۱۰ پاسخ

اگر ميتوني لطفا غذاها رو منو و دسر بفرمايين

اصلا نخورده معلومه
هم دستپختت عالیه هم خونه داریت هم سلیقه ت🥹❤️

ماشالله چ خانم خوشتیپی 😍با سلیقه ای
خوشبحال مهمونات

آفرین با سلیقه جان

خسته نباشی عزیزم

خسته نباشی...هر از گاهی از ترفندهای آشپزیت بگو منم یکم تعریفی بشم

خسته نباشی عزیزم

عزیزم میشه ازون قسمت سقفت که شکل چوبه روش هالوژن نصبه عکس بگیری. جنسش چوبه یا کنافه. یه قسمت از خونم هست دوست دارم اینو اجرا کنم .ولی ندیده بودم رو سقف کسی

واجب شد سمت رشت اومدیم بیایم دستپختت رو بخوریم پس🥹❤️قطعا که خوشمزه اس
خسته نباشی عزیزممم

کاش یبارم مارو دعوت کنی😋😋😋حالا چی درست کرده بودی؟

سوال های مرتبط

مامان ❤پرهام ❤ مامان ❤پرهام ❤ ۳ سالگی
سلام خانم های عزیز.خداروشکر چالش ترک پوشک هم تموم شد .خواستم بگم اصلا عجله نکنین وقتی بچه آمادگی داشته باشه خیلی راحت تر از چیزی که فکر میکنین انجام میشه . من از دو هفته قبل از تولد سه سالگی پرهام شروع کردم با کارتون و کتاب و قصه آمادگی ایجاد کردم . بعد دو هفته شروع کردم . هر نیم ساعت بردم دستشویی با اولین باری که دستشویی کردن خودش دید یاد گرفت که چجوریه . چند ساعت در روز بدون پوشک بود یکی دو بار گذاشتم شلوارش خیس کنه تا متوجه بشه که جای جیش تو خونه نیست .و خداروشکر بعد یک هفته اکی شد هم جیش و هم پی پی گفت و تمام . از اونجایی که هم پرهام هم خودم باید هر روز بیرون بریم ما هر روز یک ساعت تو اون یک هفته بیروت رفتیم . برای پی پی هم من از پاتی استفاده نکردم و خود پرهام علاقه نشون ندادو بدون پاتی راحت تر بود . خواستم تشکر کنم از مامان رزا . مامان رایان و مامان آقا همایون و مامان دنیز و بقیه مامان های عزیزی که تجربیات خودشونو در اختیار بقیه گذاشتن خیلی کمک کننده بود ممنون از شما دوستان خوب و عزیزم ❤
مامان جوجه ها🩵🩷 مامان جوجه ها🩵🩷 ۳ سالگی
من همیشه هرروز دائم خونه بودم خیلی کم بیرون میرم بخاطر سیاتیکم . همیشه عصبی،همیشه مخصوصا بدون استثنا عصرها خواب آلود ، همیشه بدنم انگار سنگین بود.همیشه بیحال.همیشه بی اعصاب بودم.واز همه بیشتر این عصبی بودن اذیتم میکرد.بعد چندروزه تصمیم گرفتم دخترمو ببرم بیرون پارک حتی شده جلو خونه با بچه ها بازی کنه ،این چند روز انقد خودم حالم بهترشده،کمتر عصبی میشم احساس سبکی میکنم دیگه مثل قبل دائم کسل نیستم ازساعتای ۵ میبرم بیرون تا ۷ونیم ۸ .سعی می‌کنم نهار یکم بیشتربذارم که وقتی میام خونه دخترم بخاطر بی‌خوابی بهونه گیری میکنه دیگه غذا داشته باشم چون اگه مشغول غذا بشم بیدار نمیمونه و خوابش میبره .
خلاصه ک دوای درد خیلیا ک شرایط منو دارن فقط بیرون رفتنه از خونه بیرون زدنه .من بخاطر دخترم بیخیال کمر دردم شدم تصمیم گرفتم و ازخونه زدم بیرون ولی این بیرون رفتن خیلی خیلی تو حال خودم تاثیر داشت وهمینطور تو رابطه م با بچه ها.نمیگم عالی شدم چون تازه شروع کردم ولی خیلی تاثیر خوبی واسم داشت. من ۱۲ساله ک سیاتیک دارم و همین درد سیاتیک منو خونه نشین کرده چون با هر کاری زود خسته میشم زود کمرم درد میگیره زیاد سرپا نمیتونم بمونم زیاد راه نمیتونم برم ولی امیدوارم خدا کمکم کنه بهم قدرت بده بتونم این بیرون رفتن رو ادامه بدم .
درضمن ۴_۵ روزه نوروبیون خوراکی هم میخورم شایدم تاثیر اون باشه هرچند روزای اول بازم کسل و بی‌حال بودم ولی ازوقتی تصمیم گرفتم بزنم بیرون یه حال خوبی پیدا کردم یه احساس سبکی میکنم برای همین توصیه میکنم هرروز یا یک روز درمیون یکی دوساعتی بچه رو ببرین بیرون .اگه خاک اطرافتون هست بذارید حتی خاک بازی هم بکنه چون خیلی خیلی انرژی خوبی به بچه میده .
مامان الینا مامان الینا ۳ سالگی
فرزند پروری پوشک نی نی ...سلام خانما امشب چقدر دلم گرفته مجبور شدم با شما درد و دل کنم تا یکم آروم شم ..دختر بزرگم ۹ سالشه ..دختر خواهرم ۱۰ سال ..از. کوچکی هیچ وقت با هم نمیساختن همش اعصاب خوردی بود ..و همیشه دخترمو اذیت می‌کنه طوری که داداشم هم خیلی ناراحت شده دیگه جدیدا برا دخترم ..واقعا کم آوردم ..دختر من حساس و دل نازک سریع هم گریه می‌کنه اما اون محکمه ..مثلاً یواش بهش میگه حوصلتو ندارم یا لباست زشته یا مشقتو بد نوشتی و دختر من میاد شکایت ..منم همش میگم دوستیت عیب ندارم با هم کنار بیایید ..ولی خیلی ناراحت میشم ..ولی خواهرم دیگه هیچی نمیگه اصلا به دخترش حرف هم نمیزنه هیچ ..ولی خواهرم خدایی خیلی خوبه به دردم میخوره خیلی با هم گرمی هر روز باید صدای همو بشنویم ..ولی دخترش واقعا دخترمو نابود کرده دیگه ..منم به خاطر خواهرم هیچی نمی گفتم ..تا امروز که یه جشن دعوت بودیم همچون ..اقوام شوهر من هم بودن خواهر شوهر و مادر شوهر و اینا ..از صبح دختر خواهرم با یکی دیگه دوست بود و دختر منو تحویل نمی‌گرفت ..خیلی عصبی شده بود دخترم دیگه آخرش با گریه اومد که اذیتم می‌کنه ..منم عصبی شدم گلایه کردم به حالت عصبی از خواهرم که دخترمو عصبی کرده و اینا ..هر کاری کردم دخترم آروم نشد هلش دادم که بره تو ماشین بقیه نفهمه ..که خواهر شوم دید خیلی ناراحت شد گفت نباید عاشق می‌دادی و اینا خیلی امروز دختر داداشمو اذیت کردن و اینا ..به نظرتون از این به بعد چ رفتاری داشته باشیم منو دخترم ..تا یکم قدر دخترمو بدونه
مامان فرفری..✨🍓 مامان فرفری..✨🍓 ۳ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#نوزاد#کودک#پوشک#کولیک#نوزاد#فرزند#


