۹ پاسخ

خب میگی اون اتاق حموم و بخاری هم داره ، فیلم هم دیدین پس یعنی تلویزیون هم داره ، تشک و وسایل خواب هم که هست.
بنظر من که یه سوئیت مجزاست.
همونجا بمون با بچه ت .
روزا هم بیا تو حیاط بازی کنید.
در حد یه چایی و غذا برو سمت مادرشوهرت.
اینجوری که خیلی بهتره، احترامت هم به جاست

اصلا برات مهم نباشه ک بدش میاد یانه
اصلانم بهش توضیح ندی وقتی اومد
ک مثلا بگی چون خوابش نیومدم اومدم این خونه
خیلی تحویلش نگیر

چقد رفتارش بده چجور تاب اوردی دختر

چه بد

این دیگ کیه اصلا رو خودت نیار مگه کیه که به خودش اجازه میده اینجوری حرف بزنه

وا این چه حرفیه من باشم جم میکنم میرم خونم

عجب فرعونه !

این دیگه چه رفتاریه

چجوری تحمل میکنید؟🤕

سوال های مرتبط

مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزادنارس اسهال
یبوست. بجه ها چن روز ینی یه هفتس خونه مادرشوهرم هستم روستاست تو حیاطشون ی سوئیت حمام و حال کوچیک داره وسایلامومو اونجا گذاشتیم ینی گفته مادرشوهرم ک وونجا بزاریم از وقتی اومدم اعصابم خرابه هروز بعد صبونه ب من میگ برید اونجا تا ناهار بعد ناهار هم میگ برید بعد شام هم میگ برید وافعا علنا بی احترامی کرده. میگ بچت شلوغ میکنه خونمو بهم میریزه شوهرم اینجا نیس ۲روز دیگ میاد زنگ زدم بیاد زودتر غلط،کردم اومدم🥲🥲 امشب نشسته بودیم تلویزون نگا می‌کردیم اینا میخاستن جایی برن عید دیدنی ب من گف پاشین برید اونجا تو اتاق تا ما بیاییم من گفتن نشستیم تلویزیون میبینم گف نه از سماور میترسم بخدا دلهره دارم نمیتونم برم. منم گفتم تو خونه خودن کی نگه میداره بچمو گف نه دلهره دارم منم دست بچمو گرفتم رفتیم اتاق حیاط، خونشونو هم قفل میکنن کلیدپ با خودش میبره واقعا اعصابم خرابه الان اومدن بچمم گشنه بود
موقف رفتنی میخام بگم احترام منو نگه نداشتی ت خونت ۲هفته مهمون بودم. از این ب بعد نه بیایید نه می‌آییم نمیخام دیگ ببینمتون
یا هیچی نگم.؟؟؟؟ میترسمم اینو بگم شر بشه آخه آدمی هس ک صداشو زیاد میکنه هی بلند بلند داد میزنه میترسم بگه ۲ هفته پختم خوردید اینم دستت درد نکنه هس
ی چیزی بگید موقع رفتن بگم اعصابم خرابه باور نمی‌کنید از استرس و اعصاب خوردی ک بهم وارد کرده ۲ ساعت پیش سرم میترکههه
فرزند مادر کودک نوزاد
اسهال
یبوست مادر
بدبختی
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فدزند مادر
کودک نوزاد
نوزاد نارس
گهواده بچه ها یه چیزی میگم بگید نارحت میشید جای من بودید یا نه
چون مادرشوهرم ک هروخ بیاد خونه من راحتش میزارم هرکاری دوس داره بکنه
ما یه هفتس اومدیم خونه مادرشوهرم خیلی ب خونش حساسه صب ک از خاب پا میشیم صبونه میخوریم میگ برید تو حیاط هوا خوبه راه برید بعد برید اتاق تو خیاط. تو حیاط،یه اتاق با حموم فرشم انداختن ناهارمونم از شام میمونه میاره اینجا ب من میگ بچه شلوغ میگ دنیامو بهم میریزه نیار
موقع افطار میریم میخوریم میگ ببر باز تو اتاق من نمازمو بخونم اینم گریه میکنه نمیاد نمیدونم چه اعصابم خورد میشه
واقعا نارحت میشم ب این رفتار
اون میاد خونم خلط حلقشو میرزه تو ظرفشویی چیزی نمیگم بخدا
الانم با خودش حرف میزنه میگ ۳و۵ روزم بگذره برن خونشون پسرت پدرمو در اورده انگار بچم چیکاز کرده🥲🥲 خیلی دلم شکست
شما بودید مادرشوهرتون میومد خونتون بازم احترامشو داشتید یا چیزی میگفتید دلتون خنک میشد خیلی عصبیمممممم
شوهرمم اینجا نیس طفلک سرکاره. شنبه یا یکشنبه میاد
فرزند مادر کودک نوزاد نارس
