دختر من تو پارک دیروز از ی وسیله پایین نمیومد مردمم منتظرش . منم از دور نگا میکردم خواهرم دیگه خجالت کشید بلندش کرد انقد جیغ زد گذاشتش زمین انقد تند دویید خورد زمین پیشونیش زخم شد . اصلا چیزی ب کسی نمیده . تو پارکم ک اینجوری .دیگه دلم نمیخواد ببرمش پارک اصلا هرسری گریه
عادیه عزیزم پسر منم همینه تو کتاب مادر کافی میگه این سن سن نحسی بچس
پسر منم همینه بخدا
با کالسکه ببریدش بیرون
دختر منماینجوری شده برا اینکه کاریو انجامبده باید برعکسشو بگیم یعنی باید بگیم غذا نخور تا بخوره در این حد لجباز شده واقعا کنار اومدن یاهاش خیلی سخته
رایان اینقدر آروم شده دستمو میگیره ول نمیکنه
حالا من ناشکرم
میگم چرااینقدر آرومه بچم
عزیزم همشون همینن هر کدوم به طریقی رو اعصابن پسر من تا ساعت ۱۱ و نیم خوابیده بلند شده صبحانه خورده الان همش گریه میکنه که تو باید کنار من دراز بکشی من خوابم میاد الکی میگه خوابش نمییاد فقط بهونه میگیره انگار من بیکارم بشینم پیش اون ظهر هم به جای غذا می خوان منو بخورن باور کن تا یه ظرفی می شورم یا جارویی میکنن اعصابم رو خورد میکنه فقط باید از خدا صبر بخوایم
فکر می کنم اقتضای سنشونه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.