میدونیم اینجا برا پرسیدن سوالات مربوط ب بچمونه
ولی میخوام بدونم چرا اقایون ابنقدر نفهمن
بچم دیروز افتاد ب سرفه
ب اصرار کن بردیمش دکتر
بماند ک همسرم چقدر مقاومت کرد
تهشم دکتر گف آسم داره
الان اومده میگه تو خیلی حساسی بچه رو نباید حساس بار اورد بچت زود مریض میشه اگ از همه چیزو همه کس دو نگهش داری
گفتم اینکه بچه های خواهرت سرما دارن بچتو راحت بوس میدن مبگم ندین حساسیته؟
اینکه دامادت لب دخترتو پشت هم بوس میده میگه نکن حساسیته؟
اینکه مادرت فس فس دارع همیشه دلماهو ماچ ماچ میدع میگم نکن حساسیته؟
اینکه بچه رو بردم حمام هوا سردع مادرت شعبه بخاریو زیاد نمیکنه خونه اماده شه میگم نریم حساسیته!؟؟

اخرشم جلو مادرم منو زد رفت
ک من کی گفتم تو حساسی
گفتم زیادی حساس بودت خوب نیست

خب بد میگم٫؟حرفش یعنی اینکه تو اگ حساسی نبودی بچه قوی تر بود مریض نمیشد
اون موارد بالا حساس بودنه خدایی؟
چرا هر اتفاقی بیفتع اخر اون مادر بدبخت دادشو میخوره
من فقط دارم تمام تلاشمو‌ میکنم دخترم اسیب نبینه
کجای کار من اشتباهه
ب خدا این مدت انقدر منو رنجونده ب خاطر ناراحت نشدن خانوادش
شیر ندارم ب بچه بدم با اینکه غذاهای خوب میخورم
بچم شبرخشکی شده
خیلی خستم
ولی اصلا حواسش نیست
یعنی فقط‌منتظرم بچم جان بگیره بلکه بتونم دیگ مثه خواهر برادر کنارش باشم نه بیشتر

۱۷ پاسخ

من حتی خودمم لب بچمو بوس نمیکنم
میکروب داره برفکت میگیره دهنش
چقدر نفهمنننن
من اصلا نمیزارم کسی صورتش رو ببوسه پوستش حساس میشه
بعد اینا مریض بوسش میکنن
هم خودش هم خانوادش خیلی نفهمن🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️

واااااا ینییی چی چه ادم نفهمیه
شوهر من اگه بود که اون دامادو رو‌گردنشو شکسته بود

داماده چرا باید ببوسه
اصلا از کی تا حالا دامادا ادم شدن

شوهرم من برعکسه ،،،اینقدر روی بچه حساسه که نگو،،،تا یک ماه نزاشت کسی بیاد خونمون بچه رو ببینه حتی خانواده خودش
فقط باباش رو خودم روز اول گفتم بیان ببینن بچه رو ،شوهرم عصبانی بود که من اجازه دادم بهشون

داماد بوس تو لبی می‌کنه ؟؟؟؟یکی بگه ایکبیری میکروب چرا بوس لب بچه می‌کنی آخه!!!!
من شوهرم بوس صورت پسرم هنوز نکرده به هیچ‌کسی هم اجازه نداده بچمو ببوسه به غیر خودم

آی گفتی شوهر من که بچه یه چیزی بشه میگه همش تقصیر توعه مریض میشه تقصیر منه بد خلقی می‌کنه تقصیر منه لاغر تقصیر منه چاقه تقصیر منه شلوغ میکنه تقصیر منه برا ختنه ش می‌گفت بمونه تو ۱۰سااگیش من گوش ندادم بردمش ختنه کردم الان میگه زیاد بریده چرا همش تو می‌ره مشکلی داره اصلا درک ندارن اصلا فقط تو تولید بچه کار داشت بعدش اصلا

نکن گلم. می‌دونم سخته ولی شدیداً بزن به بی‌خیالی.
البته به غیر از بوسیدن از لب که علاوه بر مشکلات میکروبی و اینا، رو تربیت جنسی بچه هم به شدت تاثیر بدی داره. به خصوص که اون شخص پدر و مادرش نیستن، و اون بچه فکر می‌کنه هر مردی می‌تونه راحت از لب بوسش کنه!
اما در باقی موارد شدیدا بیخیال باش. اون بچه در آینده، با بچه های خواهرشوهرت حال می‌کنه و بازی میکنه، ولی حرص و جوش تو رو سر تک تک مسائل که ببینه، از تو بدش میاد چون مانع خوشی و لذتش با دوستاش میشی. اون تشخیص نمیده علت حرص و جوشت چیه. فقط از هر چیزی که دست و پاشو ببنده متنفر میشه.
و هزار مشکل دیگه که در آینده ممکنه پیش بیاد

