مامانم دوهفته پیشم بود
از ده روز خودم اوکی شدم بخیه هام دوازده روز کشیدم کارامو میکردم
سه روز خواهرم پیشم بود ولی به ناچار خودم بلند شدم هیچوقت یادم نمیره دست تنها چقدر اذیت شدم
یک هفته مادر شوهرم بود بیشتر غذا درست میکرد بنده خدا من کارای بچمو میرسیدم
بیس روز بود اما خودم بیشتر کارای بچه رو میکردم ک عادت کنم فقط اولش خستگی زیاده برا همون خوبه یکی باشه بتونی یکم بخوابی بعد دگ عادت میکنی خودت
بک هفتهای مادرم پیشم بود بعد خودم سرپا شدم مادرم رفت کمی سخت بود ی نفر وارد زندگیم شده مسولیت ش به عهده من بود ولی سه چهار روزه اوکی شدم باهاش راه اومدم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.