خانوما حق با کیه
دختر من تا وقتی باباش خونه اس همش نق میزنه حالا نمیدونم برا جلب توجه یا هر چی...مثلا امروز رفت نماز بخونه نمیذاشت انقد گریه کرد ک نخون...دوباره یه چند دقیقه بعد دید سرش گرمه رفت نماز بخونه دوباره گریه شدید جیغ اویزون باباش...منم دیدم شوهرم گناه داره پا شدم بچه رو گرفتم هی میخابوندمش رو عروسکاش هی پا میشد و اینکه گریه هم میکرد جلو دهنش و اروم گرفتم ک ساکت شه..کاریش نکردم..خلاصه یهو پاشد دوباره بره سمت باباش نشوندمش خاسم بخابونمش دوباره عروسکاش یهو سرش خورد ب پایه مبل چیزی نشد خداروشکر دردشم زیاد نیومد...حالا شچهرم نمازشو تموم کرده دادشو و دعوا سر من میرنه که بچه رو چرا میزنی و سرش و چرا کوبیدی ب مبل و گفتم خاسم تو نماز بخونی...خلاصه اونم هی میگف بریم دد...لباساشو پوشوند ناهار نخورده بردش خونه مادرشوهرم...حالام زنگش میزنم جوابمو نمیده...دخترمم ب حرف من گوش نمیده کلا تا باباش یا کلا کسیو ببینه...بعد همیشه گاهی باباش دعواش میکنه من هیچی نمیگم...ولی من بدبخت تا میزم یه چی بگم ازش حمایت میکنه
# بارداری
# مایبیبی
# پوشک
#شیر خشک

۸ پاسخ

حالا من این مشکلو دقیقا با برادر شوهرم
دارم، یعنی پسرم وقتی عموش رو میبینه دیگه تموم کلا بیخیال من میشه از بس نازشو کشیده و همه چیزو براش فراهم میکنه اگه ۲۴ ساعت بگه بریم مغازه میبرتش هر خواسته ای هم باشه انجامه.

ماهم همین یکم پیش همیچین مسئله ایی پیش اومد😐بیش از حد ک بخوای خوبی کنی همین میشه

شب به شوهرت بگو کار در حق بچت بدی میکنی پیش اون با من بد صحبت میکنی اگر هم اشتباهی باشه باید یواشکی بدون اینکه اون بفهمه بهم بگی.

ما با هم هماهنگیم به هم اشاره میکنیم یا تذکر میدیم ولی پیش دخترم هماهنگیم. در این حد که وسط غذا شوهرم میگه دیگه جمع کن خدا شاهده بچه گشته پا میشم غدا رو میزارم یخچال. شوهرمم همینه مامان گف نریم دیگه تموم نمیریم جایی‌. ببخشید اینجوری یکم بزرگ شد ازتون سو استفاده می کنه

من توام یا تو منی!!!!!!
دقیقا شوهر منه
به خدا اصلا نمیتونم جلو اون به دخترم چیزی بگم کلی فحشم میده و دعوام میکنه
دخترمم وقتی باباشو میبینه کلا عوض میشه یه روی دیگشو نشونم میده هییییییی

بنظرم باید خودت رو به بیخیال بودن میزدی خودتم باهاش میرفتی من اصلا نمیزارم شوهرم بدون من پسرم رو خونه مامانش ببره دیوونه میشم چندبار باهاش دعوا افتادم البته شاید من اینجوری هستم😁😁😁

روزه نگیر و اینکه اگه بازم خواس شوهرتو اذیت کنه اصلا کاریش نداشته باش اگرم چیزی گف بگو دفه قبلی خواسم اذیتت نکنه ادم بده شدم من،

متوجه نشدم چیکارکردی داشتی به زورنگهش میداشتی دیگه،کاش میبردیش حیاطی ،اتاقی جای دیگه تا حواسش پرت بشه مگه نمازچنددقیقه ست

همشون همینن خودتو اذیت نکن
الان تا شوهرتو بچت نیستن یکم استراحت کن

سوال های مرتبط

مامان آتنا مامان آتنا ۲ سالگی
سلام دخترا. اومدیم شهرستان بچم مریضع هی زر زر گریه میکنه باباشم تا میایم اینجا فقط ب فکر رفیق بازی هی بچرو میپیچونه میزاره میره بیرون بچه ام بلده در و باز کنه میره کوچه در ب در شدم دنبالشم هی


بعد مهمون داریم شوهرم دم در داره ماشین میشوره یساعت بیرونه من دیگ قرار شد بریم مهمونی رفتم لباسارو تو حموم بشورم بچمم بازی میکرد بعد دیدم لخت شده هرچی میگم یوسف و بگید بیاد من دستم تو وایتکس بود لباس میشستم خلاصه نیمه کاره ول کردم جلو داماد دایی شوهرم کو ن لخت مادرزاد بود کلا

بعد اومدیم رفتیم اتاق در و بست اتنا شروع کرد ب جیغ و داد کردن گریه بعد سیم شارژر و ورداشت سرش خورد تو دماغم سیمش تو چشمم منم یدونه زدمش باز هی بدتر گریع گریه نیم ساعت بعدش اروم بود داشت میخوابید بچه باباش اومد میگف بابا نیا برو بیرون شوهرمم بزور در و باز کرد اومد تو بعد بچه لج کرد خودشو لخت میمالید ب زمین کثیف بعد باباش گرف برد بشورتش دید نمیزارع محکم زد در ک و نش من شنیدم اینام دیدن بعد گرفتم اووردم دیدم رد دستش افتادع هیچ نگفتم