سلام مامانا حالم بده خیلی بد ولی خواهش میکنم قضاوتم نکنید فقط کمکم کنید حالم یه ذره بهتر شه من دوتا دختر نازدارم یکی ۷ ساله و یکی ۴ ساله بعد چرا دروغ چون دلم میخواست طعم پسر دار شدن رو بچشم این بچه مو حامله شدم بعد کلی تو دلم امید داشتم چون خواب امام علی دیدم که تو خواب بهم گفت پسره و کلیییییییی ویارم با دخترام فرق داشت و کلی چیز دیگه که بهم ثابت شده بود پسره و خوشحال و خندان با حس مطمئنم ۱۴ هفته رفتم سونو و گفت دختره و چون زیادی امیدوار کرده بودم خودمو دنیا رو سرم خراب شد وکلی با خودم کلنجار رفتم تا تونستم باهاش کنار بیام جدا از این شوهر عوضی کلی دعوا راه انداخت و به یه پا وایستاد و هر چی لایق خودش بود نثارم کرد و خلاصه دعوای شدیدی شد ولی هر طور بود بعد دوماه کلا من و هم شوهرم با قضیه کنار اومدیم و خودمون و آماده کردیم برای دختر سوممون و حتی شوهرم هم اسم انتخاب کرد و گفت بزاریم آیلین و منم خوشحال ار ابن که دوتامون آرامشمون رو دوباره به دست آوردیم بعد آنومالی که رفتم بازم برای احتیاط دوباره جنسیت رو پرسیدم که گفت دختره و بعد اون ۳۰ هفته و یک روز دوباره سونو رفتم که بازم‌گفت دختره(سه تا سونو رو هم یه جا رفتم)خلاصه دکترم بهم گفت باید برا چسبندگی جفت یه بار دیگه بری سونوتا من عملت کنم منم مجبور شدم چون اون سونویی که همیشه میرفتم نبود جای دیگه نوبت بگیرم و برم سونو ولی ولی ولی با کمال ناباوری بهم گفت بچت پسره و منو تو بهت و ناباوری فرو کرد و من موندم هزار فکر و خیال که بالاخره این بچه چیه
بقیش پارت بعد
بارداری بارداری بارداری

۱۲ پاسخ

.........تاگمت نکنم بعدا بقیه تایپکاتو میخونم انشالله یروزی پسردار بشی بیای اینجابگی

مگه میشه

بنظر من همون خوابی که دیدی درسته

وای چقدر خوب که خدا بهت احتمالا پسر داده

کدوم سونو میرفتی الان پیش کی رفتی

یکی دو جای دیگم برو

بنظرم بازم یه سونو برو جای مطمعن تر

انشاالله خاسته خدا با قلبت یکی باشه عزیزم حتما خدا داشته امتحانت میکرده
خابت درست بوده قطعا
بسلامتی بغلش کنی انشاالله

ب همسرت نگو اصلا این حرفو فقط یکبار دیگ برو سونو جای مطمئن پرس و جو کن دقیقدترین سونو شهرتون پیدا کن و برو

میگفتی آلتش رو بهت نشون بده ک مطمئن بشی منم سه چهار تا سونو رفتم گفتن دختره من عاشق دختر بودم باورم نمیشد سونو ۳۴هفته دیگ آلتش رو بهم نشو داد دیگه مطمئن شدم الانم ک خداروشکر تو بغلمه
بنظرم حالا ک زندگیت آرامش گرفته و شوهرت اینقدر اهمیت میده ب جنسیت بهش چیزی نگو ک باز امیدوار بشه چون احتمال خطا هست چون همه سوتوهات گفتن دختره مخصوصا سونو ۱۸ هفته ک از همه دقیق تره

