۲ پاسخ

ممنونم مامان یزدان عزیز خیلی عالی توضیح دادی خدا حفظت کنه🥰

من زایمان اولم اصلا تجربه خوبی نبود ولی دومی خیلی خوب بود

سوال های مرتبط

مامان محمد حسن مامان محمد حسن ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ، اولین بارداری 🌷 قسمت نهم
بیرون اومدن سرش به نظرم پیش انقباضا اصلا درد نداشت و با یه اه بلند من اومد بیرون بازم جیغ نزدم تا آخرش تا انرژیم حفظ بشه . دخترم رو گذاشتن روی شکمم و من نمی‌دونم چرا ترسیدم بغلش کنم حس میکردم اذیت میشه فقط آروم دستم رو گذاشتم رو بازوهاش. از روی شکمم برش داشتن و بردنش برای وزن و وصل دستبند و خالی کردن دهن و بینیش. دخترم که دنیا اومد واقعا دردام خیلیییی کم شد در حد درد پریودی خیلی کم. دخترم هم دنیا که اومد چشماش باز بود و فقط نگاه میکرد یه اخم گنده هم داشت🤣 . و من صداش رو نشنیدم تا وقتی بردنش رو تخت خودش برای کاراش و هی خانمه از اینور به اونورش میکرد تا کاراش رو بکنه ، دیگه اونموقع شاکی طور گریه کرد 😂 اومدن برای بخیه‌. بهم باز بی حسی زدن . اولش یه دانشجوی زنان زایمان کم سن و سال که واقعا اصلا بلد نبود بخیه بزنه شروع کرد به بخیه زدن . اصلا از چهرش معلوم بود میترسه.مامایی که داشت کارای دخترم رو میکرد که فوق العاده هم مهربون بود اومد یه نگاه به بخیه هام کرد که خدا خیرش بده رفت سال بالاییش که کار بلد بود رو صدا کرد گفت بگید اون بیاد بخیه بزنه اومد بالای سرم و بعضی بخیه هارو باز کرد و شروع کرد به نصیحت اونیکی بهش میگفت بیا بالا سر ماما ها قشنگ نگاه کن کار یاد بگیر من شیفت بقیه رو هم وایسادم تا کارم خوب شد و ... خدایی هم دستش تند بود و با دقت بخیه زد خدا خیرش بده (حدودا پنج شش تا بیرونی خوردم سه چهارتا هم همون اوایل داخل واژن. دقیقش رو نمی‌دونم چون بهم نگفتن فقط گفتن خیلی کم خوردی خودم بعدها از روی نخ هایی که میوفتاد شمردم) . وقتی تموم شد گفتن بیام پایین و برم دستشویی خودم رو بشورم و پوشک بذارم.
مامان HOSNA مامان HOSNA ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت آخر
من سعی میکردم حواسم و سمت بچه پرت کنم که متوجه بخیه ها نشم و اونا بخیه رو میزدن و بهم گفتن از داخل یه مقدار پارگی بیشتر بوده و بخیه خوردم اما از روی پوست شیش تاست و زیاد نیست اما بخیه های داخلیم بیشتره دیگه خلاصه دکتر کوچولو من با وزن۳۷۰۰ به دنیا اومد و دهن مامانش و سرویس کرد پرستار ها به شدت از زایمانم راضی بودن چون کاملا طبیعی و بدون آمپول فشار بود و به خاطر ورزش ها لگنم خیلی خوب از پس زایمان براومد و همه تعریف می‌کردن و میگفتن خیلی عالی زایمان کردی
ولی با وجود همه اینا واقعا درد داشت و درد کشیدم خداروشکر که تموم شد ولی کلا زایمان طبیعی روند سختی داره
درسته الان درد خاصی ندارم میتونم بنشینم و خودم بچم و شیر بدم و راحت راه برم و همه اینا به خاطرش خداروشکر می‌کنم اما نمیشه از دردهاش چشم پوشی کرد.
موقع اذان ظهر دختر قشنگم به دنیا اومد و من عاشقم اصلا این حسی که الان دارم وصف ناپذیره انشاالله که قسمت همه بشه
بماند به یادگاری۱۴۰۴/۳/۲۱
مامان ایلیا و ارمیا مامان ایلیا و ارمیا ۱ سالگی
مراقبت از بخیه زایمان طبیعی
اینارو مینویسم که کسی به شرایط من مبتلا نشه. راهنمایی باشه براشون
من زایمان اولم طبیعی بود و اپیدورال خیلی خوب پیش رفت همه چی
اما جای بخیه هام از روز دهم به جای بهبودی درد شدیدی داشتم .
متوجه شدم عفونت داره میکنه با وجود کلی مراقبت اما مراقبت ها اصولی نبود ضمن اینکه انتی بیوتیک هم بهم نداده بودن.
من جای بخیه ها رو با اب و شامپو بچه میشستم بعد توسط سرمی که بتادین داشت قاطیش میزدم با دستمال توالت‌ خشک میکردم دوباره سشوار میکشیدم
اما به گفته‌ی دکترم توصیه‌هایی که بهم شده بود از طرف ماما قدیمی بود و باعث شده بود که روند بهبودم کند پیش بره.
پس باید چیکار میکردم؟!!!
خب جواب اینجاست که یک انتی بیوتیک سفالکسین باید میخوردم شش ساعتی. قرص آناهیل برای تسریع بهبود دوازده ساعتی یکی
جای بخیه‌ها رو فقط با اب میشستم و سرم میزدم فقط نهایتا دو روز یه بار با ژل بانوان میشستم اونم فقط یه مقدار کفش رو میزدم و اصلا از دستمال توالت استفاده نمیکردم یا دستما نخی خودم رو خشک میکردم و سشوار میکشیدم. در طول روز سعی میکردم دو یا سه بار هوا بخورن که زودتر بهبود پیدا کنن. و بعد از انجام اینکارا دقیقا چهار روز بیشتر طول نکشید که من حالم خیلی زود بهتر شد.