۱۷ پاسخ

من ۲ ماه خونه مامانم بودم.مادرشوهرم حتی یک شب هم منو نبرد خونه‌اش و ازم مراقبت نکرد،با اینکه خاله‌مه

۱۸ روز خ مامانم بودم بعد دیگ اومدم خونه خودم

من تا 10 روز خ مامانم بودم بعدم ک اومدیم خونمون باکمک همسرم گذروندیم

۳ روز مامانم بود. تا یک هفته شوهرم غذا خرید یا مامانم میومد می پخت و می‌رفت. بعدش خودم دیگه آشپزی میکنم

بخدا حرفم نه خنده داره نه دیس لایک
خونه نادرشوهر بودن خنده داره
زحنت کشیده برام

تا ده روز بودن پیشم بعدش مادر شوهرم تا ۴۰بود بعدش کمکم راه افتادم

یه هفته خونه خودم و یه هفتم رفتم خونشون

عزیزم بعد از اینکه بخیه ها کشیدم رفتم خونه خودم مامانم فقط 10روز کنارم بود

من دوهفته خونه مادرشوهرم بودم

۱۰ روز موندم ، از روز ۴ مامانم بچه رو نگه میداشت من غذا میپختم😅، الانم شوهرم نگه میداره چند مدل غذا میپزم میزارم‌فریزر تا تموم شه، یا از بیرون‌میگیریم‌یا خیلی خسته باشم‌شوهرم‌میپزه شبا

تا ۵روز 🤗
بله بچه اولمم همینطور اون که درحد دوسه روز
چی بگم سخته هیچی استراحت نداشتم والان ازوقتی زایمان کردم هنوز نمیتونم به کمر بخوابم بخاطر فشارکاری که روم بوده

من طبیعی بودم خانواده خودمو شوهرم تا دوهفته پیشم موندن بعدش دیگع یا خودم یا شوهرم ناهارو شام میزاریم گاهی اوقات وقت نمیکنیم کلا ی وعده در روز میخوریم🤣🤣🤣🤣شوهرم نبود من گشنگی مرده بودم تا الان

من دو ماه و نیم به خاطر کولیک دخترم خونه بابام بودم
چون همسرم کارش طوریه که خیلی کم‌خونه است و من دست تنها نمیتونستم

۱۵ روز

تا ۳۵ روز خونه مامانم بودم بعد رفتم خونه خودم
ناهار شام هم تا الان با مکافات درست میکنم
و البته زود زود میرم خونه مامانم

تا ۴۰ روز مادرشوهرم شبا پیشم خوابید. نهار شام هم خونشون درست میکرد. برام میورد

۱۰ روز

سوال های مرتبط