خب شما با ناراحتی فقط خودتو اذیت میکنی یه ماه دیگه تحمل کنید متوجه میشید چیه

عجب!یه جای کاربلد برو

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۴ ماهگی
پارت 1️⃣2️⃣ از تجربه‌های بارداریم
خلاصه دوباره باید میبرم هم سونو و هم ازمایشم رو نشون دکتر میدادم توی چکاب اولیه بارداری تیروئید پرکار داشتم توی ازمایش انتی هم که دوباره رفته بودم مجدد تکرار ازمایش تیروئید برام نوشته و انجام داده بودم باز هم همچنان پر کار بود دوباره رفتم پیش همون دکتر بد اخلاق چون هنوز هم تهوع هام خیلی شدید بود و نمیتونستم زیاد تو ماشین باشم که برم شهرستان پیش دکتر خودم
حوصله عوض کردن هم نداشتم چون نمیشناختم
خلاصه باز رفتم پیشش دقیقا برخوردا مثل بار قبل و داخل اتاقش شدم سونو رو نشونش دادم چک کرد گفت خوبه ازمایشم هم گفت خوبه فقط تیروئیدت که باید بری دکتر غدد
چند وقتی بود نمیدونم چرا اما حدسم این بود توی خواب دستم رو زیادی گذاشته بودم زیر دنده هام و بهش خیلی خیلی فشار امده و دنده درد شدیدی داشتم اون موقع هم که نمیشد گفت به خاطر بچه است چون هم کوچولو بود هم پایین
بهش ماجرا رو گفتم نفسم رو چک کرد گفت مشکلی نیست شاید مو برداشته باشه و خیلی درد داشتم از دردش حتی سرفه هم نمیتونستم بکنم و دلیلش هم نمیدونستم و فقط یه نقطه درد بود
پیگیر نشدم منتظر موندم خودش خوب بشه ولی حدود یک ماه و خورده ای زمان برد که دردش خوب بشه نمیدونم واقعا مو برداشته بود یا نه
خلاصه واسم سونو انومالی هم نوشت و تموم شد و امدم بیرون
یه چند جا گشتم که دکتر غدد پیدا کنم چون نبود هر چی میگشتم کلی تو گوگل گشتم تا بلاخره یکی پیدا کردم.....
مامان ماهلین مامان ماهلین ۶ ماهگی
تجربه بارداری ۶
وقتی به شوهرم گفتم حس کردم تو ذوقش خورد و بیشتر پسر دوست داره و یکم ناراحت شدم بابت این موضوع اما بیشتر با خودم کلنجار میرفتم خیلی دلم میخواست پیش بینی دکتر درست باشه و واقعا دختر باشه اما میترسیدم امید ببندم به دختر بودنش و خیالبافی کنم بعد بفهمم پسره خیلی حالم عجیب بود بااینکه قبل بارداری اصلا جنسیت برام مهم نبود اما یهو دلم هوای دختر بچه کرده بود دلم میخواست لباسای توری و گل گلی بخرم براش موهاشو شونه کنم باهاش عروسک بازی کنم ببرمش باشگاه و هزاران آرزوی دیگه بااینکه خواهر کوچیکتر داشتم و خیلی از اینا رو تجربه کرده بودم اما به شدت دلم میخواست دوباره تکرارشون کنم.روز بعد از سونو با جواب سونو رفتم ازمایشگاه هم سلفری دادم و هم چندتا ازمایش دیگه قرار بود ۳ هفته بعد جواب سلفری بیاد چندروز بعد خانواده شوهرم از شهرستان اومدن و چندروزی مهمون ما بودن و قطعیای برق و اب شروع شده بود منم امتحانای پودمان اموزگاری رو داشتم یکم سخت میگذشت بهم و برای اولین بار تهوعا شروع شد بدترین تهوع عمرم بود حتی اب هم نمیتونستم بخورم خوردن یه لیوان اب برام ارزو شده بود دکتر برام دوتا سرم و چندتا امپول و قرص زنجبیل نوشت و بعد از ۴ روز حالم خوب شد.اولین سرم رو که رفتم بزنم خانمی که مسئول تزریقات بود ازم پرسید بچه ت چیه گفتم نمیدونم گفت من مطمئنم دختره و باز قلب من اونجا شروع به تپش کرد و اشک تو چشم جمع شد یکم حس مظلومیت و غصه داشتم که انگار فقط خودم دلم میخواد بچه دختر باشه همه ی خانواده و اطرافیان میگن پسره فقط از دو نفر غریبه احتمال دختر بودنو شنیده بودم و برام حس عجیب و سنگینی بود