فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
من واقعا این حرف چرتو درک نمیکنم که میگن بچست دیگه نمیفهمه کتک میزنه.... ناسلامتی بچه آدمیزاده عقل و فهم داره بزرگ‌ترش باید بهش یاد بده که خوی وحشیگریشو کنترل کنه. بخدا من این روزا اینقدر حال روحیم داغونه که حد نداره خودتونم میدونین که مادرمو از دست دادم...
چند شب پیش بس که تو خونه زار زدم شوهرم گفت پاشو بریم خانه بازی هم حال و هوای تو عوض شه هم بچه یکم بازی کنه. رفتم اونجا یه دختر بزرگ فکر کنم ۶ سالی داشت یهو الکی بدون دلیل حمله کرد به پسر من اینقدرم بزرگ بود من نمی‌تونستم از رو پسرم برش دارم افتاده بود رو پسرم با یه دستش مشت میزد تو سرش با یه دستشم صورتشو چنگ می‌کشید( توهین به کسی نباشه ولی بنظر من مادر و پدر این دختر از بچه داری فقط درست کردنشو بلد بودن بعدشم ولش کردن به امون خدا )..
حالا پسر دوساله ی من همینجوری که اشک می‌ریخت می‌گفت دختر خانم منو نزن زدن کار بدیه😓
خلاصه حال و هوام عوض نشد که هیچ بدترم شدم.

۲۰ پاسخ

عزیزم یعنی نشستی نگاهش کردی و نزدیش؟باید هم بچه‌رو میزدی هم هرچی از دهنت دراومد به مامانش میگفتی تا توله‌شو جمع کنه یکم وقت بزاره برا تربیتش

من اگه بودم میرفتم دختره رو میزدم یا مامانشو

باید دستشو میکشیدی پرتش میکردی اونور با مادرشم دعوا میکردی دختره ی نفهم…میگی ۲ سالشه متوجه‌نمیشه دیگه ۶ ساله که بزرگه ، اون خانوادش فقط بقول تو ب دنیا آوردنش چیزی یادش ندادن

من بودم چنان میزدمش ک بمیرهههه

من بودم چنان میزدمش ک بمیرهههه

بنظرم تو ک یاد دادی ب بچت زدن کار بدیه از امروز دفاع کردنم یادش بده
پسر من به هیچکس نمیزنه تا وقتی که یکی بوسش کنه و اذیتش کنه
وقتی میرم یجایی قشنگ به همه با معذرت خاهی میگم فکر بد نکنین ولی آقا بوس بچمم نکنین
اگ یکی بوسش کنه فرقی براش نداره ۱ سالش باشه یا ۱۰ سالش چنان پیله میکنه و اونو میزنه ک نیاز نیس من برم کمک

من یه بار تو خونه بازی یکی بچه مو هل داد منم دستشو محکم گرفتم پرتش کردم اونور انقد باهاش دعوا کردم البته مامانش نبود ولش کرده بود رفته بود وگرنه بعدش ام مامانش و تربیت میکردم من همیشه دنبال دخترمم تا بچه بهش نزدیک میشه میدو ام وسط

تو دهنش میزدی

عزیزم من دخترم کسی رو نمیزنه اما توفامیل بودن بچه‌هایی که میزدن اینا آهن بدنشون کم هس اعصاب شون بهم میریزه دست خودشون نیس
اما شما باید دعواش میکردی دیگه ۶ سال کوچیک نیس که بخواد بزنه

وای اولش که گفتی نمیشه بچه نفهمه داشت بهم بر میخورد ، پسر من تازگیا دختر خواهرمو که یک سالشه میزنه اونم وقتی وسیله هاشو بر میداره دیروز دیگه خیلی بد دعواش کردم واقعا نمی‌دونم چیکارکنم خیلی اعصابم خورد میشه مخصوصا اینکه خواهرزاده‌ام بعد از گریه خودش دوباره میاد سمت پسرم باهاش بازی کنه و خیلی دوستش داره ، پسرمم فقط این طفلی رو میزنه چون متوجه حرفاش نمیشه میگه نیا پیش من به این دست نرن و ... گوش نمی‌کنه پسر منم میزنه تا الان ۴ یا ۵ بار شده
ولی خداییی بچه شش ساله از نفهمی پدر و مادرشه که میزنه