واییی عزیزم همه چی به کنار ولی اون داماد غلط میکنه بیجا میکنه میبوسه دخترتو.بزن تو دهنش عوضی و

مردا کلا بیرونی ان سر بزرگ کردن بچه بیخیالن
از من میشنوی خواهر میگم توعم خودتو بزن به بیخیالی
تهش فقط خودتی که خودتو اذیت کردی منم سر پسرم انقد حرص خوردم که نگو سر این حساسیتم همه هم با من هم با بچه بد شده بودن میگفتن فلانه بثاره...
الان که پسرم کمی بزرگ شده انقدی که بابا میگه سمت من نمیاد چرا چون من همش حرص و جوش بچه رو خوردم باباش که میومد با اعصای اروم و سالم باهاش بازی میکرد الان اون شده خوبه من بده

منم هردفعه ک واکسن داشت با داد و هوار بردمش دکتر ک یموقع سرما نخورده باشه ‌اینا طبیعیه ک حساس باشی من یک ماه اول از اتاق اصلا نیاوردم بیرون نزاشتم کسی دست بزنه تازه تازه میبیننش مردا همینجورین طلبکارن

همه همش حق باتوئه
گه خورده جلو مامانت تو رو زده

داماد گوه خورده لبای دخترو ببوسه شده طلاقم بگیری جلو این کارا مقاومت کن این بچه الان تورو داره فقط باباش که معلومه چیه

شوهر منم اونروز بچه مریص شده بردیمش دکتر میگفت نبریم فلان منم نوبت گرفتم بردیمش دکتره دارو ایرانی داد بچم خورد بیشتر دادش ب هوا رفت
حالا شوهرم میگ ب اشتباهت پی بردی سرخود نوبت میگیری گفتم نه
من صدبارم برگردم عقب بازم میبرمش دکتر چونک اون بچس تحمل درد رو نداره
انقد با من سر سنگین شده بود انگار من بچرو مریض کردم😕😒😒

بیشتر شوهرا احمقن و یه تختشون کمه ، یکیش شوهر خودم
فقط حرص میدن

نه عزیزم حساسیت نیست چون سختی این بچه بیشتر رو دوش شماست برای همین همسرت درک نمیکنه

فقط بوس داماد🫤
چقدخرن مردا

ازبس نفهم هستندمعلوم نیست اینادیگه تخم جی هستند

سوال های مرتبط

مامان پسرم مامان پسرم ۹ ماهگی
خانوما بچم شدید سرما خورده امروز سه روزه ک بیمارستانیم بچم اصلا حال ندارع شیر بخوره همش چشاش و ریز می‌کنه و بی حاله از ی طرفم نفسش نمیاد. دکتر گفت سینه اش خلط داره ولی بجای اینکه بهتر بشه داره روز ب روز بدتر میشه حالا فردا می‌خوایم با دکترش حرف بزنیم ببریم ی بیمارستان دیگ
مامان بزرگم از مکه اومده بود منم با همسرم و بچم رفتیم ک ای کاش نمی‌رفتم من اصرار داشتم بعد اونجا دختر داییم هم مریض بود من رفتم خونه ی اون یکی داییم با اون دختردایی مریضه ام بعد بچمو ب ابجیم سپردم بعد رفتم و اومدنی بیرون یکم پیش همسرم وایسادم ک گفتیم بریم و اینا بعد رفتم خونه دیدم دخترداییم زودتر از من رفته خونه و بغلش گرفته من سریع گرفتمش بعد اومدیم خونه ی دو ساعت بعدش بچم چنان سرفه ای میکرد انگار زیر برف خوابیده بعد الان با همسرم صحبت میکردم میگفتم باز نفسش اذیت می‌کنه و فلان اینم میگ تقصیر توعه همش اصرار کردی بریم بعدش هم بچه رو رها کردی رفتی الآنم بچم داره اذیت میشه منم میگم مگ من میدونستم اینجوری میشه ؟ اگ میدونستم عمرا میرفتم .
درسته ناراحته درکش میکنم ولی مادر بودن خیلی سخته بچه مریض بشه از تو میبینن بی ادبی کنه از مامان میبینن میگن مادرش ادب یادش نداده درکل از حرفش ناراحت شدم از اون ور پدرشوهرمم همش میگه من ک گفتم بچه رو بیرون نبرید من ک گفتم بچه مریض بشه سوراخ سوراخش میکنن اصلا ی وضعیم الان هیچکی درک نمیکنه همش حرف میزنن