۱۱ پاسخ

سلام قشنگم خوبی چ خبرا بهتر شدی
گفتم ی نگاهی ب گهواره بندازم ک ب یادت افتادم گفتم بذار ببینم تایپک نگذاشتی ک دیدم بله من ندیدم
به به آقا مهراب وروجک یکدفعه داره سبقت میگیره و حرف میزنه
از طرف من ببوسش

سلام قربونت برم خوبی گلم مهراب خوبه پرنیا یاد گرفته بگه مهراب دلسا نمس😆 جات خالی ایقد بامزه میگه

😂😂😂❤️وای خیلی خوب بود

عزیزم تایپک قبلت دیدم واسه قد بچه ات چیکار کردی رشدش خوب شد؟؟؟

سلام الهام جان.هی ید نیستم،اوضاع خودم رو که میدونی،مانی هم مریض شده .ما هم فعلا تهران نیستیم و شهرستان هستم.
به خدا عین طوطی همه چیز رو تند تند میکن،ما خیلی وقته مراقب حرف زدن و رفتارمون هستیم چون حرکات رو هم تقلید میکنن

سلام عزیزم خوبی؟اره مثل ضبط صوت ضبط میکنن بعد ی جایی قشنگ از خجالتت درمیان😂دختر من اگه ی حرف بد بشنوه بعد از ده روزم تکرار میکنه یهو اصلا یادش نمیره

سلاممممم الهام جان تو خوبی
اخیییییییی خدا مهرابو حفظ کنه برات
آره دقیقا
کارن به جایی رسیده که تمام کارای منم میگ
دو هفته پیش موقع تمیز کردن کمد یکم شیشش شکست حالا هر جا میریم میگ مامان کمدو شکست من ترسیدم شیشه ریخت🤣انقدم پیازداغ اضافه می‌کنه که چی

🥲🥲🥲من دخترم پنجاه شصت تا کلمه میگه و خیلی علاقه نداره حرف بزنه.اعصابم داغونه

سلام عزیزم خوبی مهراب خوبه؟ خداروشکر
دقیقا وایی النا هرچی بشه میره تعریف میکنه اینقد استرس میگیرم 😭😭 اخلاق خودمو داره منم بچه بودم اینقد ابرو مامانمو میبردم بنده خدا الان که النارو کیبینه میگه عین خودته گفتم مامان بچه بودم منو مفرین کردی خدا یه بچه عین خودم بده تحمل خودم واقعا سخته برام 🤣🤣🤣🤣

اره ایناخیلی جلبن
پسرمنم هیچی نمیگه یهو یه جمله هایی میگه سوپرایز میشم
امروز میگف لباسا خشک شده؟😅

چرا یزد نموندی اینجا که امنیتش خیلی بیشتره؟

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
پریشب شوهرم ساعت یک و دو شب امده از بیرون بعد شام میخورد دخترمم بیدار بود همش شبا دیر میاد شام میخوره یا هم بیرون میخوره یا کلا نمیاد خونه..بهد شروع کرده به غر زدن تو نمیتونی به بچه غذا بدی بچه گشنه میزاری و زورت میاد خودت غذا نمیخوری به بچه بدهو... دیگه خیلی غرزد فحش داداینا من هیچی نگفتم بعد من دخترم خوش خوراکه و مثل باباش پرخوره اما وزنش پایینه چون خیلی تحرک داره و پرانرژی.من با شوهرم قهرم ما جدا غذا میخوریم اونم جدا بعد شوهرم کلا خونه نیست نمیبینه من بچه غذا میدم بعد میگه بچه غذا نمیدی حالا بیا بهش بگو که نه اینطوری نیست دیگه خسته شدم توجیح کردن ادما من هرچی بگم نه اینطوریه اون حرف خودشو ثابت کنه من دخترم صبحانه کم میخوره ولی نهار ساعت یک بهش میدم باز خودم ساعت سه میخورم اونم میخوره عصرم میانوعده یا از نهار بهش میدم ساعت ۹ هم ساعت ۱۱ بعد شبم شوهرم میاد بااونم میخوره ولی کامل نمیخوره با من با بازی اینا اونقدری که باید بخوره نمیخوره..حالا شوهرم یا رفیقاشه یا سرکار یا خواب یا تو گوشی تو اتاق بعد اصلا نمیبینه من انگار نامادریشم
چیکار کنمم واقعا جلو بقیه هم بگه
مامان 👑آقا اهورا 👑 مامان 👑آقا اهورا 👑 ۲ سالگی
سلام روزتون بخیر
مامانایی که بچه‌هاشونو از پوشک گرفتن چند تا سوال داشتم لطفاً جواب بدین ممنون میشم
ببخشید امیدوارم حالتون بد نشه چون بعضیا خیلی حساسن
اهورا پاهاش به خاطر پوشک و گلاب به روتون اسهال سوخته از پریشب به خاطر باهاش پوشکش نکردم شب تا صبح اصلاً جیش نکرده بود بعد دیروز هم تا غروب که می‌خواستم بیرون برم پوشکش کردم اصلاً پی پی نکرد بعد از اینکه پوشک کردم پی پیشو کرد فکر کردم شاید ترسیده باشه پی پی نمی‌کردو در طول روز هم فقط دو بار خطا داشت برای جیش دیشب آخر شب بردمش جیش کرد تا صبح خطا نداشت بعد نیم ساعت پیش داشت پی پی می‌کرد یه کوچولو شلوارشو کثیف کرد بردم سرویس بهداشتی پی پیشو کامل کرد الان یعنی اهورا آماده از پوشک گرفتن هست؟
چون من به قصد پوشک گرفتن دیگه پوشکش نکردم من به خاطر پاهاش که سوخته بود گفتم یکم باز بمونه خوب بشه چون خیلی بد شده بود الان به نظرتون من ادامه بدم یعنی آمادگی داره یا نه؟ یا دوباره پوشکش کنم تا چند ماه آینده؟
آخه جیش گفتنو چند بار دیروز گفت ولی پی پی کردن رو نمیگه یعنی خود به خود یاد می‌گیره؟

پوشک شیر خشک قطره آهن رفلاکس وزن قد پی پی جیش
مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
اقا امروز یه پسره بهم تیکه انداخت🤣
من رفته بودم تا یه مراسمی
با ارتا داشتیم برمیگشتیم خونه
بعد ارتا جلو پیشم نشسته بود بچم خوابش برده بود من صندلی رو خوابونده بودم
تو راه برگشت بیدار شد
من میخواستم صندلیشو درست کنم
شنیدم یه پسره گفت عععع از این دختر نچرال ها
من بدون اینکه فکر کنم که پسره با منه
خم شدم صندلی ارتارو درست کنم
یهو گفت رفت یه چیزی بیاره منو بزنه
من صندلی ارتا رو درست کردم برگشتم نگاش کردم
گفت اووو سلام
گفتم با منی
یهو دوستش برگشت گفت بچه داره
پسره هنگ بود
گفت نه😂
چراغ سبز شد
من حرکت کردم
به دوستش گفت خداوکیلی بهش نمیاد بچه داشته باشه
اومدم خونه واسه شوهرم تعریف کردم
شوهرم گفت وقتی گفت سلام باید یه فحش ابدار میدادی
گفتم بخدا من اصلا فکر نمیکردم با من باشه
انگار مردم با دیدن قیافه ی من باید بفهمن من متاهلم و بچه دارم
بخدا اخرین بار فکر کنم تو دوران دبیرستانم بود همچین چیزایی
حالا شوهرم هی میگه چه شکلی بود
پلاکش واسه کجا بود
ماشینش چی بود😂😂😂