۱۵ پاسخ

عزیزممم مبارکت باشه
واقعا سخته میفهمم چی میگی من همیشه ترس بارداری دوم دارم🥲و چون حامی ندارم و شوهرمم مسئولیتی نداره و همه کارا بچه با خودمه صد برابر میترسممم
ولی خب شما دیگ بارداری گریه نکن رو جفت بچهات و هر کدوم ی جور تاثیر منفی میذاره
توکل کن به خدا،خدا حتما دیده توانشون داری ک دوباره سعادت مادر شدن رو نصیبت کرده
ولی بهت حق میدم شدیدا،منم گاهی میشینم فکر میکنم چجوری بعضیا دو‌قلو دارن یا دو تا بچه پشت هم دارن
یا اینکه چجوری هم شاغل هستن هم به کار خونه میرسن هم به بچه هم به شوهر
توکل بر خدا کن،خودت به خودت حس خوب بده
با بچت وقت بگذرون برین خانه بازی دور بزنین یا شرایط نداری کلی بازی کنین

عزیزم اگر که خود خواسته بوده بارداری دوم باید قبل از اقدام تمام جوانب رو از هر لحاظ در نظر میگرفتید اما اگر هم خدا خواسته بوده شرایطیه ک پیش اومده شما باید خودتون رو برای مادر دو فرزند بودن اماده کنید درسته سخته من خودم شخصا ب هیچ وجه نمیتونم از پسش بر میام اگر اشنایی نزدیکتون هست ازش کمک بگیرید و برای همسرتون توضیح بدین ک چه شرایط سختی پیش روتونه از هر لحاظی ب حضورش نیاز دارید امیدوارم اسون بگذره براتون این دوران....❤️

فقط بگم که وقتی خدا داده خودشن توانش رو میده و من مطمئنم تو از پسش بر میای🫡🤌🫀
منم برای پشتیبانی روی و شنیدن چس ناله، گریه غر غر و ... اعلام آمادکی میکنم آبجیه قشنگم😅😂
از طرف خاله گل پسرا به مامان منیره قشنگ و مهربون و باحوصله 😍🩷

عزیزم نگران نباش
فقط بعد از زایمان به جسم ‌روحت رسیدگی کن
بعد از دو ماهگی حدودا همه چی راحت تر میشه
انشاالله خدا هم بهت کمک میکنه♥️✨

۶ ماه اول خیلی سخته چون بچه دومی کولیک داره شاید رفلاکس داره و مدام گریه
ولی بعد از ۶ ماه انققققد همه چی خوب میشه ادم کیف میکنه من ک راضیم اگ به عقب برمیگشتم بازم همین کارو میکردم

تصویر

منم دقیقا شرایطتم مثل توعه با این وجود که من امروز فرداس که زایمان کنم استرس کل وجودمو گرفته نمیدونم واقعا چیکارکنم 🥲

منتظر این لحظه ها باش😁😁✨️ ولی واقعاااااا سخته

تصویر

سخته خیلییی من دوتا پشت هم گیرم اومد فاصلشون زیر دوساله داغونم داغوون

ای خدااا عزیزمم خدا تواناییشو بهت میده عشق میده الان یکم هورمونات بهم ریخته خسته میشی از بار شیشه و بچه داری باهم بعدش سخت هست اما آروم آروم بزرگ میشن باهم تنت سلامت باشه
حق داری هرچی بگه🫂🩵🪽

صبر خیلی زیادی میخواد فقط بهت بگم من که تقریبا یه شب در میون سردرد بدجور میگیرم چون دخترم به شدت وراج شده از اینورم پسرم دائم میخواد بغل باشه به هیچ کار خونم نمیرسم همین الانم که دارم واست مینویسم از سردردی که زده به چشمم دارم خل میشم خلاصه که قشنگ ته دلتو خالی کردم آماده باشی🩷🩷

سختی های خودشو داره ولی زود هم میگذره

بچهای من یکسال و یک ماه فاصله دارن وحشتناک سخته اما راضیم

خیلی سخته ولی خدا توان میده به ادم❤️❤️❤️به سلامتی زایمان کنی

دقیقا شرایطت مثله دوره بارداری دوم منه.منم همینجور بودم.با اینکه ۳سال از اون روزا نیگذره ولی ثانیه به ثانیه اشو یادمه.

الهی🥹🥹انشالله به سلامتی فارغ بشی عزیزم خدا صبرشم میده گلم نگران نباش

سوال های مرتبط

مامان محسن و حسین 🩵 مامان محسن و حسین 🩵 ۱ ماهگی
امروز نمیدونم چرا ولی خیلی خیلی دلم گرفته و احساس تنهایی میکنم🥲
خونم بهم ریخته اس شدیده
کلی لباس باید تا بشه
کلی ظرف باید شسته بشه
یخچال باید تمیز بشه
جارو و طی باید بکشم
اتاقمون ترکیده
دست و دلم به کار نمیره
این ماه های اخر بارداری فقط دارم با پسرم وقت میگذرونم و از جون و دلم وقت میگذرونم باهاش چون میدونم دیگه این لحظات دوتایی رو نداریم 🥺
استرس زایمان دارم از الان
کارا برام سخت شده
دلم شوهرمو میخواد اخرین بار که باهم وقت گذروندیم یکماه پیش بوده بعد اون اخر شب نیاد میخوابه صبح زوذم میره سرکار دلم میخواد باهم بریم بیرون و یک روزم نباشه چند روز خونه باشه
بارونم که داره میاد
انگار همه چیز دست به دست هم داده من امروز گریه کنم 😭
اها اینم یادم رفت بگم بابام اومده مشهد میخواست بره گلبهار خونه عمم گفتم منم میام گفت جا نمیشی تو ماشین عموتو و بچه هاش هستن 😐
از اینم بهم برخورده 😭
خب پدر منننن اونو همیشه میبینی تو شهرستان منو نمیبینی منو بیا ببرررر😭😭🥱😂😂 فرزندپروری بارداری شیردهی پوشک شیرخشک اسهال تب گریه درد