ادامه تاپیک قبل___خلاصه من رفتم قدم بزنم همسرم دید ناراحتم اومد پیشم گفت چیشد براش تعریف کردم گفت راااست میگییی من فکرکردم اول از تو شروع کرد بعد برای همین باز دیگ تعارف نزد بهت گفتم ن بابا اصلا هیچ تعارفی نکرد از اولش همسرم خیلی ناراحت شد گفت پس بیا جمع رو ترک کنیم ب بهانه غذا خریدن برای تو و بچه دیگ رفتیم پیششون همسرم بهشون گفت ما میریم غذا بگیریم خدانگهدار باهم دیگ رفتیم از اونجا چند دقیقه بعد هم برگشتیم ک وسایل همه رو جمع کنیم بریم شهر خودمون (اخه ۴ ساعت فاصله بود ازاونجا تا شهرمون)بعده اینکه برگشتیم وسیله هامونو جمع کنیم همه فهمیده بودن ناراحت شدیم ما از چیزی شوهر منم از فرصت استفاده کرده بود اینو برد ی گوشه بهش گفت قضیه رو ک چه کار بیخودی کرد بعدش ک من اومدم سوار ماشین شم سریع اومد داشت کمکم می‌کرد همون آقا انگار ی حس عذاب وجدان گرفت مهربون شد یهو باهام توی مسیر هم همش میگفت هرجا فکر میکنی خوبه بگو وایمیستیم فلان…….به نظرتون این یعنی چی؟؟نه به اون رفتار ک بی احترامی کرد بهم نه ب این رفتارش!!شما این دوتا رفتار رو کنارهم بزارید و قضاوت کنید من ک قفله مغزم