۷ پاسخ

ای بابا... باید میدادی نباید به حرف اون گوش میکردی اینجوری مدیون میشی

دختر منم وابستمه
ولی بگم مامان برم آمپول دارم بزنم بیام
باهام نمیاد

بچه منم همین طوریه رفتم مسافرت درحد4 روزکباب شدم یعنی میخاستم دهن اطرافیانم سرویس کنم حالم بهم خورداین قدر تیکه وکتایه چرت و پرت گفتن

ببین هممون خسته ایم بچه ها اذیت زیاد دارن ولی خداوکیلی از بچه این سنی توو همچین جایی چه توقعی داری اخه.نباید میبردیش.

نبايد ببري خوب
منم اصلا نميبرم

نباید بچه رو ببری اینجور جاها.شیطنت دارن و ممکن حواسشون نباشه و چنین اتفاقی بیفته

خب بچس گلم
من اینجور. جاها دخترمو نمی‌برم
چون بچه ها هرچقد بگی شیطنت دارن خب

سوال های مرتبط

مامان آقاهانی آقاحسام مامان آقاهانی آقاحسام ۴ سالگی
خدا لعنتشون کنه ۶ ماه پیش هردوتا شونو بردم دکتر داروهای دوتاشون ۵۰۰ تومن نشد
حالا امروز همون دکتر آووردم هانی رو همون داروها رو داد
هیچی اومدم حساب کنم شد یک تومن😳
منی که موجودیم ۶۰۰ تومن بود
گفتم وااا اخرین بار ۲۰۰_۳۰۰بیشتر نشد گفت اسپری گرونه خارجیه گفتم کدوم گفت قرمزه
گفتم بزار بعد ازظهر میام میبرم
رفتم تو راه با خودم فکر میکردم دوتا اسپری که دکتر ابی و بنفش گفت چجوری شد قرمز
داداشمو گفتم دور بزن
رفتم گفتم این یه ابیه یه بنفش گفت ما بنفش رو نداریم خارحیشو داریم 😐
حالا دکتر هم گفت از پایین بگیری داروها رو نمیحواد بیاری نشون بدی منم دفعه قبلی همینجا گرفتم
گفتم من الان ندارم یک تومن بدم نسخه رو بده دختره با کلی اکراه و ناز به اون یکی گفت چیکار کنم دیگهواخر تصمیم گرفتن نسخه رو بدن بهم 😐

دکتر یه چیز دیگه نوشته تو قبل اینکه نسخه روببندی باید بمرسی اینو ندارم خارجیشک دارم انقدر
والا اگه داشتم کارت میکشیدم میومدم بیزون اصلا برام سوال نمیشد 🤦🏻‍♀️فکر میکردم دکتر نوشته لابد
نگو داروخونه خارجی میزنه گردن مریض شاید یکی نداشته باشه 🤦🏻‍♀️

اومدم جای دیگه
مامان ایلیا و آریا مامان ایلیا و آریا ۴ سالگی
سلام مامانای عزیزم
من پسرمو بخاطر شیطنتاش بردم دکتر گفتم بهتون بگم شاید به کارتون بیاد
پسر من بشدت شیطون اصن یه جا بند نمیشه همش در حال پریدن از رو مبل و میز یا سر کابینت های اشپزخونه اون بالا ها س با اسباب بازیاش هم بازی نمیکنه مگر اینکه دیگه انرژی واسه این پریدن ها نداشته باشه وسیله ها پرت میکرد و نگاه نمیکنه ببینه چی لیوان باشه قندون باشه موقع پرت کردن هر چی باشه پرت میکنه اصن حرف گوش نمیده و فقط کار خودش میکنه و اسباب بازیاش همه رو خراب کرده
دکتر گفت واسه تشخیص بیش فعالی زوده ما سعی میکنیم که بدون دارو درست بشه این کارهاش
قدم اول گفت شکلات شیرینی بستنی و هر چیزی که داخلش شکر هست باید قطع بشه به مدت سه هفته
قدم دوم به هیچ عنوان دعواش نکنید و کتک هم اصن نباید بخوره
قدم سوم پارک سر پوشیده بره استخر توپ و ترامپولین و تاب و استخر خیلیییی خوبه
قدم چهارم ماساژ هست که باید ماساژش بدیم ( البته باید یه روز بریم نحوه ماساژ ببینم به چه صورت باید انجام داد تو گوگل هم هست )
پسر من یه مدت بشدت عاشق شیرینی و شکلات و کیک شده و هر روز بستنی میخورد و حتی صبونه هم عسل میخاست فعلن کم کردیم اینارو تا به کل حذف کنیم
و اخر اینکه گفت تلویزیون و گوشی باید محدود بشه
شما هم از تجربه هاتون بگید
مامان کیان مامان کیان ۳ سالگی
دخترا کیان تو کوچه بوده با شوهر عوضیم خاک تو سرش بشه احمق کیان رو کتکش زد من تو خونه بودم صدای گریه کیان اومد بدو بدو رفتم این گاو عوضی زد پس کلش با دهان خورد زمین بچم صورتش بدجور زخم شد و پاش زانوش گوشتش کنده شده گفتم چرا زدیش دعوا کردم با مشت زد تو سرم 💔
گفت ب گربه دست زده گفتم بیا بریم خونه نیومد لج کرده منم با مشت زدم تو کمرش و سرش 😔😔😭😭😭😭 بچم نفسش بالا نمی اومد خدا ازش نگذره شما هم دعا کنین توروخدا نابود بشه نمیدونم یهو بالا آورد کیان از شدت گریه حالش بد شد منم ترسیدم بردم درمانگاه جای خونمون بهش سرم زد دیگ بالا نیاورد الان سه چهار ساعت گذشته خوابیده کیان گفت مواظبش امشب باشم میگم اگ یوقت خوابم برد هر یه ساعت گوشی کوک کنم خوبه یا دیره خیلی میترسم 😔😔😔💔💔
صورتش بدجور زخم شده خداکنه ردش نمونه 😔😔
توروخدا گارد نگیرین ک طلاق بگیر و فلان اصلا الان حوصله ندارم
فردا عکس صورت کیان میفرستم بگین ردش میمونه یانه الان خوابه لامپ خاموش کردم
#شیرخشک #بارداری#شیرخشک #شیرخشک#زایمان#زایمان #شیرخشک #بارداری #شیرخشک#زایمان #شیرخشک#بارداری
مامان مینل مامان مینل ۴ سالگی
سلام مامانهای عزیز امیدوارم هرجا هستین خوب ‌و خوش باشید…
خانم‌ها دختر من سه سال و چهار ماهش هست و‌ شبها که میخوابه معمولا کاری نداشته باشیم یا مسافرت نباشیم تا ظهر فرداش میخوابه و بخاطر همین طبیعیه که تا ظهر دو بار تو خواب شیر میخوره احتمالا گرسنه اش میشه…تاکید میکنم قبل از خوابش هم حتما میبرم دستشویی و قبلش هم غذا میدم و سیر میشه.

