۱۴ پاسخ

منم واقعا خسته شدم بخاطر بچه‌ها تحمل میکنم واقعا روزای زجرآوره

دیگه عزیزم الان یه ماهه از جنگ گذشته و معلومم نیست کی این جنگ تموم بشه
من اگه بودم برمیگشتم
شاید این جنگ بخواد ۲_۳ ماه طول بکشه...

ما بیست روز شهرستان بودیم
یه هفته بود برگشته بودیم تهران دیشب سرکوچمونو زدن بازم امروز برمیگردیم شهرستان
چون خودم گوشم گرفته بود از موج داشتم میلرزیدم بچم از خودم بدتر

بیا سر زندگیت
شاید این جنگ چندین ماه طول کشید
دیگه همه جارو میزنن هر شهری و زده

ببین من جنوبم و مثل تهران نیست ولی باز میزنن اینجا رو مثل شمال نیست. ولی من نرفتم چون میدونستم با بچه واقعا سختمه و اینکه همسرمم بابد میموند برا کارش اینجوری دلم تيکه میشد. بعدم میدونم واقعا مغزم نمیکشه تو شرایطی هستیم که اعصابا بخاطر شرایط خراب هست دیگه دوری و بچه بیشتر مخ آدم داغون میشه. من در مورد صداهای بمب به بچم یه حس امنیت دادم دیگه نمیترسه از صدا خداروشکر

چ مادرشوهر خوبی
مال ما که شهرستانه یه زنگ نزد حال و احوال بپرسن.روز اول عید زنگ زدم عیدو تبریک بگم پدرشوهرم که بلاک کرده بود مادرشوهر هم همچین حرف زد انگار نشناخت‌ منو

الان خودتون همه مشکلاتتونو گفتین
از صدای انفجار میترسین، بچه‌هاتونم میترسن،تهران خیلی شبهاش میزنن
اونجا فقط یه بچه است که باید سرگرمش کنید
اما تهران علاوه بر مشکلات بچه رو هم باید سرگرم کنید و عوارض ترس هم بهش اضافه میشه

من خودم بر میگردم احتمالا چون از شنبه باید سرکار اما بچه میمونه شمال

تهرانو که بیشتر و شدیدتر از قبل داره میزنه💔🙂بمون که زنده موندن الان مهم تره

بمون همونجا نیا.یعنی هرساعت دارن میزنن.بمون چاره ای نیست سخته ولی باز حداقل جون بچه هات درامانه

عوارضی ک رو بچه ها میمونه خیلی بیشتر از عوارضی ک خونه مادر شوهرت هستی.تحمل کن نرو

خیلی خطرناکه عزیزم شما که سه هفته موندین یکم دیگه هک بمونین ببینیم چی میشه

نیا عزیزم‌فقط بمون

كجاي تهراني ؟

سوال های مرتبط

مامان آدرین مامان آدرین ۵ سالگی
مامانای گل کمک ازتون می‌خوام ببینم بچه‌های شما هم اینجورین پسر من خیلی حرف می‌زنه خیلی سوال میپرسه و خیلی بازی گوشی می‌کنه خیلی فضولی می‌کنه کلافم می‌کنه مثلاً یه کاری بهش میگم نکنه از قصد می‌کنه اذیت می‌کنه من حتی دکترم بردمش یک سال پیش اینا بود گفتش که بیش فعال حتی نیستش نمی‌دونم چیکار کنم از دستش کلافه‌ام شدم وعصبی شرایطم که فعلاً نمیشه مهد کودک نوشتش از یه طرف چند روزم مسافرت بودیم یه خونه خیلی بزرگ و حیاط دار بود حالا الان توی آپارتمان اومدیم خب می‌دونم یه علت بدقلق بودنش الان اینه،از لحاظ خورد و خوراکم خودم رعایت می‌کنم ولی خب پدربزرگ مادربزرگا یاحتی باباش کار خودشونو می‌کنن گوشی نمیدم بهش ولی باباش گوشی خیلی میده من واقعا نمی‌دونم چیکار کنم خیلی منو اذیت و عصبی می‌کنه لجبازیای علکس داره خصوصاً منو یه جاهایی عاجز میشم دو روز واقعاً از دستش کلافه بودم به نظرتون من چیکار کنم به جز اینکه بیرون ببرمش هرروز وبازی و اینا کنم باهاش دیگه نمی‌دونم چیکار کنم و اینکه مکمل بهش میدم موثره یا نه الان ماه سومش بود مکمل خودشو گیر نیاوردم مجبور شدم براش سانستول ایمونو بگیرم ولی حس می‌کنم سانستول بهش نمی‌سازه و خیلی شیطونش کرده و نمیتونه بشینه از امروز بهش ندادم شما یه راه حل دارین به من بگین من چیکار کنم؟