#فرزند پروری
#پوشک
#شیرخشک

تصویر
۱۶ پاسخ

من پنج سال دوست بودیم خیلی همو می‌خواستیم با هزار بدبختی بهم رسیدیم ولی بعد ازدواج دیدم اونی نیست که نشون میداد البته دوتامون هم کوچیک بودیم و نادان اذیتم کرده ،الان روش تسلط دارم ولی گذشته ولم نمیکنه که ،برمیگشتم عقب اصلا ازدواج نمی‌کردم تا تو این دنیای بی رحم بچه هم نمی‌آوردم

اصلا دلم نمیخاد اشناییو بگم مرور کنم متنفرم ولی اگ برمیگشتم عقب همچین غلط بزرگی نمیکردم هیچوقت

ما یه سال دوست بودیم ازطریق کسی اشناشدیم کم سن وسال بودیم.اصلا اگر برگردم به ۱۴سال پیش همچین غلطی نمیکنم خودمو نابود کردم

تو راه مدرسه همدیگرو دیدیم عاشق هم شدیم ..چندماه باهم حرف زدیم سال ۹۷عروسی کردیم ...بااینکه تو زندگی خیلی سختی کشیدم ولی بازم دوسش دارم 🥺💚

همسرم شماره منو از گوشی بابام برداشته بود بهم زنگ زد یه مدت که زنگ زد مخم زد باهم دوست شدیم یک سال بعدم نامزد کردیم،بعضی وقتا که دعوامون میشه میگم کاش ازدواج نمیکردم باهاش به طور سنتی با یکی دیگه ازدواج میکردم

پسرخاله دخترخاله بودیم🙃

سنتی بود از بچگی دوسم داشت ۱۵سالگی به مامان باباش گفته بودبرام خواستگاریش کنین چون بچه بودیم قبول نکردن نشون آوردن واسم تا ۱۷ سالگی من و ۲۰ سالگی اون که ازواج کردیم باهم ولی من دوسش نداشتم

ما هم محله ای ،همسایه و پدرو مادرمون دوستای نزدیک هم بودن.سرکوچه مدسمون مغازه داشت همش رد میشدم نگاه میکرد و لبخند میزد و..
چندسال اومد خواستگاری از وقتتی۱۴یا۱۵سالم بود اومد،تا مادر شوهرم فوت کرد دوسال بعدش پیج منو از اینستا پیدا کرد و خودش جدی اومد باهام حرف زد،اعتراف کرد چندسال دوسم داشته و... سال۱۳۹۹اخرای سال دوماه دوست بودیم.بعد۱/۱/۱۴۰۰عقد کردیم.۱۴۰۱/۴/۳۰عروسی بود.
۲/۴/۱۴۰۲هم دخترمون بدنیا اومد🙃🌹🍓من شوهرمو دوس دارم،اونم دوسم داره.
به نظرم برگردم عقب بازم باهاش ازدواج میکنم با همه خوب و بدی زندگی مشترک🩷🩷

من و شوهرم توی فضای مجازی دوست شدیم بعد ۳ سال دوست بودیم ولی از اول خانواده هامون درجریان بودن، بعدشم ازدواج کردیم، ۲۵ سالم بود الان برگردم حتما مهاجرت میکنم اینجا ازدواج نمیکزدم

جفتمون ۲۶ سالمون بود الان جفتمون ۲۹

من و همسرم فامیلیم ولی رفت و آمد نداشتیم تو عروسی برادرم از من خوشش اومد با خانوادش در میون میزارن بعد از عروسی برادرم ما مسافرت میریم عید بود اینا هم به بهونه ها مختلف اون مسافرت با ما میگذرونن (برای شناخت من )
ماه بعدش میان خاستگاری ....

عروسی دید عاشق شد
خواستگاری عاشقش شدم😍
و ۱۶ ساله با همیم
هر دو دانشجو بودیم ایشون ترم آخر ومن ترم ۱
و به نظرم عالی ترین زمان وسن بود برای هر دومون 😍

من نمیخام برگردم چون می‌دونم اگ میدونست چ سگ اخلاقم منو نمی‌گرفت😂😂

من پسر عممه باهام هیچوقت دوس پسر دوست دختر نبودیم میشه گفت سنتی ازدواج کردیم اگر برمیگشتم عقب حتما این دوست بودنه رو امتحان میکردم😂

مادرشوهرم محرم منو تومسجد دید پسندید🤣البته اشنا وهمشهری بودیم
مادرشوهرم بازنعموم نسبت نزدیک دارن
شوهرمم باپسرعمه هام دوست صمیمی بود
ازمدرسه اومدم دیدم خونمونن🤐😂ردشون کردم گفتم من بچه ام دیگ ول کن نبورشوهرم عاشقشم شدع بود با لباس مدرسه😬باز اومدن اینبار حرف زدیم و پسندیدمش دیگه برای محل زندگیمون شرط وشروط گذاشتم گفت چون دوستت دارم قبوله و سرحرفشم موند و اسفند۹۴ عقدکردیم خرداد۹۶عروسی
درکل راضیم خیلی خوبه واصلا محدودم نکرده ولی از سن ازدواجم پشیمونم

کاملا سنتی من خودم اصلا فک نمی‌کردم که بخوام سنتی ازدواج کنم اومد فروشگاهمون با مامانش اونجا دیدم هر دومون در نگاه اول عاشق شدیم اول چیزی که نظرمو جلب کرد چشماش بود۱۴۰۰ ازدواج کردیم ،بله باهاش ازدواج میکردم خداروهزار مرتبه شکر میکنم بخاطر وجودش اینکه برا منه

سوال های مرتبط

مامان هاوُش مامان هاوُش ۳ سالگی
مامان محمدرضا مامان محمدرضا ۲ سالگی
مامان حلما مامان حلما ۲ سالگی
مامان 🌶️فلفل🌶️ مامان 🌶️فلفل🌶️ ۲ سالگی
مامان فلفل مامان فلفل ۲ سالگی
مامان هاوُش مامان هاوُش ۳ سالگی
مامان عشق مامان مامان عشق مامان ۲ سالگی
مامان شایان🍓🐣 مامان شایان🍓🐣 ۳ سالگی
مامان شایان مامان شایان ۳ سالگی
مامان نیل🐧🧸🌈 مامان نیل🐧🧸🌈 ۲ سالگی