۴ پاسخ

منم امروز میخوام بگم بابام بیاد دنبالم و برم برای جدایی خیلی حالم بده از بعدش میترسم که خودم چی میشم بچم چی میشه از طرفی عادت کردم به دوری از خانواده و گیراشون نمیدونم چی پیش میاد خیلی میترسم خیلی

من دوستم توی بارداریش خیانت دید بعد زایمانش جدا شد تا ۷ سالگی دخترش پیشش بود اما دید بابای دختره رفته ازدواج کرده و داره برای دختر اون خانوم که بچه خودش نیست کلی خرج میکنه هزینه میکنه کلاسای متنوع میفرسه بعد دختر خودش هیچی چون دوستم با این که کار میکرد توان مالی نداشت بچه رو از همه نظر ساپورت کنه اینم با رضایت بچه رو داد ب پدرش...و قبلش بچه رو چندین جلیه برد روانشناس کودک بچه اذیت شد یه مدت از مادرش فاصله گرفت اما بعد اکی شد...میخوام بگم باید هم برای خودت هم برای بچه بهترین تصمیم رو بگیری

گاهی هرچی تلاش میکنی برای ادامه یه زندگی نمیشه و اون زندگی هم انقدر مسموم شده انقدر حرمت ها از بین رفته که بچه توی اون جو بیشتر آسیب میبینه و تروما ایجاد میشه براش پس عاقلانه ترین راه جدایی هست...جدایی هم صد درصد مشکلات خودش رو داره و بچه تحت تاثیر قرار میگیره اما باید از همون اول هم خود والدی که نگهداری میکنه از بچه بره پیش مشاور هم بچه رو اگه نیازداشت ببره پیش بازی درمانگر....باید خیلی آگاهانه برخورد کرد توی این جریان با بچه بچه نباید بین پدر و مادر قرار بگیره از همدیگه پیش بچه بد نگن که آسیب نبینه...اما گاهی جدایی کمترین آسیب رو به بچه میزنه

چون هنوز کوچیکن بچه ها اگه شرایط و محیط خوب باشه و بهشون خوش بگذره فکر نمیکنم چیزی بشه (البته اگه وابستگی به والدی که ازش جدا زندگی میکنن نداشته باشن)

سوال های مرتبط