۱۴ پاسخ

گلم مگه بی عقلی بخاطر یه شوهر خودکشی کنی؟

آفرین که قوی هستی 👏

به خاطر بچت اصلا به این چیزا فکر نکن هیچ کس برای بچه مادر نمیشه ،،،خودتو خلاص کردی بس بچه چه گناهی کرده بی مادر بمونه ،،

وای ارزو ب این خوشگلی خودکشی کنی واس کارای اون حیف تو نیس دختر! ول کنا مگه ارزش داره .

کارت درسته

مرسی ک به خودت اومدی
دستاش بشکنه نامرد🥺

دوروبرش نچرخ وقتی دست بزن داره.بعدم گور بابای شوهر.بچسب به بچه هات.

فکر بچه هات باش اونا بهت نیاز دارن تو مسئولی در قبالشون به غیر از تو کسی ندارن

نمیدونم سر چی دعوا کردین اما با این شرایطی که واسه همه پیش اومده به خودکشی فکر میکنی؟؟؟الان باید کنار هم خوش باشین و به هم آرامش‌ بدین همین طوری بچه ها تو استرس هستن دیگه بگو مگو و دعوا هم پیش بیاد دیگه بدتر رر

دیوونه ای مگه
فک کردی دور از جون بمیری حسرت نداشتنتو میخوره نههههههه میره سراغ بعدی از توهم یادش میشه
بچه هاتم بی کس میمونن
به فکر خودت باش به چپت بگیر با بچه ها حال کن

منم باهمچین حیوونی زندگی میکنم اما دست به زن نداره ،هیچوقتم به خودکشی فک نمیکنم

منم کتک خوردم اومدم خونه مامانم

ولش کن بابا تو این اوضاع

از اول گفتن عزیزم تا پا رو دم سگ نزاری گاز نمیگیره توی این اوضاع همه اعصابا داغونه نباید خیلی به مردا فشار بیاریم بچه ها چه گناهی دارن به فکر اونا باید باشیم میدونی باهر دعوا چقدر روان بچه ها بهم میریزه من اگه شوهرم عصبانی باشه من کوتاه میام اون اگه ببینه من عصبانیم کوتاه میاد که بیشتر من کوتاه میام که کار به کتک کاری نکشه

سوال های مرتبط

مامان پسرك ۷ساله🧸 مامان پسرك ۷ساله🧸 ۶ سالگی
فردا
اولین روزیه که بچه هامون ،
میخوان اولین قدم هاشون رو برای پیشرفت به سمت اینده بردارن ..😍

بچه هایی که انگارهمین دیروز داخل بیمارستان توی بغلمون گزاشتن و فهمیدیم واقعنی مادر شدیم🥹
این ۶سال به چشم برهم‌زدنی گذشت ..
خیلیامون از همون نوزادی بچه هامون باهم اینجابودیم و
قد کشیدن و بزرگ‌شدن بچه های همدیگرو‌ دیدیم‌🥺
چه شب هایی که بچه هامون تب‌میکردن و اینجا از هم‌کمک‌میگرفتیم و از‌همون موقع گهواره شد یه تیکه از‌ وجودمون ..
انگار تا به یه مشکل برمیخوردیم سریع میدوییدیم‌میومدیم‌اینجا‌تا ببینیم‌‌چاره چیه …
امشب واسه ما مامان اولی ها یه شب دیگه‌اس 🥹
شبی که واقعا میفهمی‌بچه‌ات‌بزرگ‌شده‌و‌دیگه‌وقتشه مستقل بشه
وقتشه واسه اینده اش قدم برداره
وقشته پیشرفت کنه
وقتشه یادبگیره به تنهایی‌بتونه از‌پس کارهاش بربیاد
وقتشه دیگه یه قدم از‌مامان‌و بابا فاصله بگیره
امشب وقتی داشتم وسایلشو‌ اماده میکردم همچنان با لبخندی که‌گوشه ی لبم اومد یه بغض خاصی هم گلومو گرفت 🥲
ان شاالله خدا پشت و پناه همه ی بچه ها باشه و همیشه خودش در پناه خودش همه ی بچه هارو حفظ‌کنه ♥️
بیاید شماهم اینجا از‌حس‌قشنگتون‌ بنویسید😍🥹
ک
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم