انقد دلم میخاد تا وقتی ک کارن از ابو گل در نیومده حداقل تا ۲ تا ۳ سالگیش ن جایی برم ن کسی بیاد😫 تا میام روتین بچه رو مرتب کنم زرتی مهمون میاد تمام زحمتام ب هدر میره😫ولی حیف ک نمیشه حداقل کمی فهم ندارن ک این بچه داره کمی درکش کنن
اگ خونه خودم بودم صدرصد رابطمو با همه کمرنگ میکردم تا بچم ارامش اسایش خواب منظمی داشته و اینکه واسه خیلی چیزا اذیت نشه
تازه هرچقدرم ک میگم نکنید و... بدترش میکنن میدونن ک حساسم بیشتر از لج من بچرو بوس میکنن از خواب بیدار میکنن سرش عصبانی میشن و... خدا هیچکشو تو موندن خونه (یجا زندگی کردن )پدرشوهر و امتحان نکنه 💔😭 خیلی سخته
مثلاث امروز بعد هزار یک سختی بچرو خوابوندم خواهر شوهرم اومد دخترش بچرو بیدار کرد حالا خوبه هر روز اینجاس کمی درک ندارن ک اقا اینجا برادر و زنشم داره زندگی میکنه کمی فهم داشته باشم هر روز نرم مزاحم نشم شاید اونام کمی بخان استراحت داشته باشن ینی برای یه قطره ارامش دارم حسرت میخورم
فقط میگم که ای کاش این ج*ن*گ تموم شه ک من بتونم خونم زود درست کنم برم فقط💔🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️

پوشک بچه مای بیبی ببلاک اپتامیل پوشک
شیر خشک پستونک سرماخوردگی
ویروس نان کامفورت بیخوابی

تصویر
۳ پاسخ

با خانواده زندگی کردن خییییلی سخته خیییییلی،من باهاشون نیستم ولی کلشون تو کل زندگی ماهست امیدوارم هرچه زودتر بری خونه خودت عزیزم

واقعا سخته😪

بنظرم خیلی زیادی حساسی عزیزم
یکم شل کن

سوال های مرتبط

مامان قَندَک🐣 مامان قَندَک🐣 ۱۶ ماهگی
چطو یع روز خوش ندارم از دست خانواده شوهر و مخصوصا خواهرشوهرم ینی ارامش شده برام حروم😭😭 هر روز هروز پلاسن اینجا تا میای چیزی بگی بدشون میاد پدرشوهرم ب کارن چای میده میگم نده ضرر داره میگ تو ضررشو کاری نداشته باش هرچی شد گردن من دیگ اخه .ک .کش مگ بچم مریض میشه شماها یکیتون نزدیک میشن خدا ازوشون نگذره دلم کلی پره میخام گریه کنم داد بزنم بچم تازه خوابیده بود دختره خواهرشوهر هعی رفت اومد در کوبوند بچه ببدار شد خواب زده کلی اذیتم کرد همش گریه نق داد دیگ‌ موندم چیکار کنم همینجوری ک اونا دارن منو اذیت میکنن همیجوری خدا داره از جونشون در میاره ولی کورن نمیفهمن خدا ازشون نگذره 💔
همی خواهر شوهر اصلا نمیره خونه مادرشوهرش چراا؟ چون بره اونجا حرص میخوره اینا بعد خراب میشن رو سرمن کنی شعور ندارن ک اقا من عروسم چجوری خوشم نمیاد شاید زندادشمم خوشش نیاد درک کنم ولی دریغ از کمی فکر و شعور دیگ خسته شدم از بس میگم اینو ندین اونو ندین ضرر داره نبرین بیرون ایشالا خدا یه راهی برامون باز کنه ازین خونه بریم راحت شیم از شرشون😭💔💔


پوشک پوشک بچه مای‌بیبی مولفیکس شیر خشک خواب بیخوابی نان ببلاک کامفورت مولتی‌ویتامین سزارین فرزند پروری اپتامیل پوشک گیگوز دورهمی
مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۴ ماهگی
سلام مامانا
باز امروز مادر شوهرم اومد خونم بعد بهم میگه چرا شیرت میریزنه ب بچه نمیدی منم گفتم وقتی نمیخوره ب زور بدم دهنش میگه از بس ندادی ک نمیخوره دیر دیر میدی اخه اونجوری ک میگه نیست زورم میاد مگ یزید ک نیستم بچمه مگه میشه ندم جونم واسش در میره هی هر روز ک این حرفارو بهم میگه انگار منو از این قبر در میارن تو اون یکی قبر میزارن بخدا خیلی خسته ام ب شوهرممم هر چی میگم انگار ن انگار میگم بریم ی خونه دیگ بگیریم میگم پولشم خودم میدم س تا النگو از خونه پدریم داریم ۶ تا بود با یه گوشواره و یه انگشتر و با انگشتر عقدم میشد دوتا همشو دادم ماشین گرفت ی وانت الان سه تا مونده کلا میگم بیا بدم ی خونه اجاره کنیم بریم از اینجا اصلا گوش نمیده میگه تو بچه رو نمیتونی نگ داری میگم پس الان کی نگه میداره ی ساعت ک ننه باباش ور میدارن بچه رو همین چششو گرفته بخدا داغون شدم همین الان ک این پیام و مینویسم سرم میخواد بترکه ، چیکار کنم بنظرتون برم خونه مادرم تا تکلیفم معلوم بشه اخه برمم بچرو نمیدم بهم باید تنها برم اونم دلم نمیاد بچمو بزارم خدایا چیکار کنم

پوشک
مایبیبی
فرنی
سرلاک
سوپ
مامان 🦁بردیا♌ مامان 🦁بردیا♌ ۱ سالگی
اگر تجربه مشابه دارین کمکم کنین ممنون میشم.
من پسرمو پیش هر دکتری میبرم میگم خوابش خوب نیس قبول نمیکنن. ساعت خوابش خوبه خودم میدونم از ۹ و نیم میخوابه تا ۷ صبح ولی از ۷ روز هفته ۵ روزشو شب خواب سنگین نداره. نمونش دیشب ک کلا شاید یک ساعت خواب سنکین داشته.. یکسره دستش تو صورتشو خودشو چنگ میزنه.. حتی میخواد حالت خوابیدنشو عوض کنه بیدار میشه. ساعت ۴ صبح باید پاشم تو خونه راه ببرمش یا بزامش رو پام ک بخوابه. کلا نیم ساعت میخوابه باز روز از نو. با پستونکش در گیره میخواد در بیاره باز بیدار میشه. من دیگه نمیکشم. کلا شبا دو سه ساعت خواب ندارم. هرچی ب دکترا میگم بابا ی دارو بدین خوابش تنظیم شه. ۷ صبح انگار ب زور تفنگ گذاشتن بالا سرش پامیشه. من میگم تو ک شب خوب نخوابیدی لااقل صبح ی ساعت بیشتر بخواب من بدبختم بخوابم. ن اعصاب برام مونده. ن قیافه‌. ن حوصله. ب خدا دیروز انقد از خستگی و بی خوابی گریه کردم ک انگار دارم شکنجه میشم یک ساله. تا بچه داری. دندونشم نیس چون ۸ تا در اورده اونای دیگم هنوز حتی سفیدم نشدن ک بخوان در بیان.