۱۶ پاسخ

گلم بهم درخواست میدی ؟

منم دو روزه شروع کردم میبرم جیش میکنه بعد دوس داره آب بازی کنه همه جاشو خیس میکنه ب سختی میاد بیرون .پسر شمام اینجوریه؟

خداروشکر راحت شدی پس. کایلین اصلا آمادگی نداره هر موقع میگم‌پوشک‌نبندم جیغ و داد میکنه🤣

منم از دیروز پوشک نکردم از استرس هنوز پی پی نکرده دو روزه

اخی بسلامتی 😍اره واقعا گل گفتی واسه همین منم فعلا دست نگه داشتم

عزیزم بسلامتی پس طی کردین این مرحله رو خدارو شکر 🤲
ممنونم بابت آرزوی موفقیت، هنوز شروع نکردم😅
دقیقا درسته خود مادر متوجه همه چیش هست👌

من از امروز شروع کردم دعا کن موفق بشم 🤲
خداروشکر که راحت شدی

ایول بهت عزیزم خسته نباشی کاش بگی نشونه های آمادگی چی بود

خداقوت بهار جون
بهترین دستاورده 🥲😅
خداروشکر عزیزم

خوش به سعادتت🥺🥺🥺

منم گرفتم وتمام

حالاروزای اول که ازپوشک جداش میکنی کراش میزنی روهمون صندوق بدون پوشک خیلی حال میده گازبگیری🤣🤣🤣

منم دخترمو از صبح پوشک نکردم‌ولی تو سرویس جیش نمیکنه میاد بیرون تو شلوارش میکنه چیکارش کنم بنظرت😢

من هنوز نتونستم دخترم حرف نمیزنه نمیتونه بگه جیش
همکاریم نمیکنه فقط تو پوشک جیش میکنه

خداروشکر تبریک 🥰🥰🥰میشه لطفا بگی برای شروع چکارهایی انجام دادی کلا چجوری پیشرفتید ممنون میشم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

خب خوبه راحت شدی پی پی هم میگه نمیترسه

سوال های مرتبط

مامان ویهان مامان ویهان ۳ سالگی
پارت دهم(۱۰)

از کنارشون رد شدم و به طرف میز خودمون رفتم …
شام روی میز چیده شد و صدای سیاوش رو شنیدم که به بابام گفت بفرمایید شام …
بابا که برگشت بلافاصله ازش پرسیدم …
حنا:بابا راجب چی حرف میزدین؟
بابا :چند میلیون چک بی محل از مشتری ها دارم که وصول نمیشه با سیاوش حرف زدم گفت میتونه یکی دوماهه نقدشون کنه …
شیرین:انشالله که میتونه من شنیدم وکیل خیلی خوبیه…
بابا:اره یکی از فامیلا هم تعریفشو میکرد میگفت کاربلده…
بعد از خوردن شام و دادن کادو …مهمان ها یکی یکی برای خداحافظی با عروس و داماد به طرف جایگاه میرفتند …عکاس هم گوشه ای ایستاده بود ومدام از لحظات خداحافظی عکس میگرفت …
دورشون حسابی شلوغ بود و همه ارزوی خوشبختی میکردن ..
همین حین عکاس از سیاوش خواست که شمعدون رو جا به جا کنه و کنار اینه ای که رو ب روی ما بود بزاره..
سیاوش با شمعدونی که توی دستش بود به طرف ما اومد وقتی از کنارم رد شد ناخوداگاه چشمام بسته شد و غرق بوی خوب ادکلنش شدم …
وقتی چشمام رو باز کردم دیدم سیاوش با چهره ای مضطرب شالم رو تکون میده و مدام میگه :ببخشید…ببخشید…



نان پوشک مولفیکس پوشک مای بیبی نوزاد پسر نوزاد دختر پی پی پوشک شورتی فرزند پروری ترک پوشک سرلاک