۲۸ پاسخ

افرین به همچین مرده با شعوری😍

عزیزم مبارکشون باشه چه پدر خوبی الهییی 🥺😍 عکسشونو بزار ببینیم

از اون یکی گوشیم انداختم

تصویر

چقد زن و شوهر با درک شعوری خدا برا همدیگه حفظتون کنه

آفرین بهش

حتی با خوندنشم اشک تو چشمام جمع شد خوشبختیتون پایدار عزیز دلم

ای جاااان چخوب آفرین پدرنمونه،خدابراتون نگهش داره،مبارکِ بچه های گلت❤

دمش گرم مرده واقعیه😍😍😍
خیلی تاپیکت حالمو خوب کرد مبارکشون باشه قشنگا

چقد خوبه وقتی مراعات میکنی متقابل اونم جبران بکنه
متاسفانه کم پیدا میشن همچین مردایی
خوشبخت باشین کنار هم❤️❤️

قدرشو بدون.

دستش درد نکنه ،ما هم اینجا خوشحال شدیم، اولش گفتی رفته جوراب خریده گفتم ببین باز یک مرد بی معرفت دیگه،ولی بعدش و خوندم کیف کردم دمش گرم،انشاالله همیشه کنار هم خندون باشین

آفرین به همچین مامان بابای باشعوری😍ماشاالله چه سلیقه‌ای

ای خدااا
تنها تایپکی که این روزا تو گهودره دیدم خیلی خوب بود❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

ماشاالله چقدرم خوش سلیقه ست خداخیرش بده

دستش درد نکنه خیلی با شعور و خانواده دوست هست همچین مردی 😍👍👍

الهی خدا سایه اش رو از سرتون کم نکنه
ماشالا بهش که تونسته سایزاشون رو تشخیص بده
شوهر منم شورتم بلد نیست برا خودش بخره😂😂😂

مبارک باشه عزیزم ، چه بچه های خوشگلی داری

چ بهشونم میاد😍

چه حرکت دوتاتون قشنگ بوده
مبارکشون باشه

چه عالی خدا حفظش کنه عزیزم

از ذوق شما و ذوق چشمای بچهاتون منم ذوق زده شدم 😍😁 الهی که همیشه شاد باشین

واسه عيدم بپوش همينارو

جوووونم خیلی قشنگم

اخی بچع هات چ خوشگلونازن ماشاءالله

به خوشی بپوشن بچه هات عزیزم
حس خوشحالیت رو از اینجا حس کردم
همیشه به شادی ❤️

مبارک باشه

به به😍😍😍

خیلی قشنکن مبارکشون باشهدست همسرت دردنکنه😍😍😍

سوال های مرتبط

مامان پناه 🩷 مامان پناه 🩷 ۲ سالگی
#شیرخشک#پوشک#شیر
امروز رفتم خونه مامانم بعد دیشب بابام برای دخترم از این عروسک بیبی ها آورده بود بعد رفتم اونجا دیشب خونه یکی از اقوام بودیم خواهرم دخترم رو محل نمی‌کرد دخترم هعی اسمش رو شدا میزد اون محل نمی‌داد منم گفتم بیادت باشه باز بخای بیای با پناه بازی کنی منم نمیزارم ک محلش نمیدی خواهرم ۱۲ سالشه
بعد امروز نشسنه بودم هنوز ۵ دقیقه بود رسیده بودم مامانم گف برو عروسک رو برای بچه آبجیت‌ بیار بچم رو بغل کرد ک بره بیاره رفت آورد گفتم حقت بود نزارم بغلش کنی ک دیشب بچه رو محل نمیدادی گف ک آره بچت ک تخم دو زرده نیس مامانمم هیچی نگف
بعد اومدم آواز خون عروسک رو بزنم میبینم در آورده رو کردم ب مامانم گفتم کجاس گف نمیدونم گفتم میشه ندونی آخه ب خواهرم گفتم برد بیار گف اگ بیارم پناه خراب میکنه گفتم خب بابا برا بچه خریده برا تو ک نخریده گف چرا برا من خریده منم اعصابم خورد شد نیم متر عروسک رو پرت کردم اون ور گفتم پس بگیر برای خودت
یهو گفت سگ وامونده و چندتا فحش دیگ
دیدم مامانم هیچی نمییگ‌ رفتم حاضرشم برم خونه خودم مامانم گف چیه باز میخای قهر کنی گفتم ن اگ اینجا باشم یا با تو دعوا میکنم یا دندونای این دخترت رو خورد میکنم
یهو مامانم مثل این جن زده ها صداشو برد لالا فقط جیغ میزد‌هاااااا‌
جیییییییییغ ۳ دقیقه داشت جیغ میزد گفتم بچم می‌ترسه شوکه شده دیدم بس نمیکنه منم حاضر شدم اومدم خونه
میخواستم ک از خونشون بزنم بیرون گفتم دیگه جایی ک برات احترام و عزت نمیزارن پامو‌ نمیزارم
همش پشتیبانی این بچش رو میکنه حتی ب خاطرش با شوهرش دعوا میکنه
نظر شما چیه