کودک نوجوان
کتاب قصه
گهواره
ریفلاکس
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
اومدبم سهریتان خونه مادرشوهرم بچه ها خونخ جاریم دعوت بودیم ناهار
بعد ناهار خوردیم بچه من فقط راه میرف کاری نمیکرد مادرشوهرم بلند میگ بیایید برید دیگ خوردید دیگ چی میخایید الان آخر کاری یع چیزیو میشکونه من هیچی نگفتم باز گف نمیرید پاشید برید من ب شوهرم گفتم
شوهرم نشسته بود پا نمیشد لباس بچه رو پوشوندم پاشدیم مادرشوهرم میگ بشینید پدرشوهرت یه جا عید دیدنی بره بعد اینم ببرید خونه من نمیام. منم گفتم از اول میگفتی بشینید دیگ ۱ساعت هی میگی پاشید برید پاشید برید. بعد شوهرم میگ چرا بلند گفتی اومدین تو ماشبن کلی داد میزنه میگ ری دم دهن مادرت فلان از حرص دستم گز گز میکنه
مادرش اینا کلا با صدای بلند حرف میزنن من صدام تن صدام پایینه اونو گفتنی مث خودش تن صدام بالا بردم بشنوه
الان چ واکنشی نشون بدم مادرشوهرم اومد خونه چیزی گف چی بگم انقد هیچی جوابشونو ندادم بخاطر این حرف انگار چی گفتم جاری بزرگم از خون ش بیرونش میکنه چیزی نمیگ منو میخان قورت بدت انقد ک همیشه ساکتم
فرزند مادر کودک نوزادنارس
شیرخشک مای بیبی
ریفلاکس بچه
مای بیبی شیرخشک
ریفلاکس
مادر کودک
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزاد
نوزاد نارس
ریفلاکی خونه مادرشوهرم ۱هفته و چن روز شد اینجام
فردا بالاخره شوهرم میاد
تو این یه هفته پدرم در اومده
روستان بهد هر وعده ب ما میگف برید تو اتاقی ک توی حیاط درست کردن حموم هم داره برید اونجا بچت شلوغه
ما هم اینکارو می‌کردیم ولی دیگ پامو اینجا نمیزارم
امروز از ۲ ظهر بعد ناهار اینجاییم ناهارم صدا نمیکنه بخاطر بچه ک گشنه نمونه میرم زن و شوهر نشستن دارن تلویزون فیلم می‌بینن با خودشون نمیگن اینا اونجا حوصلشون سر میره
نمیگ عروسم ی لیوان چایی امروز نخورده ناهارم آبگوشت بود
نمیگ ی میوه ندادم دست نوه ام
واقعا از وضعیتم اونم گرفته
سردر گرفتم از وضعیتم
الان ۸ ونیم میریم شام .
بعد می‌آییم اینجا تا ۱۲ ک بچم خویش بیاد ببرمش سرجاش
اونا میان احترام میذارم خاک تو سر من
میخام فردا پسرش بیاد باز اینجوری بعد هر وعده بیام اینجا احتمالا مادرشوهرم پیش پسرش بگه نه کجا میرید بگم شما هروز مارو میفرستادی اونجا. این ۳روزم ک میمونیم باز میریم ک یه وقت بچم شیطونی نکنه سرش داد بزنید
فرزند مادر کودک نوزاد نارس
گهواره خوب است
ریفلاکس
مادر بدبخت
شیرخشک
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
بجه ها ما مستاجریم میخاییم پاشیم. صابخونه اومده میگ کل دیوارا رو رنگ کن پاشو. دیوار من دود بخاری سیاه کرده. ینی چی من چیکار کنم. بعد میگ پنجره ها رو رنگ کن پنجره هاش تز لین المیونیم هاس رنگش میپره من چیکار کنم. حالا پنجره رو رنگ میکنیم ولی خونه رو نمیشه چخبره تو خونه یه قلیون بخدا نکشیدیم پرده رو خونه داشت دادیم خشکشویی الان نصب کردم میگ پردم زرد شده یکم منم گفتم دود بیرون زده خشکشویی هم دادم کولر و ابگرمکنشم سرویس کردیم خودمون
چی بگم بهش ۲۵۰ م دستشه نکنه از اون کم کنه. خواهرم آورده بود خواهرش تند تند میگف بگو
فرزندپروری شیرخشک نوزاد شیرخشک بچه زایمان پوشک اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک کودک نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال اسهال اسهال کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک کودک کودک ریفلاکس اسهال فرزند