من جای تو بودم دختر رو جوری میزدم که تا آخر عمرش یادش نره

چقدر عصبانی شدم با خوندن تایپینکت 😡 واقعا که دیگه دختر ۶ ساله باید خودش خوب و بد متوجه بشه 🙄

دوستان توروخدا این مادرو سرزنش نکنید ک چرا اون دخترو نزده و دعوا نکرده اون لحظه ب قدری حالش بد شده واکنشش اصلا دست خودش نبوده وگرنه کی دوس نداره از بچش دفاع کنه

دلیلشو نپرسیدی؟!اخه چراباید بچه تورو بزنه؟

اینجور بچه ها باید بخورن به پست من حسابی ادبشون کنم

وای چقد دلم برا پسرت کباب شد متنفرم ازینجور بچهای بی تربیت وحشی یکیشم تو ساختمون ماس دختر جاریمه بچمو هل داد از پله صورتش زخم و زیلی شد گرفتم مث سگ زدمش اطرافیان گفتن اونم بچه س گفتم مادرش ک بچه نیس فقط بلده باگوشی چت کنه زاییده انداخته بیرون فک کردع تمومه تربیت چی میشه پس ؟ بقران ک باهات موافقم بچه فامیلمونم دوتاپسر دوقلوعه ۴ سالشونه یا خدا چقدر بی تربیتن برده بودنش دکتر به دکتره گفته بود ج....ن .....د...xxه
ببین در این حد بی تربیتنا یک فشایی میدن من با این سن بلد نیستم

سکوتت خوب نبوده طرف رو به همراه دخترش باید جرمیدادی

نظر من اینه که اگه دختر من ۲ سالشه نهایت با یه بچه دو تا سه ساله که داره بازی میکنه اگه همو بزنن این میشه بچه اس نمیفهمه ولی بچه شش ساله اگه بچمو بزنه حور دیگه رفتار میکنم اصلا سکوت نمیکنم

یعنی نه بچه رو تنبه کردی نه مادرش رو جر دادی؟
لااقل شکایت میکردی

تو سن ۶ سالگی اره دیگه،اون واقعا کم کاری مامان باباش بوده
ولی بچه من دوسالشه،هم کتک می‌زنه هم حرف بد
هیچ کاریشم نمیتونم بکنم. هزارتا راه رفتم
حتی دست روش بلند کردم آخرین بار
هییییییچ فایده ای نداره.

سوال های مرتبط

مامان محمدعلی‌🤍👼 مامان محمدعلی‌🤍👼 ۲ سالگی
مامان پسرم مامان پسرم ۲ سالگی
سلام دوستان ،
دیروز رفتیم طبیعت پسرم کُلی خاک بازی کرد، با هیزم و چوبا بازی کرد، از کوه بالا رفتیم، با دختر دایی و پسر داییش بازی کرد و....
موقع اذان مغرب که برگشتیم تا نشستیم تو ماشین فوری خوابش برد؛ اونم خواب عمیق و مفید! صبح هم که بیدار شد خیلی خوش اخلاق بود ! بعد از صبحانه هم گفت مامان بریم کوه؟! منم گفتم پسرم بابا خونه نیست ان شالله جمعه بعد میریم!
به این نتیجه رسیدم واقعا بچه های آپارتمانی این دوره زمونه هر چه نق میزنن و گریه میکنن و بهونه میگیرن فقط حوصله شون سر میره!
قبل تر ها بچه ها آزاد بودن می گشتن ، بازی میکردن ، بیرون بودن! اینطوری بود که بچه بزرگ کردن به سختی آلان نبود و اکثراً از سه تا بچه بیشترم داشتن؛ اما آلان جدا از بحث اقتصادی و اجتماعی و... واقعاً والدین اعصابشون نمیکشه! چون همش مجبوریم تو یه محیط کوچیک یه بچه که پر از انرژی رو کنترل کنیم! پسر سر همون یکی داغون میشیم!حالا از این طرف بچه ها هم طفلی ها خیلی گناه دارن 😢
*عکس از طبیعت دیروز*


