۱۰ پاسخ

چی بگم واقعا اینجوری باعث اذیته اما به این فکر کن اونم جز تو کسی رو نداره تازه تو‌ میتونی ناراحتیت رو‌بگی میتونی گله کنی شکایت کنی اما اون حتی زبون نداره مشکلش رو بگه به تو پناه میاره پیش تو حس امنیت میگیره درک میکنم سخته اما یمدت همینجوری میشن وابستگی شدید و ترس رها شدن دارن باید باهاش راه بیای تا مطمئن بشه همیشه پیششی من پسرم همینه جرات ندارم حتی دستشویی برم میاد پشت در یجوری گریه میکنه که میترسم نکنه چیزیش شده میرم تو حیاط پشت وایمیسته گریه میکنه حتی باباشم پیشش باشه آروم نمیشه اما چاره ای نیست بچه اس حتی نمیفهمه ک بهش بگم

فقط یه لحظه به این فکر کن که اون همه دنیاش شمایی،کسی رو جز شما نداره،شما نقطه امنش هستی،میدونم سخته چون بچه منم اینجوریه ولی باید با صبوری و مهربونی درستش کنیم

گلم هرچی بزرگ تر بشن خیلی بهترمیشن
پسرمنم دقیقا همین بود به حدی بود که من همش خودمو میزدم و کلافه بود
همین که راه افتاد روز به روز بهترمیشه و کمتربمن میچسبه و بیشتر بازی میکنه

من یه دوستی دارم خدا برام نگهش داره، یعنی اگه اونونداشتم رسما دیوونه میشدم، نه میتونم با مامانم حرف بزنم نه خواهرم خونوادن شوهرم که خوب نمیشه ،رسما کسیو ندارم ، جایی هم نمیشه بزارمش یه وقتا خودمو میزنم که اونو نزنم یوقت، تازه شوهرمم هست اون از بچه خودم بچه تر درکت میکنم، اگه کسی رو داری باهاش صحبت کن اگه نه مشاور

صندلی غذا به من خیلی کمک کرد، میشینه توش میارمش پیش خودم تو آشپزخونه

بچه ت راه میره؟ دختر من تا قبل راه رفتنش همینجوری بود ولی تا راه افتاد منو ول کرد فقط تو خونه برا خودش راه میره و فضولی میکنه.. خییلی کم پیش میاد بغلش کنم.. وقتی میخوای غذا درست کنی بزارش تو آشپزخونه ک کنار خودت باشه یه کم ظرف و این چیزا بریز جلوش تا سرگرم بشه.. کاراتو بکن.. سعی کن کمتر عصبانی بشی بچه س دیگه باید این دوره بگذره عزیزم.. اره خیلی سخته.. خدا بهت توان و صبر بده

ببرش جاهای اجتماعی مثل پارک و خونه بازی یا اگر همسایه دارید رفیق بشید منم شهر غریب با بچه وضعم همینه داخل دستشویی نرفتم گریه میکنه پای،ظرفشویی آنقدر شلوارم رو میکشه تا در بیاد حالا صبح همسایه رسیده از فردا یک روز در میون یکی دو ساعت پیش همیم

پسر من قبلاً بازی میکرد اما یه هفته اول عید که رفتیم خونه مامانم دورش شلوغ بود هی همه میخواستن بغلش کنن هی به من می‌چسبید انگار عادتش شده الآنم که اومدیم خونه خودمون نمیزاره من از پیشش پاشم تا وقتی نشستم بازی می‌کنه همین بلند میشم شروع می‌کنه جیغ کشیدن دنبالم میاد پیش هیچکس نمی‌مونه

پسر منم قبلنا ختی نمیزاشت ظرف بشورم یه دوره هستش ک رد میشه فعلا صبوری کن
برای منم میچسبه بهم ولی یکم کمتر شده
وقتی کار داری تی وی باز کن بزن کارتون اسباب ابزیاشم بریز زمین یکم باهاش بازی کن بعد ک سرش گرم شد پاشو ب کارات برس
اگرم اومد دنبالت گریه کرد فوری بغلش نکن انگار ادم بزرگه با ارامش بهش توضیح بده ک کار داری

چقدر منی ولی دیگه دیروز خابوندم تو کمرش دوتا رسوا شدم

سوال های مرتبط