۴ پاسخ

من ی بار ۲ سالگی خواستم پسرمو از پوشک بگیرم از پیپیش ترسید منم پشیمون شدم پوشکش کردم تا دوسال و ۵ ماهگی
از دوسه هفته قبل اینک از پوشک بگیرمش همش میگفتم کم کم بای بای پوشک بکنیم بری جیش و پی پی هارو بفرستی پیش نی نی هاشون
چندبار جلو چشمش رفتم دستشویی و گفتم ببین دارن میرن پیش نی نی هاشون
بعد که شروغ کردم از پوشک گرفتن هم همینو گفتم دوسه روز اول خطا زیاد داشت بعدش کم کم خوب شد
توام همینجوری ی داستان براش تعریف کن و یکی دوبار جلوش برو دسشویی ببینه تا ترسش بریزه
بعد هربار ک دسشویی شو درست انجام داد ی جایزه بهش بدع مثلا یگو فرشته مهربون اورده چیزای کوچولو ک دوس دارع مثلا پاستیل پفیلا میوه هرچی تو خونه داشته باش دوهفته تا راه میفته

منم پسرم همین بود رفتم دستشویی ببخشید خودم جلوش انجام دادم دید نترسید دیگه

واسه جیش دو براش جان بخشی کن بگو اینا میرن پیش مامان باباشون باهاشون بای بای کن نیلا هم اولش میترسید با این روش خوب شد الان دیگه نمی ترسه

باید باهاش حرف بزنی ک‌از پی پی اش نترسه

سوال های مرتبط