل و ساکت کردن بچمو ندارم عرضه ندارم یه غذا بپزم ک دوستداره عرضه ندارم بی گریه بخوابونمش، دیشب تو خوابم گریه میکرد با چشم بسه دنبالم میگشت بخدا صدای گریش میاد انگار میخوام بمیرم ،همسرم هرکار کرد راضی نشد اروم نشد تا اومده پیشم گریه هاشو کرده و خوابیده ،عجیب کم اوردم عجیب حس ناتوانی دارم ،