۹ پاسخ

واقعا سخته ما که تهران موندیم وسط مهلکه جنگیم
من اوایل جنگ هرکی میگفت از تهران برید بیرون حال سکته بهم دست می‌داد دوست نداشتم برم
ولی الان دیگه واسم عادی شده
چه بریم از تهران چه بمونیم دیگه فرقی واسم نمیکنه
با اینکه امروز با صدای مهیب از خواب پاشدم

اره خسته شدیم ولی مجبوری موندیم😔

من از روز اول جنگ تا امروز تهران نبودم .
دیگه امروز برگشتم تهران ...
فعلا ساکته
اما خسته شده بودم از بلا تکلیفی ،با اینکه خونه خودمم بود اما انگار اینجا رو عادت دارم

خدا حفظش کنه عزیزم انشاالله به زودی تموم بشه وب‌گردی پیش هم ودرکنارهم در آرامش

دقیقا معلوم نیست، خیلی سخته بلا تکلیفی

سلام درکت میکنم
منی که شیفت پشت شیفت
خارج از شیفت هم می رم سرکار

ای عزیزم‌منم همسرم میره شیف مغزم میره حلقم

اره ماام از تهران رفتیم...خیلی داره سخت میگذره

منم شرایطم مثل شماست دوهفته شهرستانم بچه هم خیلی شیطنت داره هیچکی هم حوصلمون نداره نمیدونم چیکار کنم

سوال های مرتبط

مامان رادین و هیراد مامان رادین و هیراد ۵ سالگی