خاک تو سرشون بایذ دعوا راه مینداختی
روزها رفتن اومدن شد روزی که ماه سوم رفتم سونو تعیین جنسیت.من گفتم پسرن حالتهام ب پسر میخورد.وقتی دکتر گفت دوتا دخترن قشنگگگگ باااال در آوردم علی خیلییی خوشحال شد.منو علی خواهر نداریم.گفتم خدایا دمت گرم من صبرم کم بود .خواهر ندادی ولی دوتا رفیق و خواهر پناه دادی بهمون.زنگ زدیم ب مامانم گفتم مادر خواهر دار شدم.دکتر گفت طول سرویکس کم شد حتما الان برو پیش دکترت.دنیا رو سرم خراب شد.من دورم باردار پرخطر ندیدم اصلا این چیزایی ک میگفتن نمیدونم چی بود.دکتر نامه داد با دوتا دکتر دیگه مشورت کردن فرداش اول وقت تو۱۶ هفته بود فکر کنم سرکلاژ شدم دیگه شدم استراحت مطلق و داستانهایی ک داره.تاشدم ۲۴ هفته حس کردم ی چیزی افتاد تو مثانه ام.جدی نگرفتم شب یلدا شد و منم رفتم دکتر گفتم دکتر تو مثانه ام سنگینه اول جدی نگرفت بعد سونو کرد بعععععله آترین خانوم ک کیسه زردش یک هفته دیر تر تشکیل شد پایین افتاد.فوری اورژانسی نامه داد بیمارستان بستری بشم آمپول ریه بزنم.اومدم خونه وسایلم جمع کردم رفتم ک رفتم ...
قرار بود سه روزه مرخص بشم سه ماه موندگار شدم همون شب اول چون بیمارستان امام آموزشی هست و فقط nicuامام مجهزه باید اونجا میرفتم.همون اول جوجه دکتر اومد ک معاینه ات کنم گفتم سرکلاژم چیو معاینه کنی با دوستاش دوتا پامو ب زور گرفتن اینم انگشت انداخت تو گفت ولش کنید بسته هست
فرداش ب خون ریزی افتادم رفتم سونو طول سرویکس کوتاه تر شد یک سانت شده بود کلا.گریه کردم کلی زنگ زدم ب علی ک بیا منو ببر اینا دارن منو میکشن اینجا کشتارگاهه تو شیفت عوض شدن شون همسایه مون که پزشکه دیدم آشنایی دادم
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.