فرزند مادر کودک نوزادنارس اسهال
یبوست. بجه ها چن روز ینی یه هفتس خونه مادرشوهرم هستم روستاست تو حیاطشون ی سوئیت حمام و حال کوچیک داره وسایلامومو اونجا گذاشتیم ینی گفته مادرشوهرم ک وونجا بزاریم از وقتی اومدم اعصابم خرابه هروز بعد صبونه ب من میگ برید اونجا تا ناهار بعد ناهار هم میگ برید بعد شام هم میگ برید وافعا علنا بی احترامی کرده. میگ بچت شلوغ میکنه خونمو بهم میریزه شوهرم اینجا نیس ۲روز دیگ میاد زنگ زدم بیاد زودتر غلط،کردم اومدم🥲🥲 امشب نشسته بودیم تلویزون نگا می‌کردیم اینا میخاستن جایی برن عید دیدنی ب من گف پاشین برید اونجا تو اتاق تا ما بیاییم من گفتن نشستیم تلویزیون میبینم گف نه از سماور میترسم بخدا دلهره دارم نمیتونم برم. منم گفتم تو خونه خودن کی نگه میداره بچمو گف نه دلهره دارم منم دست بچمو گرفتم رفتیم اتاق حیاط، خونشونو هم قفل میکنن کلیدپ با خودش میبره واقعا اعصابم خرابه الان اومدن بچمم گشنه بود
موقف رفتنی میخام بگم احترام منو نگه نداشتی ت خونت ۲هفته مهمون بودم. از این ب بعد نه بیایید نه می‌آییم نمیخام دیگ ببینمتون
یا هیچی نگم.؟؟؟؟ میترسمم اینو بگم شر بشه آخه آدمی هس ک صداشو زیاد میکنه هی بلند بلند داد میزنه میترسم بگه ۲ هفته پختم خوردید اینم دستت درد نکنه هس
ی چیزی بگید موقع رفتن بگم اعصابم خرابه باور نمی‌کنید از استرس و اعصاب خوردی ک بهم وارد کرده ۲ ساعت پیش سرم میترکههه
فرزند مادر کودک نوزاد
اسهال
یبوست مادر
بدبختی

۱۳ پاسخ

به نظر من با آرامش پیش برو
اونم ۲ هفته زحمت کشیده پخته، شسته ، گذاشته ، برداشته. بی احترامی کردن فقط خودت رو کوچیک میکنه
اعتراضت رو به شوهرت بکن
دفعه بعدی هم گفت بیاید یا شوهرت گفت ببرمت اونحا بگو نه ممنون. اینطوری کرده ناراحتم

به نظرم تو همون سوئیت بمون دیگه نرو خونشون بگو بچم اذیتتون میکنه شمام حوصلشو ندارین من اینجا میمونم تا شوهرم بیاد مرسی بابت این چند وقت دیگه مزاحم شما نمیشیم

ول کن چیزی نگو ولی دیگه هیچ وقت خونش نرو

من باشم یه گاز پیکنیک میگرم همونجام غذا درست میکنم

نمیدونم والا من بودم منتظر شوهرم نمیموندم برمیگشتم خونه...

من بجات بودم میگفتم پس ما کلا میریم همونجا زندگی میکنیم تا شوهرم بیاد دستتون درد نکنه بابت زحمات این چندروز

وایی چه دلی داره اون مادرشوهرت ینی خیلی ناراحت شدم کاش نمیرفتی از اول من هیچوقت خونه مادرشوهرم نمیمونم

چه رفتار بدی

من بخاطر اذیت و شیطونی های پسرم هیچ جا ۴_۵ ساهت نهایت، بیشتر نمیمونم.
تازه اینجوری هم کسی بهم نگفته تا حالا

بگن که دیگه کلا نمیرم

توهم باید برمیگشتی خونت زودتر

عزیزم این خانوم به تو اعتماد نداره که تنها بزارتت تو خونه با وسیله ها اصلا مسئله وسواس تمیزی نیست

بنظرم برو‌دیگه نه زنگ‌بزن نه پیامش بده رابطه ات قطع کن

بمون همون اتاق بابا آرامش داری نرو تا صدات میزنن فقط بگو بچه اذیت میکنه هر وقتم رفتی قبل اینکه بگه خودت زود برو تو اتاق کاری کن اونا بگن چرا نمیای

وا مگه حکومت نظامیه،به شوهرت بگو،من‌بدون شوهرم خونه مامانمم نمیرم چه برسه خونه خانواده شوهر،حالا خانواده شوهرم همشون خوبن از نظرم چه بسا عالین گفت ببرم بذارمتون اونجا بیام من قبول نکردم،توام اشتباه میکنی قبول میکنی بدون شوهرت بری

