اخه چه فضولی ای میخواد کنه
میاد کمکت وسایل رو جمع میکنه دیگه
نمیدونم رابطه ات با مادر شوهرت چجوریه ولی اگ من بودم اره میزاشتم بیاد هم الکی کدورت پیش نمی یاد هم کمک میکنه ولی اگ کمک نمیکنه تازه باید براش بپزی بریزی جمع کنی ن نزار بیاد
ای خدا چرا این نادر شوهرا همیشه دخالت مکنن
اره میگفتم بهش بیاد
مادرشوهرمن که اصلا حرف کمکو نمیزنه اگرم یه درصد بگه میگم نمیخام وقتی تو سختی و مریضی بودم نیومدن حالا که خداروشکر اوکیم نمیخام بیاد تو سختیام شناختمشون
قسمتایی از خونه مثل اتاق اینا که خصوصیه رو خودت جمع کن بعد بهش بگو بیاد
من فقط میگم اسباب کشی دارم خودش میگه پس من میام کمکت
باد مسومد بهش میسپردم که لوازم مثلا اتاق با شماست
دیگه از من نپرسین چیکارش کنم کجا بزارم
این وسایلو تو این تعداد کارتن خودتون جا بدین من یه سمت دیگه کار میکنم
والا ما اینجوری باهم کار کردیم🤣
من دخترمو سپردم بهش گفتم خدا خیرت بده بچه رو نگه دار من جمع کنم
البته خونه ما طبقه سوم بود گفتم پاهات درد میگیره با پله هرروز بخوای بیای
شما بگو من وسایل آشپزخونه و اینارو جمع کردم تا حدودی دیگه فقط لوازم شخصی.مون مونده اونارو خودم جمع میکنم قربون دستت نیاز به کمک ندارم
بگو وسایل رو کارتن کارتن مشخص کردم چی کدوم کارتن باشه حتی شوهرمم نمیدم جمع کنه آخه بعدش مینویسم برچسب میزنم که بدونم کدوم وسیله رو کجا گذاشتم
بگو بیاد بچتو بده نگهداره خودت جم کن
من خودم همیشع تنهایی و میپسندم هیچکس نمیخام بیاد راحت نیستم
حالا این خوبه زنگ میزنه میگه بیام یا نه مادرشوهر من میاد مثل شمر بالا سرم بعدم هی میگه این کارو کن اون کارو کن با این خودمم دارم همون کارو میکنم
چرا منفی فکر میکنی شاید بنده خدا واقعا قصد کمک داره مادرشوهر منم وقتی میاد خونم بنده خدا نمیشینه پذیرایی بشه یکسره دوست داره کار کنه من خجالت میکشم دیگه ازبس محبت میکنه
من حامله بودم وارستا اسباب کشی داشتم منو یک تعارف نکردن بعد واسه جیدن ب شوهرم گفته بود ببام من وگرنه ب خودم ک هیچی نگفت و وقتی گقتم خیای کار سختیه تو حاملگی گقت تموم میشه بالاخره
حالا مطمئنی برا فضولی میخواد بیاد ؟؟ شاید بیچاره واقعا میخواد کمک کنه
اگه فقط کمکه ، چه اشکال داره بیاد ؟اما اگه فضولیه ... من بودم میگفتم نه!
بگو نه خودم جمع میکنم 😐 تو خسته میشی
اگه تنهایی که بگو بیاد اگه کسی رو داری یا تنهایی از پسش برمیای ولش کن😬
چون مادرشوهر من اهل فضولی نیس میگفتمبیاد ولی برای تو نه
بگو نه نمیخام خودم همشو جمع میکنم پارسال که من حامله بودم ما در شوهرم هعی میگفت بزار من یا خواهر ورهرت بیایم کمک انقدر گفتم نه مامانم میاد از اخر خودش فهمید گفت دلت نمیخاد ما بیایم گفتم بله
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.