۱۳ پاسخ

خوبه میگید یک سال و شش ماه اصلا خوب و بد و نمی‌فهمه چقدر آدم می‌تونه گاو باشه بچه کوچک را بزنه 😤

همون قدری ک تو اختیار داری اونم داره
رد میشه بین خودتو همسرت و خراب نکن برااین مسائل
و قهر نکن اصلا

آبروشو ببر با بدو بیراه گفتن بچه ی ساله چی میدونه من خدانکرده باشم دستشو میشکنم میندازم دور گردنش

دیشب ما خونه مادر عروسمون دعوت بودیم بعد دیدم بچم از اتاق اومد بیرون و داشت گریه میکرد و رد انگشت رو صورتش بود .....مرتیکه خر پدر عروسمون زده بود تو گوش بچه 🤕آدم اینقدر خر ندیدم به خودم گفتم اولین بار و آخرین بار میرم خونشون دیگ به عروسمون گفتم که گفت بچه تو زده بابامو اونم زدش

صد برابر هزینه ارده رو باید در آینده هزینه مشاور بده کار اشتباه باباشو بشوره ببره😭😭😭😭

بخاطر بچه دعوا وقهر نکن عزیزم در این که کارش اشتباه بوده شکی نیس ولی بفهمون بهش حالا هر روشی متوجه میشه حرف زدن کلیپ فرستادن مشاوره خانواده رفتن چون با قهر وداد فقط حساس تر میشه ومدام تکرار میکنه متاسفانه مردها مث بچه کوچیکن هرچی بگی نکن بدتر میکنن

عزیزم گناه داره دورش بگردم😫🥹دسش بشکنه

عصبیه؟
ب مرور باهاش مدام حرف بزن
تا اینکاراشو بذاره کنار

الهی بگردم بچه یک ساله ک هنوز درکی از درست و غلط کار نداره.تا دوسالگی میگن بچه پادشاهی کنه بعد اون تربیت اونم نه با کتک .فقط با تذکر جدی زبانی و صورت .با شوهرت وقتی اروم و مهربون صحبت کن بهش توضیح بده بگو ک میدونم ک تربیت بچه برات مهم ولی بنظرم اینجوری درست نیس بچه کوچیک و سرخورده یا سرکش میشه .همون زمان ک عصبانی یا داره ب بچه دعوا میکنه اگر باهاش مخصوصا جلو بچه دعوا کنی شوهرت بدتر مبشه

من جای تو بودم جرش میدادم بیخود کرده که دست رو بچه ۱ ساله بلند کرده مگه اون چی می‌فهمه تو تمیز میکنی خونه رو اون زورش میاد

بزن تو گوش شوهرت جوری ک رد دستات بمونه
غلط کرده بچرو میزنه مگ بچه توان دستای اونو داره ک میزنه تو گوشی اون

شوهر منم بچه رو خیلی میزنه ،حاضرم خودم کتک بخورم اما اون نه

عزیزم🥺🥺🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان 🩵رادمهر و پریمهر 🩷 مامان 🩵رادمهر و پریمهر 🩷 ۱۱ ماهگی
امروز از ساعت یک‌ من دکتر و سونو و اینا بودم پسرم پیشه همسرم بود ... بعد که اومدم رادمهر سر یک چیز بیخود هییییی گریه کرد و داااد میزد و جیغ میکشید، ینی جییییغ و داده شدید میکرد هرچی حواسشو پرت کردیم هرچی همسرم بغلش کرد بردش حیاط ، اصصصلا این آروم‌نشد حرف مسخرشو تکرار میکرد و گریه میکرد و داد میزد، بعد منم عصبی شدم گفتم بیا برو اناقت میخای گریه کنی بکن تموم شد بیا بازم این بچه تموم نکرد دیگه مغزم داشت منفجر میشد، در اینجا همسرم آتیشی شد یهو ‌و دااااد میزد سر بچه که چیکاااار کنم دیگهههه خفهههه شو‌ووو خفهههه شو‌ووو😶‍🌫️ تازه رادمهرم محکم هول داد ر‌و مبل باز همچنان خودشو میکشید سمتش من هرچی بهش میگم محمد اون بچست اصلا به جنون رسیده بودا😵‍💫 منو ام زد کنار باز بره سمت رادمهر و‌همچنان اون خیره تموم نمیکرد 😶‍🌫️ ز‌ود بغلش کردم دور کردم از داستان 😵‍💫 ولی خیلی دلم شکست انقدر گریه کردم 😓 خیلی ترسید 🥺هنوزم دارم گریه میکنم😅