۱۰ پاسخ

منم خیلی پرحرفم همسرم ساکته من انقدر حرف میزنم راجب همه چیز بعد میگم تروخدا یچیزی بگو من انگار باخودم دارم حرف میزنم بعد میگ عزیز خب تو خیلی حوصله داری همه چیو بالا پایین میکنی من نمیتونم اینجوری باشم 🤣

مثل شوهر من
الانم ۲تا دختر دارم بزرگه حتی بیشتر از من حرف میزنه من عصابم اونو نمیکشه
به شوهرم میگم اونم میگه حالا ببین شما دونفرین من چی میکشم از دستتون

حالا من بگم دیزوز ناهار پختم بعد مادرشوهرم گف ناهار چیزدیگه میپزه،منم غذایی ک پختم گذاشتم شام و قبل ناهار تمام کارم کرده بودم. بچه رو خابوندمش، رفتم روتخت،ب شوهرم میگم دلت اب،شامم پخته،خونه مرتب، طرفاشسته،گوشیم صد درصد شارژ، همه کاراکرده،بچمم عمیق خابیده عمرا بیداربشه من ک رفتم بازی

شوهرم بلندشد گف پس بریم س. کس
گفتم اینم اضافه کن، پریودم هستم و تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی🤣🤣🤣🤣🤣🤣

پس چراشوهرمن کاری نمیکنه ،میره چایی دم میده بامیمش میخوره و میره توگوشی،خیلی طولانی بشه غر زدنم میشه تایم خابش و میخابه 🤣🤣🤣🤣🤣

عکستونو چطوری درست کردی حالا 😂

عالی بود جوابش😆😆😆منم ابنقدر حرف میزنم میزنم میزنم شوهرمم میگ باشه باشه باشه دراخرم کارخودشو میکنه

وای شوهر منم همینو میگه 🤣🤣🤣

😂😂😂من اگه مرد بودم، قطعا ملاک انتخاب همسرم، کم حرف بودن بود

🤣🤣🤣حرف شوهرمه من واقعا وقتی عصبی میشم زیاد حرف میزنم یکسره بدون توقف میگم شوهرمم هی میگه آره حق با توعه باش هرچی توبگی آخرش یه لیوان آب میاره میگه گلوت خشک شد یه نفس بگیر گلویی تر کن بعد بریم راند بعدی😐🤣

😅😅😅

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه ۱۷ ماهگی
بچه هااا بچه هاااا بیاین یه خاطره یادم اومد 🤣🤣🤣🤣🔞






از دوران نامزدیم ۸ ماهیی گزشته بود من اصلا به هیچ عنوان شب خونه مادرشوهرم نمیموند چون از بس گریه میکردم که پدرشوهرم میگفت سرمونو برد ببرش 😒 تاپیک قبل گفتم سنمو
خلاصه یه روز خواهر شوهر بزرگم اومده بود پسر بزرگ ۴سال تفاوت سنی باهام داره من ۱۱بودم اون ۸ سالش یادمه که شوهرم اون شب دقیقا مثل این بچه کوچولها وه باج میدن گفت اگه شب واستی میریم برات کلی خوراکی میخرم منم که قیاقم😍😍😍😍گفتم باشه خلاصه رفته بوود کلی چیپسو پوفکو لواشک خریده ازکجا بچه خواهرشوهرم دیده بود یکی داده بود به اون واای منم دیدم حیاطشون بزرگ سر دنبال اون میکردم که اینارو واسه من خریده نه تو من گریه که مال منه اون گریه که نمیدم یعنی خانواده همسرم اومده بودن فقط نگاه ما میکردن طفلی شوهرم که کلا از من نا امید شده بود میگه سختی ها کشیدم تا تو بزرگ شی🤣






بچه بچه بچه بچه یچه بچه
پوشک پوشک پوشک پشوگ

کولیو شیر خشک
مامان جوجه مامان جوجه ۱۷ ماهگی
بچه ها بچه ها خیلی یهویی یه چیزی یادم اومد
جدی جدی چقدر من کو. صخل بودم هاااااااا😂🤣🤣🤣





من بعد ۹ سال با کلی نزرو نیازو دکتر دوا حامله شدم از شانسمم اسراحط مطلقی بودمو سرکلاژو پساریو اوووو بخوام بگم صبح میشه خلاصهههههههه
من ویار شدید داشتم هیچی نمیتونستم بخورم یادمه ۳ماهم بود هوست این الو سیاها کرده بودم بعد با شوهرمم قهر بودم با پر بادی گفتم من گشنمه دلمم چیزیو نمیخواد ولی هوست الو کردم😂🙄
اینم رفت خرید خلاصه نصف شب شد این خوابید اینقدرم که مغرور تشریف دارم جلوش نخوردم نصف شب رفتم اوردم نشستم به خوردن که یهو هسته الو قورت دادم 😐منوووو میگی شاید باورتون نشه یه استرسی گرفته بودم که برا بچم بد نباشه بچم کاریش نشه نصف شب گریم گرفته بود🤣🤣🤣🤣بعد پیام دادم دوستم که اره فاطی من هسته قورت دادم بچم چیزیش نشه اونم گفت وااااای🥺😥😥چرا قورت دادی اخه
الان اون داره باهاش فوتبال بازی میکنه 😐😐🤣
گفت دیوانه اون رحمه اون روده مقعد بگیر کله بزار زابرام کردی🤣🤣یادم میفته واقعا خندم میگیره🤣🤣🤣




بچه بچه بچه تولد تولد تولد تولد
پوشک قد وزن بچه واکسن تولد تول. بچه
مامان النا مامان النا ۱۷ ماهگی
دختر من سه چهار روزه دیگه کامل و راحت راه میره و میدوه🚶‍♀️
دیشب رفتم بازار اولین بار بود ک اینقدر اذیت شدم
بغلش هم میکردم از سرم بالا میرفت
کل بازار رو میدویدم دنبالش. جیغ میزد میرفت تو مغازه ها.

رفتیم شام بخوریم اولین بار بود اینجوری اذیت میشدم همیشه مث بچه ادم مینشست سرجاش ، سر همه میزار رفت پیش بقیه نشست. منو میدید فرار میکرد قایم می‌شد. هی میوفتاد بقیه کمک میکردن جمعش کنم. برا همه دلبری می‌کرد
بقیه هم میدیدن شیرین بازی میکنه بغلش میکردن مینشوندن کنارشون، دلمم نمیومد ازشون بگیرمش.
ینی با دوستم رفته بودم بیشتر داشتم با غریبه ها خوش و بس میکردم اسمش رو میپرسیدن و حرف میزدن…
واقعا راه رفتن و لجبازیش خیلی دردسره🤣🤣
اولین باری بود ک از رفتن رستوران پشیمون شده بودم😂
همیشه ک میرفتم دوستم دنبال پسرش میدوید من و النا نشسته بودیم .
این دفعه اونا نشسته بودن من و النا میدویدیم🤣🤣
از آخر غذامو گرفتم آوردم خونه بخورم🤣
خلاصه اینقدرررر خسته شدن ک تو ماشین اینجوری غش کردن🤣
خیلی عجله داشتم نگران بودم چرا راه نمیره الان پشیمونم🤣



کودک فرزند فرزندپروری خواب غذا مستقل شیر پوشک شیرخشک دندون دندان کودک کودک فرزندپروری