سوال های مرتبط

مامان پسر کوچولو✨😻 مامان پسر کوچولو✨😻 ۲ سالگی
همه کارامو کردم ک‌ با خیال راحتتت بشینم سر سفره هفتسین همین ک‌ نشستیم پسرم بهونه میگرفت و گریههه و لجبازی نمیذاشت بشینیم یهونه های عجیب غریب میگرفت دیگه ب زور یکم ارومش کردم سال ک‌ تحویل شد دوباره شروع کرد اصا یکسره گریه و بهونه شوهرم رفت سرکار اینم گریهههه هرکاری کردم اروم نشد با خوراکی و تی وی و ایناهم فایده نداشت اوردم گذاستمش تو اتاقم ی اسباب بازیم دادم دستش دیدم اروم شد رفتم اب بخورم برگردم یکم کار داشتم در حد چند دیقه برگشتم تو اتاق دیدم ی لاک پرررر ریخته بود رو روتختیم ک چند روز پیشم خریده بودمش تمام دستاش و لباسشو رو تختیمو لاااکی کرد هیچی بش نگفتم نه داد زدم نه عصبانی شدم فقط یهو اشکم دراومد گفتم امروز دهنمو سرویس کرد انقد حرصم داد ک سرگیجه گرفتم هفتسینمو ک انقدم ذوقشو داشتم داغون کرد هی هیچی نگفتم گفتم حالمونو بد نکنم ولی اون صحنه رو ک دیدم روتختی ک دوسش داشتم داغون شده بود خیلی ناراحت شدم اشکم بی اختیار اومد درحد چند دیقه بعدم سریع اشکمو پاک‌ کردم گفتم اشکال نداره
ولی ناراحت شدم ک شب عید اشکم دراومد گفتم شب عیده دوس نداشتم گریه کنم ولی یهو دست خودم نبود الان ناراحتم ک گریه کردم سریع هم حالمو عوض کردم اهنگ گذاشتم ولی خب..🥲
مامان محمد مامان محمد ۲ سالگی
فرزندآوری#پوشک گیری#شیر خشکفرزندآوری#پوشک گیری#شیر خشکفرزندآوری#پوشک گیری#شیر خشکفرزندآوری#پوشک گیری#شیر خشک
خانوما من خیلی تو زندگیم سختی کشیدم خیلی این شوهرم بود ک دستمو گرفت گفت همیشه کنارتم
زمانی ک تو اتاق عمل بودم وقتی دیر اومدم نگران بود وقتی از اتاق عمل اوردنم اشک پر چشماش بود
شوهرم هم پدری کرد برام هم مادری هم برادرم بود
کارایی ک بقیه برام نکردن ارزشی ک شوهرم بهم میده
حتی اخلاقای بدی ک دارم گاهی رو نمیبینه همیشه باهام خوبه شاید خیلیاتون بگید این حرفت اشتباهه ولی از همه کسانی ک برام با ارزشن بیشتر دوسش دارم حتی از پدر مادرم
پدر مادرمو خیلی دوس دارم اما شوهرم از نفس کشیدنم هم با ارزشه چون خوشبختم کرد تو عمرم ۴ساله ک خوشبختم فقط حسرت چیزیو ندارم
تاازه زنگش زدم با گریه گفتم از همه بیشتر دوست دارم حتی خودم اونم گفت منم از همه بیشتر دوست دارم
بخم گفت تو دامی بومی گومی (ینی تو پدرمی مادرمی برادرمی) نمیدونم چرا اینا رو ب شما میگم ولی خوب دعا کنید همیشه کنار هم بمونیم سالم و خشبخت🥲