انگار زندان رفتین

سوال های مرتبط

مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
فرزند مادر کودک نوزاد نوزاد نارس شیرخشک
اومدبم سهریتان خونه مادرشوهرم بچه ها خونخ جاریم دعوت بودیم ناهار
بعد ناهار خوردیم بچه من فقط راه میرف کاری نمیکرد مادرشوهرم بلند میگ بیایید برید دیگ خوردید دیگ چی میخایید الان آخر کاری یع چیزیو میشکونه من هیچی نگفتم باز گف نمیرید پاشید برید من ب شوهرم گفتم
شوهرم نشسته بود پا نمیشد لباس بچه رو پوشوندم پاشدیم مادرشوهرم میگ بشینید پدرشوهرت یه جا عید دیدنی بره بعد اینم ببرید خونه من نمیام. منم گفتم از اول میگفتی بشینید دیگ ۱ساعت هی میگی پاشید برید پاشید برید. بعد شوهرم میگ چرا بلند گفتی اومدین تو ماشبن کلی داد میزنه میگ ری دم دهن مادرت فلان از حرص دستم گز گز میکنه
مادرش اینا کلا با صدای بلند حرف میزنن من صدام تن صدام پایینه اونو گفتنی مث خودش تن صدام بالا بردم بشنوه
الان چ واکنشی نشون بدم مادرشوهرم اومد خونه چیزی گف چی بگم انقد هیچی جوابشونو ندادم بخاطر این حرف انگار چی گفتم جاری بزرگم از خون ش بیرونش میکنه چیزی نمیگ منو میخان قورت بدت انقد ک همیشه ساکتم
فرزند مادر کودک نوزادنارس
شیرخشک مای بیبی
ریفلاکس بچه
مای بیبی شیرخشک
ریفلاکس
مادر کودک
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فدزند مادر
کودک نوزاد
نوزاد نارس
گهواده بچه ها یه چیزی میگم بگید نارحت میشید جای من بودید یا نه
چون مادرشوهرم ک هروخ بیاد خونه من راحتش میزارم هرکاری دوس داره بکنه
ما یه هفتس اومدیم خونه مادرشوهرم خیلی ب خونش حساسه صب ک از خاب پا میشیم صبونه میخوریم میگ برید تو حیاط هوا خوبه راه برید بعد برید اتاق تو خیاط. تو حیاط،یه اتاق با حموم فرشم انداختن ناهارمونم از شام میمونه میاره اینجا ب من میگ بچه شلوغ میگ دنیامو بهم میریزه نیار
موقع افطار میریم میخوریم میگ ببر باز تو اتاق من نمازمو بخونم اینم گریه میکنه نمیاد نمیدونم چه اعصابم خورد میشه
واقعا نارحت میشم ب این رفتار
اون میاد خونم خلط حلقشو میرزه تو ظرفشویی چیزی نمیگم بخدا
الانم با خودش حرف میزنه میگ ۳و۵ روزم بگذره برن خونشون پسرت پدرمو در اورده انگار بچم چیکاز کرده🥲🥲 خیلی دلم شکست
شما بودید مادرشوهرتون میومد خونتون بازم احترامشو داشتید یا چیزی میگفتید دلتون خنک میشد خیلی عصبیمممممم
شوهرمم اینجا نیس طفلک سرکاره. شنبه یا یکشنبه میاد
فرزند مادر کودک نوزاد نارس
کودک نوجوان
کتاب قصه
گهواره
ریفلاکس
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
فرزند مادر کودک نوزاد
نوزاد نارس
ریفلاکی خونه مادرشوهرم ۱هفته و چن روز شد اینجام
فردا بالاخره شوهرم میاد
تو این یه هفته پدرم در اومده
روستان بهد هر وعده ب ما میگف برید تو اتاقی ک توی حیاط درست کردن حموم هم داره برید اونجا بچت شلوغه
ما هم اینکارو می‌کردیم ولی دیگ پامو اینجا نمیزارم
امروز از ۲ ظهر بعد ناهار اینجاییم ناهارم صدا نمیکنه بخاطر بچه ک گشنه نمونه میرم زن و شوهر نشستن دارن تلویزون فیلم می‌بینن با خودشون نمیگن اینا اونجا حوصلشون سر میره
نمیگ عروسم ی لیوان چایی امروز نخورده ناهارم آبگوشت بود
نمیگ ی میوه ندادم دست نوه ام
واقعا از وضعیتم اونم گرفته
سردر گرفتم از وضعیتم
الان ۸ ونیم میریم شام .
بعد می‌آییم اینجا تا ۱۲ ک بچم خویش بیاد ببرمش سرجاش
اونا میان احترام میذارم خاک تو سر من
میخام فردا پسرش بیاد باز اینجوری بعد هر وعده بیام اینجا احتمالا مادرشوهرم پیش پسرش بگه نه کجا میرید بگم شما هروز مارو میفرستادی اونجا. این ۳روزم ک میمونیم باز میریم ک یه وقت بچم شیطونی نکنه سرش داد بزنید
فرزند مادر کودک نوزاد نارس
گهواره خوب است
ریفلاکس
مادر بدبخت
شیرخشک
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس رمز دوم و پویا ندارم. ب شوهرم میگم شارژ بزن چ س میکنه میگ کار نمیکنه رمز دومم. میگم مغازه ای دیگ از کارتخوان بگیر. میگ نه کارتم ندارم پول. میزنه ها ولی باید ۳و۴ بار زنگ بزنم بعد ولی فروشنده مغازش میگ آقا رضااا برام نت میزنی زود میزنه. داداشم اونجا کار میکنه میگ هروخ زنگ میزنی بهش شارژ بزن ۱بار خودش میزنه دقع بعدی ب من میگ ب خواهرت بزن. میگ ولی دخترای فروشنده ش بیان زود میزنه براشون از حقوقشونم کم نمیکنه. ینی از جیب خودش میده خاک تو سر شوهر هولم. اینجور آدمی آدم نمیشههه پس باید خودمون قوی کنم بیخیال شم وگرنه تا ۴۰ سالگی سکته میکننم.
فرزندپروری شیرخشک فرزند بیبی ریفلاکس فرزند مادرکودک نوزادنارس ریفلاکس شیرخشک مای بیبی ریفلاکس ریفلاکس مهد کودک فرزند پروری زایمان پوشک زایمان شیرخشک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس اسهال فرزند مادر کودک نوزاد نارس ریفلاکس