۲۳ پاسخ

نه اصلا
باید جلوگیری درست حسابی میکردم

من میگم بچه ناخواسته نمی‌خوام ولی اگر روزی خدایی نکرده ناخواسته شد هم با اینکه به شدت مخالم ولی مطمئن هستم به حکمت و صلاح خدا ک بهتر از من همه چیو می‌دونه هرگز دست به سقطش نمی‌زنم و نگهش میدارم با اینکه میدونم به شدت شاید برام سخت باشه
ولی تا نه ماه دیگه خدا بزرگه ما از فردای خودمون خبر نداریم چ برسه نه ماه بعد اصلا نکشش نگهش دار شاید این بچه زندگیتونو تغییر بده به سوی خوشی ولی از این به بعد حواست جمع کن

من امروز تازه تستم مثبت شده خوووشششحالم

اره اصلا شرایط خوبی نیست

صد درصد میندازم مشکل مالی نداریم ما اما اصلا اعصابم کشش نداره حوصله ندارم بخاطر همون به بچه فکر نمیکنم چون روانی میشم اکه هم حامله بشم سقط میکنم

اگر روحش تشکیل نشده باشه سقط میکنم خیلی از قدیمی ها بخصوص ببین بچه آوردن گفتن بچه روزیش میاره ولی نمونش بابا عموهامم خاله هام هنوز ک هنوز از بچگی خاطرات تلخی دارن همش بی پولی کار زحمت اذیت شدن

اره قطعا سقط اولین ک تا جایی ک سعی دارم نمی‌زارم بشه اگه هم شدم نمی‌زارم ی موجود بیگناه وارد جامعه ای بشه ک فرداش مشخص نیس خودمون هستیم یا نه آینده ای داریم یا نه!

بله سقط میکنم چون اصلا تو این شرایط نه مالی اوکی هستم نه روحی

من تازه از دخترم و بد غذایی و هزار یک اذیت شدن از طرف بچم باردار شدم ۴ هفتم بود و سقط کردم

اصلا پشیمون نیستم چون سن پایین بچه آوردم و یک ماه بعد از ازدواجم بود اینجوری بگم حتی ماه عسل هم نرفتم … همش با بچه گذشت و شکر بابت وجودش اما وقت دومی الان اصلا نیست برای من

هیچوقت موافق سقط بچه نیستم
کاری به گناهش هم ندارم ولی آدم با وجدان نمیتونه بندازه بچشو بعدم ندید بگیره
جنگ هم بالاخره تمام میشه
البته بستگی به شرایط خودت هم داره
نظر خودت و همسرت مهمه شما باید بزرگش کنید

ن اصلا عزیزم نگهش میدارم

منم‌چندوقته مثبته شده

اره اگه یکی دوماهش باشه قطعا

نه عمرا نميندازم بچمه وجودمه نفسمه

تصمیم خیلی خیلی سختیه
من از سقط خیلی میترسم
ولی تو این شرایط بنظرم خودخواهیه بچه دار شدن
اینکه ۹ماه بعد چی میشه میتونه هم بد باشه هم خوب اما اگه بد باشه زندگی بچه ات و واسه یه عمر خراب کردی و این سختتره

شما که شوهرت مخالفه بچه هس چرا جلوگیری نداشته

و اینم بگم. برای بچه بعدی .قبلش ی عمل داشتم که دکتر گفت باردار باشی یا سقط میشه یا ناقص....که نمیدونستم باردارم.....بعد عمل فهمیدم.الان سورو مورو گنده شبوروز داره جرم میده😂
باز میخوام اینو بگم تا خدا نخواد برگ از درخت نمی افته

سلام عزیزم

مامانای باردار نخونن منم منو




.


.


عزیزم من بعداز چند ماه تلاش و دکتر و دارو و کوفت و زهر مار فهمیدم باردارم.رو ابرا بودم.دقیقا ۲۱ روز بعدش وقتی برای سونو قلب میرفتم.گفت ایست قلبی کرد و باید سقط کنی..مجبور شدم با قرص سقط کنم.بچه تیکه تیکه شد...حتی یک تکه از جفتش اومد توی دستم و ترسیدم و انداختمش.گاهی خوابش رو میبینم گاهی عصبی ام فکر میکنم کشتمش....با اینکه هیچی دست من نبود....میخوام اینو بگم...عذاب وجدان کار نکرده منو ولی نکرده...حالا فکر کن تو میدونی بچه سالمه و میخوای بندازیش؟؟.گناهه گناه.

ن نمیندازمش هرطورم شده باشه نگهش میدارم

ناخواسته باردار شدم الان ده هفتمه با اینکه داشتم برا ازمون میخوندم
اما هیچ کدوم راضی به سقط نشدیم

خواهرشوهرم ناخواسته مونده بودمیخاستن سقط کنن ولی پشیمون شدن اون رعدوبرق وبارون ک چن وقت پیش زد انقدرترسید بودنصفه شب پریده بودازترس اینکه زدن تاشب بچش افتادانقدناراحت بودکه نگو داغون بود میگفت درسته میخاستم بندازمش ولی بعدا انگاروجودم بود الانم انگارچیزی ندارم

اگه قلبش تشکیل شده باشه و خودم و همسرم دوست داشته باشیم شرایط داشته باشیم بله بهرحال نعمت خداس

نه نمیکنم
از اینکه تو کار خدا دست ببرم میترسم همیشه ....

سوال های مرتبط