از همون اول خونه خودم بودم
مادرم ده روز موند و وقتی رفت من افسردگی گرفتم با گریه کارامو پیش میبردم ، چون نمیتونسم همه کارامو باهم انجام بدم بچه داری هم بکنم
ولی بعد دو ماه دیگه درس شد
من کلا خونه خودم بودم ،۳ روز اول بخاطر فشار بالا بستری بودم. تا ۶ رپز هم بخاطر زردی پسرم بستری بود و من کلا پیشش بودم و روز۹ دیگه خونه خودم اومدم
کلا خونه خودم بودم مامانم هم ۴ روز فقط پیشم بود بعدشم هفته ای یک بار من میرفتم
اولشه چند روزه دستت را میافته
بعد ۴۰ روزگی دخترم قراره برگردم خونه خودمون. البته من از زایمان تا ۱۷ روزگیش خونه خودمون بودم بعدا اومدم خونه مامانم
سراولی دوهفته خونه مادرشوهردوهفته مامانم بعدش حالم خوب شدبرگشتم خونه الانم برا دومی تا۴۰روز خونه مامان بودم
من ک کلا میخوام خونه خودم باشم اینطوری راحت ترم خواهرم اومده پیشم مامانمم همون موقع زایمانم گف میاد
من تا چهل روز پیش مامانمم هنوز نرفتم خونه خودم😂🤦🏻♀️
دو هفته بعد
هنوزم مامانم میاد هر از گاهی تا بیست روز ولی مدام یکی پیشم بود
سی رفتم بیمارستان 44مرخص شد اومدم خونه، سر دومی ام روز بیس مادرم رف خونش خودم نگه میدارم کلا
ده روز
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.