#فرزندپروری
#سلامت_مادر
#سلامت_کودک
مامان سوفیا 💝 مامان سوفیا 💝 ۳ سالگی
تجربه من از ترک شیشه شیر اول از همه بگم من حتی با لفظ از شیر گرفتم از شیشه گرفتم از پستونک گرفتم مخالفم ما بچه ها رو کمک میکنیم تا به وقتش اینها رو کنار بزارن و ازش عبور کنن قبل دو سالگیش باهاش صحبت میکردم و کتاب و قصه که بزرگ شدی و وقتشه شیشه رو کنار بزاری دختر من از ۸ ماهگی با نی و لیوان نی دار آب میخوره و تو لیوان شیر بخوری ولی هر بار به اینجا میرسید گریه و زاری که من نی نی ام من بزرگ نشدم من شیشه میخوام منم اصلا نمیخواستم مجبورش کنم ماه پیش با شوهرم یه کلاس فرزندپروری با روش پازیتیو دیسپلین رفتیم بعد اون بهش گفتم مامان میدونم شیر خوردن توی شیشه شیر خیلی کیف میده و خوابیدن و مکیدن باحاله با این حال تو کلی لیوان خوشگل داری و میتونی توی اونا شیر بخوری باز اینجا شروع به گریه میکرد که گفتم بدون که من هیچ وقت مجبورت نمیکنم شیشه ات رو کنار بزاری هیچ وقت بدون اجازه و خواسته ات بهش دست نمیزنم و مطئنم خودت به موقع اش کنارش میزاری من میدونم خودت هر وقت آماده و مطمئن بودی ازش عبور میکنی و سخته و من کنارتم تا برات راحتتر بگذره تصمیم و تو میگیری و بدون هر تصمیمی بگیری دوستت دارم اعتراف کنم ته دلم خیلی امیدوار به این روش نبودم ولی از چند روز پیش دخترم اومد خودش گفت مامان شیرمو تو لیوان میخورم من دیگه بزرگ شدم شیشه نمیخوام عصرم که باباش اومد با ذوق و خوشحالی بهش گفت بابا من بزرگ شدم شیرمو تو لیوان میخورم واقعا بچه ها بسیار هوشیار و آگاه هستن اعتماد کنید به این قضیه و باهاشون صحبت کنید بهترین نتیجه ها رو میده حالا من نمیدونم این ترک شیشه پس رفت خواهد داشت یا نه چون وابستگیش زیاد بود ولی تا همین حد هم خیلی مفید بود به نظرم استفاده از این روش
مامان محیا جونم💫 مامان محیا جونم💫 ۳ سالگی
سلام خانما
چندروز پیش جایی دعوت بودیم و اونجا چندتا بچه دیگه هم بود.دختر من با دختر جاریم که یکسال فاصله سنی دادن بازی می‌کرد..یکی از بچه‌های دیگه اومد،اونم سرماخورده بود..سرفه می‌کرد و چشماش سرخ مانند بود و آبریزش بینی هم داشت
اون بچه مذکور اومد با اینا بازی کنه..دختر من چون خسته بود و خوابش میومد دیگه اومد پیشم و زیاد نرفت پیششون
اون بچه و دختر جاریم هم بازی میکردن هم گاهی دعوا
.
دیروز فهمیدم که دختر جاریم سرماخورده و تب داشت
امروز ظهر پسر بزرگش اومده بود بالا و با من کار داشت در مورد گوشیش
دم در بودیم که دختر جاریم بدو بدو اومد بالا(بینیش گرفته مانند بود و معلوم بود سرماخورده)
چیزی که برگامو ریخت این بود که این بچه بدون شلوار و شورت بود😅
مدام صورتشو می‌آورد نزدیک صورت دخترم و باهاش حرف میزد(دخترم کنار پام ایستاده بود)
می‌خندید و حرف می‌زد با دخترم توصورتش..جلوی در با فاصله‌ از پله ها کمی بپربپر کردن و بازی کردن
هی دخترمو صدا میزدم و میومد پیشم ولی دختره مدام صداش میکرد و نمیذاشت کنارم بایسته
.
حالا از ظهر کمی گذشته دخترم گاهی عطسه میکنه و حس میکنم داخل بینیش کمی آب داره ولی زیاد جاری نمیشه
.
آخه بچت مریضه چرا میذاری بیاد بالا😩؟؟؟؟!!!!! اونم تو اون وضع

حالا چه خاکی تو سرم بریزم😥😥خیر سرم شربت ایمونس شروع کردم براش
چیکار کنم بدتر نشه
استرس گرفتم فقط😭
عجب گرفتاری شدمااااااا😭😭😭😭