مشکلم اینه تا الان که به اینجا رسیدیم کلا یک روز بوده که طول شب بدون سر و صدا و غر زدن یکسره تا صبح حدود ساعت ۵-۶ صبح خوابیده ، بطوریکه اون یک روز یادم مونده…و لازم‌ به ذکر هست که هم پستونک میخوره و هم شب تا ظهر که میخوابه حدودا دو شیشه شیر خشک میخوره تو خواب.

سوالم اینه که بچه های شماهم یکسره تو‌خواب غر میزنن و شیر و‌ پستونک میخوان؟ یعنی حسرت به دلم‌ مونده خوابش سنگین باشه و شبها بخوابه و بدون سر و صدا و غر زدن منو بیدار نکنه تا صبح 😒 من آدم صبوری هستم ولی دیگه صبرم سر اومده .. مسئله دیگه اینکه با صدای بلندی هم غر میزنه و استرس و اضطراب میگیرم بیدار میشم … تازه بماند که ماهی حدودا دو بار هم که کلا با گریه شدید بیدار میشه و میگه پام درد میکنه😐 نمیدونم چجوری پستونک و شیر شب رو ازش بگیرم چون با صدای بلند گریه و غر میزنه تو خواب
بچه های شماهم تو خواب هر یک ساعت ازین پهلو به اون پهلو میشن سروصدا دارن و غر میزنن تو خواب؟
راجع به سر و صدا تو خواب و از پستونک و شیر گرفتن شب و خواب عمیق هر راهنمایی بلدید بگید لطفا 🤯🤕
این غر زدن مشترک هر شب هست چه بیرون بره چه خونه باشه چه خواب روز داشته باشه چه نه.. چه زیاد غذا خورده باشه چه کم ...
مامان 🪽آوا مامان 🪽آوا ۳ سالگی
دخترا لطفا اگه تجربه ای دارین میشه راهنماییم کنید مخصوصا اگه بچه هم سن و سال دخترم دارین🥲🙏🏻
آوا مدتیه که به شدت لجباز و بهونه گیر شده...
مثلا آب میخواد میرم براش میارم ، گیر میده که این لیوان نه اونیکی ، لیوان دیگه میارم میگه آب کم ریختی ، آب زیاد میریزم میگه زیاد ریختی ، بعد میگه نی میخوام با نی بخورم و ...
بخاطر یه آب هزار بار منو بشین پاشو میکنه
حالا من فقط یدونه آب رو مثال زدم
تو همه چی اینطوری میکنه
یکی بهش یدونه شکلات بده پرت میکنه و میگه یکی دیگه بده 😐 به خدا آبروم رفته پیش غریبه ها
وقتی بی اعتنا میشم انقدر گریه میکنه و از ته دل جیغ میزنه فک کنم گلوش جر بخوره
تو جمع و مهمونی به حرفش گوش میدم که با گریه و جیغش بقیه اذیت نشن
ولی تو خونه سعی میکنم از سرش بپرونم ولی نمیتونم
یه چیزی دست بقیه بچه ها ببینه انقدر میچسبه به من که باید ازش بگیری بدی به من 😑😫
دو روز پیش مهمون بودیم دست یه بچه به چیزی دید مگه ول کن من بود که برو ازش بگیر بده به من
با هزار زحمت از اون بچه گرفتن دادن دست آوا ولی به نظرتون آوا چی کار کرد ؟؟ اسباب بازی رو پرت کرد با تمام وجود گریهههه و جیغغغ مگه آرووم میشد انگار عصبانی شد که چرا دیر دادین بهم 😐
آبرمون رفت مگه آرووم میشد دیگه خدافظی کردیم برگشتیم
به خدا تا قبل از این که این رفتار ها رو داشته باشه انقدر بچه خوبی بود از نوزادی تا الان ذره ای منو اذیت نکرده بود ، واسه همین میخواستیم اقدام کنیم برا بچه دوم
ولی از وقتی اینطوری میکنه با شوهرم پشت دستمون رو داغ زدیم که دیگه بچه نیاریم😩🥲
مخصوصا وقتی مهمونیم و این ادا ها رو میده آب میشیم میریم تو زمین با هیچی هم آرووم نمیشه یا هواسش پرت نمیشه
ترو خدا شما تجربه ای دارین ؟ 🥲