۱۴ پاسخ

یه شبه که درست نمیشه حداقل چند هفته زمان میبره ولی به نظرم تو این شرایط پیش خودتون بخوابه بهتره

الان تو این شرایط جنگ پیش خودتون بخوابه بهتره و اینکه حداقل یک هفته اا یک ماه زمان میبره ولی بچه من پیش خودن میخوابه

بچه من جدا میخابه

من با بچم میخوابم. تو اتاق. شوهرم جلو تی وی... اصلا دلم نمیخواد جاشو جدا کنم. چون همین یه دونه بچه رو دارم. میخوام نهایت استفاده رو ببرم. چندسال دیگه بزرگتر میشه خودش جاشو جدا میکنه.

نه الان که وقت جدا کردن نیست توی موقعیت الان همه باید کنار هم بخوابن.

من جای دخترمو جدا نمیکنم مخصوصا الان توی جنگ سخت نگیر من شوهرمم خیلی مخالفه یکی دوبار پیش اومده دخترم وحشتناک ترسیده بیدار بودم دیدم یه بارم بالا آورد تازه بغلمون بود اگه دستش به صورتم نمیخورد نمیفهمیدم معلوم نبود چی‌یمشه
از نظر علمی و روان شناسی رد شده که جای بچه رو جدا کنیم بچه از نظر احساسی و روحی هم لطمه میخوره سخت نگیر

من یک ساله تلاش کردم تخت خوابشونو دوست داشته باشن 😂به زور اینکه اگر نخوابید میفروشم می‌رن میخوابن منم پایین تخت میخوابم تا این بچه ها میان عادت کنن جنگ میشه دوباره

عزیزم پسر منم جدا می‌خوابه ولی اولش پیش خودم می‌خوابه بعد که یکم خوابش عمیق شد میبرم میزارم رو تختش، خودمم میرم اتاق خودمون می‌خوابم.
صبح که بیدار میشه میبینه تو تخت خودشه، گاهی هم بیدار میشه میاد تو تخت ما، خب اشکال نداره که ، دعوا نکنین که بچه حساس بشه.
البته من از ۲ سالگی جدا کردم.

خیلی خیلی صبوری لازم داره خیلی زمان می‌بره شاید چند ماه ..من یه دور تلاش کردم موفق نشدم اتاقشم کولر نداشت گرم شده بود بیخیال شدم دخترمن خیلی موقع خواب به من وابسته بود حتما باید بغلم می‌کرد ولی الان چند ماهه منو شوهرم رو تخت می‌خوابیم بچه پایین تخت به نظرم یه قدم رفتم جلو چون حداقل به من نمیچسبه دیگه موقع خواب

من و بچه م باهم میخوابیم باباشو جدا کردیم خخخخخخ

اره خداروشکر جدا میخوابه اما از ۷ ماهگی تو این سن دختر شما جدا کردن جای خواب یکم سخته چون بزرگ شده و متوجه میشه

من خیلی وقته جداشون کردم ولی هنوز هم بعضی وقتا میان پهلوی ما میخابن یا میگن تو سالن بخابیم

یه عکس از چادرش میدی

صبحا هر وقت بیدار میشم ایهان کنارم نیست میره تو تختش تو اتاق

سوال های مرتبط

مامان سوین مامان سوین ۳ سالگی
یه ماگ‌خریدم ۴۸۰ اومدم خونه دخترم رفت روی چارپایه آب از شیر آشپزخونه بخوره از دستش ول شد افتاد شکست امیرعلی هم تو آشپزخونه بود منم انقد عصبانی شدم زدم زیر گریه رفتم تو اتاق امیرعلی خورده سرامیکارو جم کرد اومد تو اتاق گفت خدایی واسه یه لیوان اینجوری زار میزنی اگه آره پاشو بریم یدونه دیگه بخر منم اعصابم خیلی خورد بود گریه میکردم اونم عصبانی شد داد زد فدای سر بچم تو معلوم نیست دردت چیه داری اینجوری اشک تمساح میریزی مث آدم بگو چه کوفتته درد چیه منم گفتم خودت یه دردته داد میزنی سر من و ...
همینجور دعوا بالا گرفت بعد منم بهش گفتم اگه میخای خانوادتو ببینی برو من هیچ وقت منعت نکردم عقده هاتو سرم من خالی نکن مگه مقصر من بودم ؟گفتم نمیخای بیا جدا شیم من راضی تو هم راضی گور بابای ناراضی ! گفت تو واقعا راضی برا طلاق گفتم خیلی وقته! یهو زد زیر گریه رفت کنج اتاق زانوهاش بغل کرده بود گریه میکرد منم دیدم گریه میکنه هیچی نگفتم رفتم تو حال . به خدا من اعصابم از دست دخترم خورد بود نه چیز دیگه
ولی میدونم خانوادشو نمبینه عقده کرده تقصیر منه! خب بره به خدا من حرفی ندارم .عذاب وجدان داره خفم میکنه



فرزند کودک همسر دارو دکتر رفلاکس پوشک مولفیکس تب شدید